آنقدر سرعتش زياد است كه نميدانيم در مقابلش چكار بايد كنيم؟ فكر ميكنيم اين مشكل ماست اما انگار همه مثل ما هستند و با اين شرايط دست و پنجه نرم ميكنند. خيلي زود و سريع آمد، اما به سرعت براي خودش جايي دست و پا كرد و همه را تحت تأثير قرار داد. موج اصلي اولش با آمدن يك بشقاب بزرگ و يك دستگاه كوچك شروع شد اما آن را دستكم گرفتيم و حالا در دست همه جا ميگيرد. شايد اوايل هركسي نميتوانست به آن دسترسي داشته باشد اما رفتهرفته شرايط فرق كرد و بدون نگراني و به سهولت در اختيار همه قرار گرفت و از آن استفاده ميكنند.
با توجه به فرهنگ ما و علاقهاي كه به رسانههاي ديداري و شنيداري داشتيم كمكم در بين افراد و خانوادهها جايگاه خوبي پيدا كرد. رسانههاي جديد خيلي زود بين مردم رواج يافت و در حال حاضر ميبينيم كه پير و جوان تحت تأثير اين مسئله شرايط زندگيشان را برنامهريزي ميكنند. اين اتفاق چندان بعيد نيست چون كافي است اين تحول را در خودمان و خانوادههاي تكتك افراد مشاهده كنيم و به آن ايمان بياوريم. در يك ميهماني شركت ميكنيد و به وضوح ميبينيد كه همه تحت تأثير اين جو قرار دارند؛ از نحوه زندگي تا حرف زدن، گفتار و رفتارشان اين تغييرات را لمس ميكنيد. از بچه گرفته تا جوان و افراد مسن با اين پديده كنار آمدهاند و كاملاً در زندگيشان رخنه كرده است. براي اينكه بدانيم رسانههاي جديد در جامعه ما چه اثراتي گذاشته با دو نفر از كارشناسان مسائل تربيتي و اجتماعي گفتوگو كرديم كه ماحصل آن را در ادامه ميخوانيد.
وقتي رسانهها در جامعه حرف اول و آخر را ميزنند و بر همه ابعاد زندگي افراد تأثير ميگذارند، اين اتفاق رفتهرفته در جامعه خود را به صورت تغيير در سبك زندگي افراد نشان ميدهد. وقتي پديدهاي مثل رسانهها وارد جامعه ميشود همه را به فكر مياندازد چون سرعت استفاده از رسانهها و گسترش آن قابل تصور نيست. هر روز ميبينيم كه نسبت به قبل در اين زمينه پيشرفتهاي زيادي داشتهايم، جهشي چشمگير پيدا كرده و مجبوريم با اين موج همراه شويم. هرچند نهادهاي مختلف براي اين تحولات تدبير و برنامهريزي ميكنند اما باز هم از قافله عقب ميمانيم و اينطور است كه فقط برخي مسئولان در اين خصوص نگرانيهايي دارند.
اگر تا قبل از اين رسانهها در اختيار افراد خاص و طبقه ثروتمند جامعه بود اما رسانههاي جديد باعث شدند كه با كمترين هزينه همه قشرهاي جامعه به يك ميزان از آنها بهره ببرند و خود نيز صاحب رسانه شوند. اين مسئله موجب شده است كه رسانههاي غربي همان سبك زندگي را به ما ارائه دهند كه خود به آن عمل ميكنند. در اين ميان ما براي سبك زندگي اسلامي - ايراني خودمان مدل نداريم و رسانهها باعث شدند كه سبك زندگي اكثر افراد جامعه دچار تغيير شود.
همه درگير فضاي مجازي شدهايماسدالله افشار، پژوهشگر و كارشناس مسائل اجتماعي و خانواده ميگويد: يكي از موضوعاتي كه در جوامع امروزي، نه تنها ايران بلكه همه كشورها را درگير كرده، فضاي مجازي و رسانههاست كه در انواع و اقسام مختلفي از آنها استفاده ميشود. در حقيقت يك بمباران تبليغاتي روي افكار عمومي در سطح جهان انجام ميشود كه مسلماً با ريشه فرهنگها سروكار دارد و هنگام ورود به هر خانواده باعث ميشود كه آداب، رسوم و فرهنگ آن جامعه تحت تأثير قرار گيرد.
وي ميافزايد: فضاي مجازي عموماً از طرف افرادي يا سازمانهايي مديريت ميشود كه ارتباط مستقيم با جامعه استعماري دارند و زير نظر اين كشورها اداره ميشوند. هميشه روال به اين صورت بوده كه دستگاههاي اطلاعاتي بخشي از اين شبكههاي اجتماعي را در اختيار شبكههاي صهيونيستي قرار ميدهند. اين شبكهها وارد حريم زندگي افراد شدهاند و با حربههايي خاص ميخواهند سنتها و باورهاي جوامع و اخلاقيات هر كشور را به نوعي ويران كنند. البته نبايد منكر قضيه اطلاعرساني در اين شبكههاي مجازي شد و واقعيت اين است كه از اين طريق بسياري از نيازهاي ما نيز تأمين ميشود.
