در خصوص فروش پاياننامهها عوامل زيادي مؤثر است. اما اولين و مهمترين عامل و بهتر است بگوييم مقصر، استاد راهنماست؛ چراكه استاد راهنما موظف است در مراحل مختلف دانشجو را كنترل، نظارت و راهنمايي كند. در واقع زماني كه دانشجو فصل اول پاياننامهاش را كه مينويسد بايد پروپوزال را تعريف كند، ادبيات متن را مرور و يافتهها را مرور كند كه اين نيازمند صرف وقت زياد است، اما وقتي استاد راهنمايي ميآيد پاياننامههاي زيادي ميگيرد، مجبور است كه سرسري برخورد كند. بنابراين از يك طرف استاد موظف است از حيثيت علمي خود دفاع كند و از طرفي دانشگاه بايد قوانين و مقرراتي لحاظ كند كه بر كار استاد راهنما نظارت كند و تعداد پاياننامههايي كه به او داده ميشود را مورد ارزيابي قرار دهد. از سوي ديگر مديران پژوهش هم بايد بعد نظارتي را مورد توجه قرار دهند و ببينند واقعاً استاد براي اين پاياننامه وقت ميگذارد يا خير.
درجه تقصير خود دانشجويان چطور است؟
به اعتقاد من در مرحله سوم خود دانشجويان مقصر هستند، آنها بايد بدانند كه با اين عمل عمرشان تلف ميشود؛ چراكه كار پاياننامه اين است كه دانشجو فنون تحقيق را ياد بگيرد، با مباني علمي آشنا شود و دستاوردي داشته باشد.
آيا رواج اين پديده مسئله تازهاي است كه جامعه علمي كشور با آن مواجه است يا در سالهاي دورتر هم وجود داشته است؟ به طور كلي ريشههاي شكلگيري اين پديده چطور ايجاد شده است؟
ميتوانم به جرئت بگويم قبلاً خيلي كم اين اتفاق ميافتاده يا اصلاً نبوده است. از زماني كه ظرفيت پذيرش دانشجو بالا رفت و استاد از اين دانشگاه به آن دانشگاه منتقل شد، خب معلوم است كه نتيجه اين ميشود كه كيفيت فداي كميت شود. عامل ديگري كه بايد به آن اشاره كنم مسئله كميت دانشجوست. وقتي كه دانشگاه آزاد به اين گستردگي دانشجو ميپذيرد و هيج حساب و كتابي ندارد حتي براي پذيرش دانشجوي ارشد و دكتري، شما چه توقعي داريد كه پاياننامهها علمي باشند؟ خب معلوم است كه كپيرايت و بازار فروش پاياننامه با اين وضعيت رواج مييابد. از طرفي همان طور كه گفتم استاد راهنما بايد بر انجام پاياننامه مديريت داشته باشد؛ در مقطع ارشد حداقل دو استاد راهنما و مشاور در مسير شكلگيري و دو استاد داور در پايان كار، پاياننامه را ارزيابي ميكنند و در رساله دكتري بر اين تعداد افزوده ميشود و همه اين افراد در قبال مأموريت خود حق الزحمهاي دريافت ميكنند. مگر اساتيد و گروه علمي مراكز از آغاز تأييد عنوان و تهيه طرح پاياننامه تا فرجام كار نبايد بر كار دانشجو نظارت كنند؟ اگر يك بار با دانشجو و استادي كه با كوتاهي در انجام وظيفه خود اجازه دفاع گرفتهاند برخورد شود، كسي به چنين كاري روي نميآورد.
با اين تفاسير، آيا سيستمهاي نظارتي در ادارات آموزش و تحصيلات تكميلي دانشگاهها در جلوگيري از اين پديده عاجزند يا عدم توجه و سكوت در اين خصوص اعمال ميشود؟
ببينيد، ما بايد ابتدا دستهبندي كنيم كه اين پديده بيشتر در كجا رخ ميدهد. من خيلي بعيد ميدانم كه در دانشگاههاي دولتي خيلي گسترده باشد، نميگويم نيست؛ اما بعيد ميدانم گسترده باشد. اما در دانشگاههاي غير انتفاعي از جمله آزاد، اين مشكل وجود دارد. خب، بزرگترين مشكل دانشگاه آزاد چيست؟ تعداد زياد دانشجو و نبود استاد. اين معادله باعث ميشود كه يك استاد چندين دانشجو بگيرد و خود سيستم آموزشي دانشگاه هم تنها هدفش اين است كه دانشجو فارغالتحصيل شود و برود طبيعتاً هيچ نظارت و استانداردي رعايت نميكند زماني كه تعادل بين بخش كمي و كيفي نباشد و اصل و مبنا هم مسائل كمي باشد حتماً كيفيت فداي كميت خواهد شد و نتيجه چيزي ميشود كه شما به آن پرداختهايد.
