اولاد آدم وام ميخواهد. براي همين هم بايد از خود برندسازي كند. برند كه بشوي يعني 5/7 ميليون پول كه بدهي ميتواني گام اول را برداري. يعني اول پول ميدهي. بعد شلوارت را قرمز ميكنند. كفشت را زرد و روپوشت را سفيد. بعد عكست را خودت سلفي ميگيري ميفرستي براي هركس. بعد از توي لپ لپ اسمت را در ميآورند و ميبري بانك. بعدش وامدار ميشوي و خلاص! آهان يادم رفت، بايد ماساژت هم بدهند. نترس ماساژورش ژاپني است. تايلندي نيست! بهت نمك هم ميزنند! ما ملت كم نمكي هستيم...
بله اين پروسه جديد شماست. تبريك ميگويم، شما قهرمان شدهايد. قهرمان صنعت! ميگوييد نه! به حرفهاي اولاد آدم شك داريد؟ برويد خبر خبرگزاري فارس را بخوانيد و بدانيد كه اين صنعت تنها تدبير ندارد كه حساب و كتاب هم دارد و ما داريم به سمت كمالاتمان پر ميكشيم و يكي نيست كه جلودارمان باشد؛ حتي نيره پيروزبخت، رئيس سازمان ملي استاندارد!
خبر را خبرخوان كنيد تا من بروم دست و صورتي آببزنم و برگردم: «جشنواره قهرمانان صنعت در حالي برگزار شد كه با حاشيههايي مانند لباس عجيب بنيانگذار جشنواره و حضور يك شركت ارائهدهنده خدمات ماساژ و كيسهكشي ژاپني در فرايند ارزيابي جشنواره همراه بود... ابراز بياطلاعي رئيس سازمان استاندارد از نحوه ارزيابي شركتهاي برگزيده در جشنواره قهرمانان صنعت، اين سؤال را مطرح ميكند كه وي به عنوان متولي امر استاندارد در كشور بر چه مبنايي در اين جشنواره حاضر شده است؟... در جشنواره 100 شركت به عنوان برگزيده معرفي شدند كه قرار است بانك دي به عنوان حامي مالي جشنواره، به آنها تا سقف 150 ميليارد تومان تسهيلات ارائه كند.... يكي از برگزيدگان جشنواره قهرمانان صنعت در مورد نحوه شركت در فرايند ارزيابي اين جشنواره گفت: براي حضور در جشنواره، 5/7 ميليون تومان پرداخت كرديم.... حضور يك شركت ارائهدهنده خدمات ماساژ و كيسهكشي ژاپني جالب و قابلتوجه بود. اين شركت با ايجاد غرفهاي در حاشيه سالن برگزاري همايش، خدمات خود را كه شامل حمام ژاپني، كيسهكشي ژاپني، اتاق نمك و ماساژ بود به شركتكنندگان معرفي ميكرد. بنيانگذار جشنواره با روپوش پزشكي، شلوار جين قرمز، كفشهاي موزيرنگ و چتري مشكي روي سن آمد و اين كار خود را اقدامي در جهت برندسازي شخصيتي عنوان كرد. وي در طول سخنانش از حاضران خواست تا گوشيهاي تلفن همراه خود را در دست بگيرند، از خودشان عكس سلفي بيندازند و آن را با عنوان «همين الان در مركز همايشهاي صدا و سيما، يهويي» روي شبكههاي اجتماعي منتشر كنند. خودش هم گوشي تلفن همراهش را به دست گرفت و به اصطلاح عكس سلفي انداخت.»
...آخيش! برگشتم. يادم رفت موضوع بحثمان چه بود؟ داشتيم از صنعت ملي و تأثيرات آن در جامعه رو به گذار حرف ميزديم و ميگفتيم كه شفافسازي ميتواند يكي از راهكارهاي مناسب براي تغيير زيرساختهاي بنيادين اقتصاد بدون نفت و مبتني بر ماليات باشد. چي؟ اين داخل جزوه نيست؟ آهان! بله الان كلاس درس نيست. شما خواننده ستون طنز هستيد؟ باز من موازيكاري كردم؟ هم رفتم دستشويي، هم دارم متن سخنراني آماده ميكنم و هم طنز مينويسم و هم ميخواهم بروم بانك گل بچينم! ببخشيد....
اولاد آدم قاطي كرده است. ابتذاليده اصلاً. بهش وقت بدهيد خودش را جمع و جور بكند. الان واقعاً نميداند چه به چه شده است! اما دوست دارد برود جشنواره برگزار كند و از هر شركت 5/7 ميليون پول بگيرد و بعد از ميان مثلاً هزارتا شركت پول بده، صدتايشان را برنده اعلام كند تا يكي ديگر بيايد به آنها جايزه بدهد! مرحوم ابوي راست ميگفت كه در ايران و در تهران پول ريخته، يكي نيست كه بيايد و جمع كند! راستي چرا اين فكرهاي بكر به سر ما نميزند. مثلاً برويم جشنواره چي چيه ملي راه بيندازيم. بعد بيايند و به ما پول بدهند و ما برويم هاوايي! برويم جزاير قناري! برويم شكار بلبل! آنتاليا. قبرس. اصلاً سواحل عربي زيباي خليج فارس...
اولاد آدم مانده است كه متولي اقتصاد مملكت كيست؟ متولي صنعت؟ متولي استاندارد؟ صنعت را با شلوار جينكشي قرمز اِوا كش و كفش زرد لجني و روپوش سفيد پزشكي و چتر فلان و بهمان گره بزني و بعد همه را مضحكه كني كه سلفي بگيرند و ماساژور ژاپني به آنها قالب كني و كك هيچكس نگزد؟ نوبر است به خدا. خلايق هر چه لايق! اين برند خورده است توي ملاج اولاد آدم. چشمم دارد در ميآيد. ذوق مرگ كردهام. اين چه بساطي است؟ ما كجاييم؟ نكند ساير انتخاباتهايمان هم همينجوري است؟ نكند من دارم خواب ميبينم؟ نكند گفتمان توسعه ليبرالي همين است؟ ظاهرآرايي و... هر چقدر پول بدهي، همانقدر آش ميخوري! يعني ما الان صدتا قهرمان صنعتي داريم كه در جهت شكوفايي اقتصاد مملكت جانفشاني كردهاند و آن را به پيش بردهاند و جايزه دادهايم به آنها؟ خب اگر اينطور است، جايزهها را بدهيم يك مقام ارشد دولتي بدهد تا دولت هم حمايت پنهان خود را آشكارا كند....
ملي بودن، قهرمان ملي بودن و.... روزگاري ارج و قربي داشت... نعمتزاده متشكريم!