ما سوار بر تكنولوژي يا تكنولوژي سوار بر ما
چرايش را نميدانم اما اين را به روشني ميتوان ديد كه تكنولوژي خيلي وقتها به جاي آنكه در خدمت بشر باشد ما آدمها را به خدمت خود گرفته است. حكايت شبكههاي اجتماعي تلفن همراه و فضاي مجازي هم درست همين شده است. اين شبكهها هر چند ميتوانند براي اطلاعرسانيهاي هدفمند و سريع، امكان ارتباطات گستردهاي را فراهم آورند اما در عمل بيشتر به محلي براي وقت گذراني يا به عبارت دقيقتر كشتن لحظههاي مفيد خيلي از ما تبديل شدهاند و از آنجايي كه مشتري پر و پا قرص چنين محصولات و امكاناتي جوانان هستند پس به سادگي ميتوان پي برد ساعاتي كه پاي شبكههاي اجتماعي فضاي مجازي و تلفن همراه هدر ميرود بهترين لحظههاي عمر ماست. با وجود اين همه ما دوست داريم لحظاتي را در فضاي مجازي سير كنيم و با حضور در شبكههاي اجتماعي انواع تازهتري از ارتباطات را تجربه كنيم و بعضي وقتها از اين مسير در زندگي ديگران نيز سرك بكشيم.
در خدمت گرفتن اپليكيشنهاي تلفن همراه براي چاپلوسي
حالا هم كه با باب شدن تلفنهاي همراه هوشمند و فراگير شدن شبكههاي اجتماعي تلفن همراه نظير وايبر، واتس آپ، لاين، تلگرام، اينستاگرام و دهها شبكه ديگر كمكم پاي ادارات و سازمانهاي دولتي و خصوصي هم به اين فضا باز شده و شاهد تشكيل گروههايي با عنوان سازمان مربوطه هستيم كه با اهداف مختلفي صورت ميگيرد و اغلب برخي از مديران اين سازمانها و ادارات هم كه شايد در حالت عادي و در دنياي حقيقي كاركنانشان سالي يك بار هم آنها را ملاقات نكنند براي عقب نماندن از مصاديق تكنولوژي و اثبات به روز بودن و تسلط بر دانش و فناوري در اين گروهها عضو ميشوند و حضور مجازي شان ملموستر از حضور حقيقيشان است. در اين ميان بعضي كاركنان هم از فرصت حضور در محضر رؤساي مجموعههاي كاري در گروههاي مجازي بهره ميگيرند و اينگونه ميشود كه انواع مجازي پاچه خاري و چاپلوسيهاي مستقيم و غيرمستقيم هم شكل ميگيرد. به خصوص اينكه پاچه خاري مجازي خيلي وقتها در فضاي واقعي به بار مينشيند و فرد پاچهخار آنچه را در فضاي مجازي كاشته است در فضاي حقيقي درو ميكند. طبيعتاً اين مهم درباره افراد و مديراني كه نقطه ضعفهاي روحي و اخلاقي بيشتري دارند بيشتر اثرگذار خواهد بود.
نقطه ضعفي در همه ما آدمها
شدت و ضعف دارد اما اين قاعده تقريباً استثنا ندارد. همه ما از اينكه كسي مطابق ميلمان حرف بزند و در ميان صحبتهايش مستقيم و غيرمستقيم عنايتي هم به ما داشته باشد بفهمي نفهمي خوشمان ميآيد و يك جورهايي خريدار تعريف و تمجيد ديگران هستيم. حتي اگر مطمئن باشيم قباي اين تعاريف بر قد و قواره ما زيادي بزرگ است اما خب آدميزاد است ديگر و اگر هر لحظه نفس خودش را مورد بازبيني و عتاب قرار ندهد به راحتي تحت تاثير رفتارهاي ديگراني قرار ميگيرد كه با علم به كاستيها و نقطه ضعفها براي نزديك شدن به ما و رسيدن به خواستههايشان با انواع و اقسام روشهاي مستقيم و غيرمستقيم به تملقگويي و چاپلوسي رو ميآورند. بنابراين تملق و چاپلوسي چه در فضاي حقيقي باشد و چه مجازي معادله دو طرفهاي است كه از يكسو به افراد تملق دوست و از سوي ديگر به افراد چاپلوس نياز دارد و در هر دو سوي اين معادله نيز حقارت و ضعف نفس موج ميزند. پاسخ اين معادله اما يك حقيقت تلخ بيشتر نيست و آن هم به حاشيه كشيده شدن افراد صالح و توانمندي كه در صورت برخورداري از يك مديريت شايسته و منطقي ميتوانند بهرهوري بالايي را نصيب مؤسسه، اداره، شركت و به طور كلي جامعه نمايند اما حضور و نمايش برخي ديگر مانع از ديده شدن اين افراد ميشود.
به بيان دقيقتر پاچه خاري چه در دنياي حقيقي باشد چه در دنياي مجازي، مانع رشد، توسعه و پيشرفت فردي و اجتماعي ميشود و به همين دليل است كه اين رفتار مذموم در آيات و روايات متعدد مورد اشاره قرار گرفته و انسانها را از ابتلا به اين آفت و همچنين تحت تأثير آن قرار گرفتن بيم داده است.