در صورت تداوم اين رويه، چه خطراتي نظام علمي و دانشگاهي كشور را تهديد ميكند؟
تقريباً اين نظام خدشهدار و بياعتبار ميشود؛ يعني آدمهايي كه از اين سيستم خارج ميشوند چند ويژگي بد دارند، مهمترين اين ويژگي بيسوادي است. جامعه علمي وقتي بيسواد باشد ديگر چه چيز از جامعه ميماند؟ متأسفانه آفتي ميشود مثل يك بيماري ميكروبي و سرطاني به جان آموزش عالي ميافتد، در حالي كه آموزش عالي مركز توليد علم است و آن زمان دانشگاه ميشود بنگاه توليد مدرك. بنگاهي كه توليد علم ندارد و مدرك كاغذي درست ميكند وقتي شما جامعه تحصيلكرده و باسواد نداشته باشيد چه اتفاقي ميافتد؟!
مهمترين دلايلي كه دانشجو به اين فرايند روي ميآورد چيست؟ آيا عدم بهره برداري از پاياننامهها عاملي براي دامن زدن به اين پديده نيست؟
در مورد سؤال اولتان بايد بگويم كه اين امر بستگي به دانشجو دارد؛ با چه انگيزهاي درس ميخواند و كار ميكند. وقتي انگيزه دانشجو مدرك باشد خب ميخواهد هرچه زودتر از دانشگاه فارغالتحصيل شود پس به اين اقدامات هم دست ميزند. نبايد در تعريف به اينها هم بگوييم دانشجو، اينها در اصل دنبال مدرك هستند. از آن طرف هم وقتي استاد تمام هم و غمش مسائل مالي باشد طبيعتاً اهميتي به جايگاه شغلي، وجدان كاري و حيثيت علمي نميدهد. بزرگترين عوامل اينهاست. ما اگر نظام بازرسي داشته باشيم و آن دانشجو را به اشد مجازات برساند پيشگيري خواهد شد. البته موردي هم كه شما اشاره كرديد ميتواند عامل باشد؛ اما عامل اصلي نيست. همان طور كه گفتم بستگي به دانشجو دارد، چراكه پاياننامه در ارشد هدفش بهرهبرداري نيست هدفش آموزش است. دانشجو با مباني آشنا شود و روش تحقيق را ياد بگيرد.
براي مقابله با رواج اين پديده، مسئولان و دانشجويان بايد چه اقداماتي انجام دهند؟
اولاً زشت بودن اين امر را بايد در افكار عمومي مطرح كرد. در واقع عليه اين كار صحبت شود. همان كاري كه شما به عنوان رسانه انجام ميدهيد. ديگر اينكه سيستم نظارتي قوي در هر دانشگاهي درست شود و با كساني كه متخلف هستند برخورد شديد شود. سوم اينكه به هر حال يك تناسبي بين تعداد پاياننامه و استاد راهنما برقرار شود و ديگر اينكه از كميت جلوگيري كنيم. امسال يك اتفاق شومي افتاد و دانشگاه آزاد چندين برابر ظرفيت دانشجو دكتري گرفت، مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي متذكر شد، اما هيچ اتفاقي نيفتاد و صورت مسئله به جاي خود باقي است. هيچ كس با مسئولي كه اين كار را انجام داد برخورد نكرد، تازه دانشگاه اعلام كرد كه اين يك كار قانوني بوده است، مجوز هم گرفته معلوم نيست كه چه كسي مجوز داده وقتي مسئولان اصلي در وزارت علوم نسبت به اين مسئله حساسيت ندارند شما انتظار نداشته باشيد حتماً اين روند ادامه پيدا ميكند و هيچ اتفاقي هم نميافتد.