افشار تأكيد ميكند: نكتهاي كه در خصوص استفاده از رسانهها، شبكههاي اجتماعي و فضاي مجازي فراموش شده و جامعه و خانوادهها بايد نسبت به آن واكسينه شوند، اين است كه بايد آگاهيهاي لازم در مورد اين شبكهها ارائه شود.
وي ميگويد: بايد از طريق رسانههاي جمعي، راديو، تلويزيون و جرايد به قشرهاي مختلف جامعه آگاهيهاي لازم داده شود. از طرف ديگر اين قضيه براي همه كشورها كم و بيش يك تهديد محسوب ميشود اما ما آن را ميتوانيم به يك فرصت تبديل كنيم، از آن بهرهبرداري مفيد ببريم و بتوانيم يك استفاده بهينه داشته باشيم. البته در اين مورد بايد مراقب باشيم كه به مرزهاي ملي، اعتقادات و باورهاي دينيمان صدمه نرساند. در اين راستا هم خانواده و هم حاكميت بايد تلاش كنند و معايب و مزيتهاي رسانههاي جديد، فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي را براي همه مردم بازگو كنند تا آنها با بينش و آگاهي بيشتري در اين مسير گام بر دارند.
تهاجم مجازي به همه آسيب ميزندافشار ميگويد: وقتي دشمن به يك كشور هجوم برد و اين حمله هم از طريق فضاي مجازي و رسانهها باشد و ابزار و ادواتي هم در كار نباشد ديگر جنسيت معنا ندارد. در اينجا يعني به همه تماميت ارضي و ارزشهاي يك كشور حمله شده و در اين ميان ما نميتوانيم بگوييم با گسترش شبكههاي مجازي و استفاده از انواع رسانهها زنان بيشتر آسيب ميبينند يا مردان، كودكان يا نوجوانان. در واقع همه افراد جامعه درگير موضوع ميشوند. در اين شرايط نبايد براي هيچ يك از افراد جامعه تمايز قائل شد چراكه فرقي ندارد، وقتي حرمتها شكسته شد و حريمها از بين رفت، هم زن و هم مرد در يك جامعه ضربه خواهند خورد. ماحصل اين ضربهها اين است كه ما در جامعهمان رشدي نامتوازن از لحاظ اخلاقي و رواني خواهيم داشت.
به دور از واقعيتهاي جامعهماهيت شبكه مجازي از اسمش مشخص است، يعني پديدهاي كه از حقيقت فاصله دارد و چيزي شبيه حقيقت است. به گفته افشار وقتي يك شبكه ايجاد ميشود و اسم شبكههاي مجازي به ميان ميآيد، صرفاً اشخاص خاص و افرادي مدنظر نيست بلكه پشت اين شبكهها و رسانههاي مختلف تفكرات خاص وجود دارد كه انسانها را از حقايق و واقعيتهاي خودشان جدا و آنان را وارد مسائلي ساختگي ميكند. كاملاً مشخص است كه وقتي صحبت از شبكههاي مجازي به ميان ميآيد بخش عمدهاي از پيامهاي آن، چيزي به دور از واقعيتهاي جاري زندگيهايمان است.
ضرورت تجهيز به سلاح آگاهيافرادي كه شبكههاي مجازي را مديريت ميكنند ميدانند چطور عمل كنند، در اين ميان كساني متضرر ميشوند كه در جاده جهل حركت ميكنند و بر روي ريل ناداني به مسيرشان ادامه ميدهند. افشار ميگويد: هيچ گاه نبايد چشممان را روي واقعيتها ببنديم و اين وظيفه را به ديگران واگذار كنيم. واقعيت اين است كه غفلت در اين مسير ميتواند همه حيثيت و آبروي خانوادهها و حتي جامعه را به باد دهد، مرزهاي اخلاقي را درنوردد و جامعه و حاكميت را با مشكلات عديده فرهنگي و رواني مواجه كند. بنابراين كسي كه تهاجم ميكند مسلط است و در اين شرايط كسي كه آسيب ميبيند ما هستيم كه بايد سلاح مناسب و به موقع را براي مقابله با آنها تدارك ببينيم.
وي ميافزايد: اين فرهنگ به سرعت وارد جامعه ما شده و در واقع در خانههايمان حضور دارد و نميتوانيم از آن فرار كنيم. در اين زمينه فقط ميتوانيم با آگاهي و بينش برخورد كنيم، محاسن آن را از معايبش جدا كنيم و با بالابردن سطح آگاهي و فهم مردم جامعه در اين راه گام برداريم. ما در كشورمان مسئله ايمان، اعتقادات، غيرت و حميت را در بين خانوادهها داريم و بايد از طريق نهادهاي دولتي و غيردولتي از آموزش و پرورش گرفته تا آموزش عالي آموزشهاي لازم را به افراد بدهيم تا شاخصهاي اعتقاديمان لطمه نبيند. متأسفانه كمي در اين مورد كوتاهي شده و بايد با برنامهريزي مدون در اين راستا حركت و جامعه و خانوادهها را واكسينه كنيم.