وعده عذاب دردناك
براي مروجان ظلم و تكبر
براي آنكه تصوير بهتري از مسئله تملق و چاپلوسي يا به تعبير امروزي و خودماني آن خود شيريني و پاچه خاري چه مجازي و چه حقيقي داشته باشيم بد نيست به ايات و روايات هم نگاهي بيندازيم و اين موضوع را با ذرهبين دين مبين اسلام مورد بررسي قرار دهيم.
خداوند متعال در آيه 188 سوره آلعمران در رابطه با تملق و چاپلوسي فرموده است:«البته گمان مبر كسانىكه بدانچه كردهاند شادمانى مىكنند و دوست دارند به آنچه نكردهاند مورد ستايش قرار گيرند قطعاً گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب است [كه] عذابى دردناك خواهند داشت».
وعده عذاب دردناك براي تملقگويي نشان از عمق آسيبهاي فردي و اجتماعي چنين صفتي دارد.
در تفسير نور درباره اين آيه آمده است: مردم سه دستهاند؛
1 - گروهى كه كار مىكنند و انتظار پاداش يا تشكر از مردم ندارند. 2- گروهى كه كار مىكنند تا مردم بدانند و ستايش كنند. 3- گروهى كه كار نكرده، انتظار ستايش از مردم دارند. گفتهاند از مواردى كه غيبت جايز است، در مورد كسى است كه ادعاى مقام يا تخصص يا مسئوليتى را مىكند كه صلاحيت آن را ندارد. در اسلام و در سيره ائمه و پيامبر اكرم (ص) هرگونه تملق و چاپلوسى منع شده است. در تفسير نور همچنين درباره پيامهاي اين آيه نوراني ميگويد: 1- رذايل اخلاقى، همچون عُجب و غرور و انتظار تملق از مردم، هلاكت قطعى را به دنبال دارد.
2- قرآن، هرگونه تحليل و تفسير نابجا را نسبت به هر كس و هر موردى محكوم مىكند. 3- خداوند نه تنها براى رفتار، بلكه براى خواستههاى خير و شر انسان نيز حساب باز مىكند.
4- آنچه خطرش بيشتر است، توقع حمد است، نه توقع شكر و مدح. زيرا در حمد، نوعى ستايش آميخته با پرستش نهفته است. 5 - گنهكار ممكن است پشيمان شده، توبه كند و نجات يابد، ولى افراد مغرور، حتى درصدد توبه برنمىآيند، لذا اميدى به نجات آنان نيست. 6- كسانى كه در دنيا گرفتار اوهامِ خودپرستى و اسير زندان «منيت» هستند، در قيامت نيز اسير و گرفتار عذاب الهىاند. اميرمؤمنان علي(ع) در حكمت 339 نهجالبلاغه در بيان معيار ارزش حمد و ثنا و جدا كردن آن از دو راه افراط و تفريط ديگر يعني تملق و حسادت ميفرمايد: «ثنا و ستايش بيش از استحقاق، تملق است و كمتر از استحقاق، ناتواني و حسادت است». مولاي متقيان سيماي چاپلوسان را اينگونه تفسير ميكنند:«به راستي كسي تو را دوست دارد كه تملقگويت نباشد و در حضورت چاپلوسي نكند و دوست واقعي كسي است كه نميگذارد اين تعريف و تمجيد به گوش تو برسد». و در جاي ديگر ميفرمايند:«كسي كه مدح و ثناي تو را ميگويد در حقيقت تو را با اين كارش سربريده است».
امام هادي(ع) نيز به كسي كه در ستايش از ايشان افراط كرده بود فرمودند:«از اين كار خودداري كن كه تملق بسيار بدگماني به بار ميآورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نيت نشان ده.»
سقوط نظامهاي ارزشي در جامعهاي كه پلههاي ترقياش از تملق است
اغلب افراد ضعيفالنفس و ناتوان تملق ميگويند و افراد داراي ضعفهاي روحي و شخصيتي كه بنا به دلايلي پست و مقام يا ثروتي دارند هم خريدار اين چاپلوسيها هستند. اما عادت شدن به چنين رفتارهايي در جامعه و رسوخ تملق و چاپلوسي در اركان اجتماعي موجب ميشود تا افراد به جاي تكيه بر تواناييها و تلاش از تملق و پاچه خاري نردباني براي ترقي بسازند و در عوض افراد لايق و درستكار كه سرشان به انجام كار درست و ارتقاي كيفيت كاريشان گرم است از يكسو به دليل ضعف مديريتي مسئول سازمان يا اداره مربوطه ديده نشوند و از سوي ديگر به دليل چاپلوسي نكردن و عدم بزرگنمايي فعاليتشان به حاشيه فراموشي كشيده شوند. اينگونه ميشود كه افراد نالايق در كرسيهاي مهم قرار ميگيرند و بديهي است جامعهاي كه تملق در آن به يك روال براي پيشرفت مبدل شود با قرار گرفتن افراد ناتوان و ضعيفالنفس در پستهاي كليدي سرنوشتي جز سقوط و فروپاشي نظامهاي ارزشي در انتظار آن نيست.
پاشيدن خاك بياعتنايي بر صورت متملق
امام علي(ع) در بيان آسيبهايي كه تملق و چاپلوسي براي فرد و جامعه بهدنبال دارد، ميفرمايند: «بسيار ستايش كردن از افراد، چاپلوسي است كه تكبر را سبب ميشود و شخص را از عزت دور ميسازد». بهترين راه براي مبارزه با آفت تملق، بياعتنايي به افراد چاپلوس و پاچه خار است همانگونه كه پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند: «بهصورت چاپلوسان خاك بپاشيد».