آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان، بسيار كم به امريكا سفر ميكند و دليل اين امر هم به نحوه روابط دو كشور مربوط ميشود. باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، از ابتداي ورودش به كاخ سفيد در ژانويه 2009 شعار بهبود روابط با اروپا را ميداد و به همين جهت هم بود كه در نخستين سفرش به آلمان استقبال گرمي از او شد.
اروپاييها و به خصوص مقامهاي آلمان اميدوار به دور جديدي از روابط نزديك و گرم با امريكا شدند اما آرام آرام نظرشان تغيير كرد چون از يك طرف تغيير سياست كلان امريكا از اروپا به شرق آسيا را ديدند و از طرف ديگر، مسئله شنود و جاسوسي امريكاييها از شهروندان و مقامهاي اروپايي به شدت بر آن حس اعتماد و اميدواري ضربه زد. به همين جهت است كه مركل در سالهاي اخير كم به واشنگتن رفته و سفر ماه مي سال گذشته او به واشنگتن به خاطر مناقشه بر سر جاسوسيهاي امريكا بود و اين بار هم بحران اوكراين او باعث رفتن او به واشنگتن شده است.
سفر قبلي مركل نتيجهاي قابل قبول نداشت و باعث تغيير چشمگيري در رفتار امريكاييها نداشت اما اين بار انتظار دارد تا اوباما و ديگر مقامهاي امريكا به حرف او گوش بدهند و كار بحران را به نقطه بيبازگشت نكشانند. از يك هفته قبل كه زمزمههاي ارسال سلاح امريكايي به اوكراين شدت گرفت، اختلاف نظر بين واشنگتن و برلين بر سر اوكراين معلوم شد و علاوه بر انتشار خبر سفر صدر اعظم آلمان به امريكا، مركل با همكاري فرانسوا اولاند، رئيسجمهور فرانسه، دست به كار شد تا سفر مشتركي به اوكراين و مسكو داشته باشند.
اين دو سفر مشترك در وهله نخست براي احياي آتشبس در شرق اوكراين بود تا آن كه زمينهاي باشد براي هدف نهايي برقراري صلح بين جداييطلبان شرق اوكراين با دولت كيف. نكته مهم در اين بود كه مركل و اولاند تلاش خود را درست قبل از كنفرانس امنيتي مونيخ انجام دادند چراكه مقامهاي ارشد سياسي غرب و روسيه در اين كنفرانس حاضر ميشدند و اين دو ميخواستند ارزيابيهاي اوليه را از طرح خود قبل از كنفرانس داشته باشند.
اختلاف نظر بين آلمان و جبهه اروپايي با امريكا در مورد بحران اوكراين در همين كنفرانس امنيتي آشكار شد. مركل و جبهه اروپايي خود با صراحت و شفافيت تمام مخالفت خود را با ارسال سلاح به اوكراين اعلام كردند و در مقابل، طرف امريكايي گزينه ارسال سلاح را پيش ميكشيدند كه يا از طرف مقامهاي كاخ سفيد در لفافه مطرح ميشد يا مثل سناتور جان مككين، رئيس كميته نيروهاي مسلح در سنا، بيپرده از اين گزينه گفت.
اين اختلاف نظر تا آنجا بود كه ولفگانگ ايشينگر، رئيس كنفرانس امنيتي مونيخ، شكاف بين امريكا و اروپا را به نحو ضمني تأييد كرده و آن را حاصل تلاش ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه، براي ايجاد دو دستگي ميان متحدين غربي بداند. مركل گزينه ارسال سلاح به اوكراين را بدترين سناريو براي بحران اين كشور ميداند و وقتي كه ميبيند طرف امريكا در اين زمينه جدي هستند و اشتون كارتر، جايگزين چاك هيگل براي وزارت دفاع، از اين گزينه به صورت جدي دفاع ميكند، فقط طرح صلح مشتركش با اولاند را در خطر نميبيند بلكه خطر بيشتر را متوجه كل اروپا ميبيند. واقعيت اين است كه نه مركل و نه هيچ مقام سياسي ديگري در اروپا اطميناني به اين گزينه به عنوان كليدي براي حل اوكراين ندارند.
آنها بر خلاف امريكاييها تجربه طولاني از سياست روسي دارند و ميدانند كه اسلحه هيچگاه نتوانسته روسها را بترساند بلكه نتيجه معكوس داده و حتي ميتواند روسها را مجبور به استفاده از اسلحه به عنوان سياست مقابله به مثل كرده است. بنابر اين، گزينه اسلحه امريكايي يا هر كشور غربي ديگر براي بحران اوكراين نه يك راه حل بلكه ريختن هيزم به آتش است و حالا كه تلاش مشترك مركل و اولاند براي نشست مينسك با حضور روساي جمهور روسيه و اوكراين نتيجه داده، مركل به كاخ سفيد ميرود تا با طرف امريكايي بر سر پرونده اوكراين چانهزني كند.
او از اوباما انتظار دارد تا بيش از اين بر گزينه ارسال سلاح به اوكراين اصرار نكند تا صدمهاي بر تلاش مشترك او با اولاند وارد نشود و به ديپلماسي فرصت تازه داده شود. خود مركل در كنفرانس امنيتي مونيخ گفت كه تضميني براي موفقيت مذاكرات كنوني وجود ندارد اما ميداند گزينه امريكايي آخرين اميدها را بر باد ميدهد و به همين علت است كه ميخواهد امريكا بر گزينه خود ديگر اصراري نداشته باشند تا اميد كم او به موفقيت شانس موفقيتي داده شود.