اوضاع خوب است. جام را با بردي شيرين آغاز كردهايم. حريف بعدي اما درست برعكس ايران، شكستي سنگين را تجربه كرده است. همه از اقتدار ايران در گام اول مينويسند و روحيه ضعيف قطر براي بازي دوم. تمرينات نشان از نشاط و انرژي و انگيزه بازيكنان دارد. اما درست همين مسئله نگرانكننده است، در واقع در چنين شرايطي احتمال مغرور شدن و دستكم گرفتن حريف به شدت افزايش مييابد. احتمالي كه ميتواند ورق را به سود حريف برگرداند و رشتههاي كرش را پنبه كند.
تيم ملي ايران در بازي نخست عالي كار كرد. پاسهاي خوب، شوتهاي خطرناك، تحتفشار گذاشتن حريف و برنامهاي كه براي برد طراحي شده بود و نتيجه هم داد. اما همين تيم ظرفيت اين را دارد كه با اندكي غرور كاذب حريف بعدي را دستكم گرفته و تلاشهايش در بازي نخست را به باد دهد و شرايط را كاملاً متفاوت رقم زند اگر كرش كار كردن روي شرايط روحي رواني تيمش را جدي نگيرد.
اين روزها رسانههاي دنيا روي شاگردان كرش زوم كردهاند. هر روز يكي از روزنامهها يا خبرگزاريهاي مطرح دنيا از بازي خوب ايران برابر بحرين و ترسي كه بعد از اين برد بر جان ديگر رقبايش در گروه انداخته، مينويسد و به تعريف و تمجيد از تواناييهاي شاگردان كرش ميپردازد. جالب آنكه هر اندازه از عملكرد تيم ملي ايران در نخستين بازي تعريف و تمجيد ميشود، قطر زير سؤال رفته و گفته ميشود كه بدون انگيزه و افسرده وارد ملبورن شده است. نگاهي كه اين فرصت را به قطر ميدهد تا به گونهاي كاملاً متفاوت از بازي با امارات و دور از انتظار برابر تيم ملي ايران ظاهر شده و شاگردان كرش را به دردسر بيندازد. خصوصاً كه اگر آنها به پشتوانه بازي اول برابر بحرين، خود را از قبل پيروز اين ميدان بدانند!
البته بعيد به نظر ميرسد اين مسئله مهم از چشمان تيزبين مرد پرتغالي نيمكت تيم ملي پنهان بماند. كرش نه فقط يك مربي كه در واقع يك روانشناس كاربلد است و با توجه به اين خصوصيت بارز و شاخص، انتظار ميرود روي مسائل روحي- رواني تيمش قبل از بازي پنجشنبه بيشتر از مسائل فني كار كند. اين واقعيت است كه نصف تيم ايران هم ميتواند قطر را به زانو در آورد. اما به شرط آنكه ياران كرش با اين تفكر وارد زمين نشوند و همچون بازي با بحرين، بيتوجه به نتايج اولين بازي فقط و فقط به سه امتياز بازي پيشرو بينديشند و بس. از آنجايي كه بازيكنان تيم ملي مستعد مغرور شدن هستند، اين وظيفه كرش است كه آنها را به گونهاي آماده كند كه اسير ظاهر افسرده قطر نشده و بلايي كه سر بحرين آوردند، سر قطر هم بياورند و اين براي كرش كار سختي نيست. مردي كه خوب ميداند چه كاري را چه زماني انجام دهد كه بهترين نتيجه را
بدهد.
كرشي كه در كمال آرامش جوابي به چوي، سرمربي كرهجنوبي ميدهد كه او هرگز تا آخر عمر نيز نميتواند پاسخي برايش بيابد و به وقتش فريادي بر سر او ميكشد كه شايد ديگر هرگز گوشهايش مانند آن را نشنود، مردي كه در بهترين شرايط ممكن و بعد از اولين برد مقتدرانه تيمش فيفا را چون محكومي اعدامي گوشه ديوار قرار داد و به تنهايي به رگبار ميبندد، آن هم كاملاً هوشمندانه و زيركانه كه مو لاي درزش نرود، حتماً حواسش به شرايط روحي- رواني تيمش نيز هست.
ظاهراً او خودش حواسش به همه چيز هست. اين را از تمرينات اختصاصي براي سه تن از شاگردانش ميتوان دريافت كه نشان ميدهد خوب ميداند هر كدام از يارانش چه ميكنند و درست در همان شرايط كه همه با نگاهي پرسشگر او را مينگرند، با ترفندي كاملاً روانشناسانه با دو تن از شاگردانش نزد هواداران رفته و بعد از عكس گرفتن و امضا دادن، آنها را در گروههاي پنج نفره روانه اتوبوس تيم ميكند تا هم تشكري كرده باشد از حمايتهايشان و هم دل آنها را بهخاطر برگزاري تمرينات پشت درهاي بسته به دست آورد. پس بعيد به نظر ميرسد اين مربي حواسش به غرور شاگردانش نباشد و فتيله آن را به موقع پايين نكشد؛ غروري كه اگر اندازهاش از دست شاگردان كرش در برود، ميتواند آغاز يك فاجعه باشد در جامي كه خوب شروعش كرديم!