
در پي رخدادهاي امنيتي پاريس، رهبر معظم انقلاب در نامهاي سرگشاده خطاب به جوانان غربي از آنان خواست اسلام را از منابع اوليه آن بشناسند. اين رخداد از يك حمله مسلحانه به دفتر كار نشريه شارلي ابدو در پاريس آغاز شد و به دو درگيري مسلحانه ديگر در محل اختفاي عاملان حمله نخست ختم شد. با وجود اينكه ابهامها و سؤالهاي پاسخ نداده شده زيادي در اين زمينه باقي است اما اين رخدادها دو نتيجه عملي به همراه داشت كه هر دو به نفع رژيمصهيونيستي بود: نخست اينكه اين رژيم با ادعاي نبود امنيت در اروپا لزوم مهاجرت يهوديان مقيم فرانسه و اروپا را به فلسطين اشغالي مطرح كرد كه در فضاي انتخاباتي حاكم بر فلسطين اشغالي از اهميت خاصي براي راستگرايان صهيونيستي به خصوص نتانياهو برخوردار است و دوم از آنجا كه حملات پاريس به داعش و القاعده نسبت داده شد (هرچند كه سبك حمله به ساختمان شارل ابدو هيچ تناسبي با سبك حملات داعش و القاعده نداشت و بيشتر به عمليات مافيايي سازمان يافته شباهت داشت) و در غرب اين گروهها به عنوان نماد اسلام افراطي شناخته ميشود، لذا متعاقب حملات پاريس موج اسلامهراسي بار ديگر زنده شد. اما همچنانكه در تظاهرات موسوم به «اتحاد» مشاهده شد اين موج به گونهاي مديريت شد كه غرب را در برابر اسلام و مسلمانان متحد نشان دهد و در عين حال از اسلام به عنوان خطر جدي براي غرب و حتي جهان به تصوير بكشد. در چنين فضايي بود كه رهبر معظم انقلاب وارد عمل شدند و پيامي را خطاب به جوانان غربي صادر كردند.
ويژگيهاي پيام
يكي از اين ويژگيها مخاطب محور بودن پيام است به گونهاي در اين پيام فقط بر جوانان متمركز شده كه اين ميتواند دلايل زيادي داشته باشد از جمله اينكه اين جوانان هستند كه يا در معرض هجوم تبليغات مسموم غربي عليه اسلام راستين قرار دارند يا اگر مسلمان باشند توسط سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي فريب داده ميشوند و براي مقاصد خاص به كار گرفته ميشوند. همچنين جوانان به لحاظ وضعيت سني از انعطاف بيشتري برخوردارند كه امكان قابليت پذيرش و درك پيام را بالا ميبرد.
ويژگي دوم پيام تعاملي بودن آن است كه از ويژگيهاي رسانههاي مدرن است. يكي از تفاوتهاي اصلي رسانههاي سنتي و مدرن در تعاملي بودن آن است و در حالي كه رسانههاي سنتي ماهيت يكسويه دارد و از بالا به پايين را شامل ميشود اما رسانههاي مدرن از قابليت تعاملي برخوردار است و اين نكته كاملاً در روح و محتواي پيام آشكار است. به نظر ميرسد برخورداري از همين ويژگي تعاملي يكي از عوامل مؤثر بر انعكاس پيام رهبري در رسانههاي مدرن و فضاي مجازي در مقايسه با رسانههاي سنتي همچون خبرگزاريها بوده است. چنانكه تعداد بازديدكننده از سايت و صفحات اجتماعي مجموعاً 3، 060، 403 نفر و تعداد كامنت و اشتراكگذاريها در خصوص اين موضوع 124، 294 مورد و تعداد لايكهاي موافق موضوع 211، 729 مورد بود كه در مقايسه با رسانههاي سنتي رقم بالايي است. اين نشان ميدهد كه پيام رهبري به جوانان غربي با توجه به قالب نو و مدرن آن سازگاري بيشتري با رسانههاي جديد داشت و با توجه به اينكه امكان كنترل بر اين رسانهها در مقايسه با رسانههاي سنتي كم و در برخي موارد غير ممكن است لذا بازتاب بيشتري در رسانههاي مدرن داشت و اين نشان ميدهد كه با برنامهريزي دقيق و هوشمندانه ميتوان فضاي مجازي را به فرصت تبديل كرد و از ظرفيتهاي اين عرصه براي تبيين مواضع استفاده كرد. از اين ديد پيام رهبري به جوانان اروپايي ميتواند راهگشا و سرآغازي براي ابتكارات جديد در اين عرصه باشد.
