ديگر برد و باخت پرسپوليس در ليگ برتر براي هوادارانش، با توجه به جايگاهي كه
در جدول رده بندي دارد، اهميتي ندارد. اين را نتايج تيم حداقل در نيم فصل دوم،
نشان ميدهد؛ پرسپوليس در دور برگشت ليگ برتر چهار شكست متوالي داشته، تا مجموعاً
در پايان هفته نوزدهم 9 بار باخته باشد. كه كارنامهاي درخشان براي درخشان و تيمش
محصوب ميشود! و البته اضافه كنيد كه پرسپوليس از جام حذفي هم حذف شده است. شايد
كساني كه پرسپوليس را به اين روز انداختهاند، ناخودآگاه بهترين خدمت را به
هواداران بيشمار تيم كردهاند!
آنان موفق شدهاند هيجان و اضطراب و استرس نتايج تيم را از براي هواداران كم كنند. نيم نگاهي به احوالات هواداران پرسپوليس گوياي اين است كه ديگر كسي از باخت سرخها ناراحت نميشود، كارش را براي ديدن بازيهايش نيمه تعطيل نميكند، در محاورات روزانه هم كمتر شاهد گفتوگو ما در خصوص بازيهاي اين تيم هستيم. سكوهاي خالي ورشگاه آزادي هم، در زمان بازيهاي پرسپوليسس، مويد ديگري بر نااميدي هواداران از تيم محبوب ديروزشان است.
اتفاقات گوناگون باشگاه، چه در مديريت و كادر فني، باعث دلخوري هواداران و به ضرر پرسپوليس شده است.
تأسف بارترين بخش ماجرا اينجاست كه اين تيم نماينده كشورمان در ليگ قهرمانان اسياست. اوضاع نامناسب اين روزهاي تيم سرخپوشان پايتخت گواهي ميدهد كه در جام باشگاههاي آسيا هم حرفي براي گفتن نخواهد داشت و اين نه تنها هواداران را بيشتر نگران ميكند كه باعث نگراني كل فوتبال است كه چرا در اين جام بخت بحث آبروي فوتبال ايران است. آبرويي كه تيم ضعيفي چون پرسپوليس ميتواند به تنهايي آن را برباد دهد.
تيم پرسپوليس در جام باشگاههاي آسيا با تيمهاي النصر عربستان، لخوياي قطر و يكي از تيمهاي الجزيره امارات يا بنيادكار ازبكستان همگروه است.
تيمهاي عربي با استخدام بازيكنان و مربيان خوب خارجي در جام باشگاههاي آسيا سري توي سرها در آوردهاند و تكليف تيم ازبك نيز در صورت صعود روش است هواداران پرسپوليس انتظار دارند كه تيم محبوبشان لااقل در اين مسابقات آبروداري كند و كيسه گل اين تيمها نشود. پرسپوليس در دورههاي گذشته اين مسابقات توانسته است ركورد تماشاگران را بشكند.
اما اكنون كمتر از مسابقات داخلي اين تيم هم استقبال نميشود.
اينكه پرسپوليس در ليگ قهرمانان آسيا نتيجه بگيرد با توجه به شرايط فعلي اين تيم امري است غير ممكن، در ليگ برتر نيز به طور حتم كاري از پيش نميبرد بنابر اين هواداران اين تيم بايد قيد اين فصل را بزند.
در اين اوضاع و شرايط توقع است كه هر چه زودتر به وضعيت تيم سروساماني داده شود و با استخدام بازيكناني در حد و اندازه اين تيم و مربيان كار بلد (نه صرفاً خارجي يا نامدار) و صاحب سبك در فصول بعدي اين تيم نتيجه بگيرد و هيجان را دوباره به سكوها برگرداند.