نقش رسانهها در واكسينه كردن مخاطباناما به گفته دكتر ماندانا اويسي، كارشناس مسائل اجتماعي و علوم تربيتي، فضاي مجازي به طور محسوس بر سبك زندگي افراد تأثير ميگذارد و اين موضوع اجتنابناپذير است اما اين تأثير ميتواند هم مثبت باشد و هم منفي.
وي ميگويد: در بررسي كاركردها و آسيبشناسي رسانهها، از نظر كارشناسان علوم تربيتي بايد آموزههاي ديني در اولويت قرار داده شود تا بتوانيم نتيجه مناسب را بگيريم. كساني كه به عنوان كارشناس در رسانههاي ديداري، نوشتاري، صداوسيما و روزنامهها كار ميكنند نيز بايد در اين زمينه دانش لازم را داشته و نسبت به شاخصها و آموزههاي ديني دقت بيشتري كنند. وظيفه اصلي كارشناسان ديني اين است كه بايد روي فطرت انسانها كار كنند ودر اين زمينه تكيه بر باورهاي ديني بسيار مهم است. اين معنويت باعث ميشود كه سلامت روح و روان داشته باشيم و در مقابل بسياري از گرفتاريهاي جامعه امروز واكسينه شويم. ترويج و آموزش درست آموزههاي ديني از طريق رسانهها مخاطبان را تا حد زيادي در مقابل پيامهاي شبكههاي مجازي مسلح ميكند.
اثرات غيرقابل باوراويسي با بيان اينكه كودكان و نوجوانان در مقابل پيامهاي شبكههاي مجازي و رسانههاي نوظهور بسيار آسيبپذير هستند، ميافزايد: كودكان و نوجوانان ناخودآگاه دوست دارند هر نوع رفتار و حركتي را كه در برنامههاي مختلف و شبكههاي مجازي ميبينند، تكرار كنند. حال فرقي ندارد محتواي اين برنامهها چه باشد؛ اگر خشونت، محبت، گذشت و دشمني ببينند يا هر برنامه ديگري، به صورت كاملاً غيرمحسوس بر ذهن اثر ميگذارد، مگر اينكه در كنار استفاده از رسانهها و شبكههاي اجتماعي، آموزههاي ديني حضور داشته باشد. براي سنين پائينتر، آموزشها در اين زمينه توسط مادر، پدر، دوستان، معلم و استاد قطعاً تأثيرگذار خواهد بود.
رواج سبك جديدكساني كه در فضاي متأثر از شبكههاي مجازي زندگي ميكنند يك سبك رفتاري جديد را تجربه ميكنند، جوانان و حتي كساني كه باتجربهتر هستند نيز ممكن است تحت تأثير اين سبك جديد قرار بگيرند. سبكهاي جديدي از مدل مو، پوشش، نحوه گفتار و رفتار، روش زندگي كردن در جامعه و خانواده رايج ميشود كه در واقع تقليدي كوركورانه است و افراد ناخواسته دچار آن ميشوند. اين تغيير روي كودكان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان بيشتر است چون تجربه و اطلاعات اين افراد كم است و متأسفانه در رسانهها و شبكههاي اجتماعي دسترسيها براي همه وجود دارد.
اويسي در اين زمينه هشدار ميدهد: انبوهي از اطلاعات مخصوص بزرگسالان در فضاي مجازي وجود دارد و اين كودك و نوجوان هنوز براي پذيرش آنها آماده نشده است و نميداند كه اين اطلاعات برايش مفيد است يا نه؟ معمولاً اطلاعات در هر بخشي دستهبندي شده و همه ميتوانند بر اساس نيازشان از آنها استفاده كنند، اما شايد با افرادي روبهرو شويم كه اين نياز را درك نميكنند و بيرويه و بدون اصول از رسانهها استفاده ميكنند. البته برخي افراد هم با توجه به روشهاي تربيتي مناسب رشد ميكنند، عمق تعليم و تربيت و توجهات ديني پدر و مادر در آنها زياد است و هيچ يك از اين هجمهها نميتواند برايشان مسئلهساز شود. آنها از فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي استفاده ميكنند اما تحت تأثير قرار نميگيرند.
پيروي از عقلانيت، راه مديريت فضاي مجازيدر دنياي مجازي و رسانهها همه چيز متفاوت از زندگي عادي است. كساني كه ميخواهند وارد اين مسير شوند بايد با عقلانيت حركت كنند البته با عقل عملي كه به فعل دربيايد و نه عقل نظري. بزرگترين و بهترين نعمتي كه خداوند به انسان ميدهد عقل عملي است. انسان با اين سلاح تا به كاري مطمئن نباشد، انجام نميدهد. كسي كه بر اساس ايده عقلانيت و احتياط جلو ميرود به مشكل برنميخورد و به سودمند بودن فكر ميكند. درواقع در اين عرصه هم با يك چالش بزرگ روبهرو هستيم و هم با ظرفيتي خوب كه با مديريت صحيح و برنامهريزي مناسب ميتوانيم اين موج را به نفع خودمان برگردانيم.