از ديگر ويژگيهاي پيام رهبر انقلاب به جوانان غربي قابليت جذب مخاطب و اعتمادسازانه حاكم بر آن است و اين مزيتها به گونهاي در هم تنيده و همپوشاني پيدا كردهاند كه هيچ حد و مرز مشخصي را نميتوان براي آن پيدا كرد.
از همه مهمتر اينكه در اين پيام شيوهاي جديد براي تبليغ اسلام راستين معرفي شده كه به سنت پيامبر گرامي اسلام نزديك است و فرسخها با شيوههاي گروههاي تكفيري (كه بر جبر و اجبار استوار است) فاصله دارد.
راهكارهاي عملي پيام
همچنانكه گفته شد رهبر معظم انقلاب از جوانان غرب خواسته است اسلام را از منابع اوليه آن و با تكيه بر تحقيق و تفحص و به دور از هرگونه پيشداوري ذهني بشناسند. تحقق اين هدف مستلزم آن است كه امكان دسترسي جوانان و بهخصوص تحصيلكردگان غربي به اين منابع فراهم شود. اما از آنجا كه شناخت از اين طريق زمان بر است و امكان دارد چندين سال به طول بينجامد از اينرو شايد بتوان گفت كوتاهترين راه اين است كه از فضاي رسانهاي اعم از مجازي و واقعي براي خنثي كردن اقدامات جنايتكارانهاي كه تكفيريها به نام اسلام مرتكب ميشوند، استفاده شود. براي مثال داعش در فيلم مربوط به زنده سوزاندن خلبان مسلمان اردني به آيهاي از قرآن شريف براي توجيه اين جنايت متوسل شده است حال آنكه خيلي از علماي سني اعم از علماي الازهر و حتي برخي از مفتيهاي عربستان نسبت به تحريف اين آيات و استفاده نابجا از آن اذعان دارند و به نظر ميرسد در چنين وضعيتي كه هنوز فضاي خبري و افكار عمومي گرم است بايد براي پاسخ به اين سوءاستفادهها كه به نام اسلام صورت ميگيرد، اقدام عاجل صورت گيرد. راهكار عملي ديگري كه در اين زمينه لازم و ضروري ارزيابي ميشود تقويت وحدت ميان علماي جهان اسلام اعم از سني و شيعه است چراكه اكنون كل موجوديت اسلام در معرض هجوم قرار گرفته است. زماني تلاشها بر ايجاد اختلاف بين شيعه و سني متمركز بود و آن زماني بود كه تلاش ميشد از ظرفيتهاي اهل سنت عليه ايران استفاده شود و به همين منظور بر ايرانهراسي تمركز ميشد اما از زماني كه پروژه ايرانهراسي به شكست انجاميد تلاشها بر ايجاد اختلاف و درگيري بين فرق مختلف سني متمركز شده است و در اين راستا از افراد و گروههاي انحرافي در ميان سنيها براي تخريب وجهه جهان اسلام استفاده ميشود. با وجود اينكه اين افراد و گروههاي انحرافي از صدر اسلام تاكنون در اقليت قرار داشتند اما در اقدامي سؤال برانگيز تلاش ميشود چهره بيش از يك و نيم ميليارد مسلمان در جهان از زاويه ديد اقدامات اين افراد معرفي شود و با وجود اينكه مسئوليت مقابله با اين افراد در وهله اول متوجه علماي سني است اما رهبر معظم انقلاب با پيشگامي در اين عرصه توانسته بخشي از خلأهاي جدي در اين عرصه را برطرف كند كه قاعدتاً بايد از سوي رهبران و علماي ديگر كشورها دنبال و پيگيري شود.
در مجموع پيام رهبر معظم انقلاب به لحاظ شكل و محتوا شيوه جديدي در ارسال پيام انقلاب اسلامي محسوب ميشود كه كاملاً با طبع و ماهيت رسانههاي مدرن همخواني دارد و به همين علت در فضاي مجازي و رسانههاي مدرن (كه ماهيت تعاملي دارند) بيش از رسانههاي سنتي (كه ماهيت كنترلي دارند) با استقبال مواجه شد و اين نشان ميدهد كه رسانههاي مدرن در صورت مديريت ميتوانند فرصت باشند تا تهديد. علاوه بر اين ارسال اين پيام از الزامات و مسئوليتهايي ناشي ميشود كه با توجه به هجمه سنگين دشمنان براي تخريب وجهه اسلام متوجه آحاد مسلمانان و علماي مسلمان جدا از شيعي و سني است كه اين لزوم همكاري و همراهي همگان را در صيانت از حريم و حرمت اسلام ميطلبد.