حرفهاي ديروز علي مرادي درباره انتخابات هيئت رئيسه كنفدراسيون وزنهبرداري آسيا و از دست رفتن پست دبير كلي تأملبرانگيز بود. هفته پيش بود كه انتخابات كنفدراسيون وزنهبرداري آسيا برگزار شد و مرادي پست دبير كلي وزنهبرداري آسيا را بعد از هشت سال از دست داد تا اين جايگاه معتبر تصميمگيري وزنهبرداري آسيا از دست ايران برود. او در اين مصاحبه گفته است اختلافات داخلي و سنگاندازيهايي كه از ايران شده در اين زمينه تأثيرگذار بوده است و به نوعي خواسته آن را به تصميمات حسين رضازاده ربط بدهد. فارغ از هرگونه درستي يا نادرستي اين صحبتها، نكتهاي كه در اينباره حائز اهميت است از دست رفتن يكي از پستهاي مديريتي ورزش ايران در فدراسيونهاي بينالمللي و آسيايي است، موضوعي كه در سالهاي گذشته پاشنهآشيل ورزش كشورمان بوده و بارها بر لزوم ورود به سيستمهاي مديريتي و تصميمگيري ورزش آسيا و جهان تأكيد شده است. با اين حال امروز آن منصبهاي اندكي هم كه ورزش ايران در سطح آسيا و جهان دارد در حال از دست رفتن است تا هر روز دست ايران در مناصب بينالمللي كه سهم زيادي ميتواند در تصميمگيريهاي كلان بينالمللي و همچنين دفاع از احقاق حقوق ورزشكاران ايراني و جلوگيري از حقخوري آنها داشته باشد، كمتر شود.
به نظر ميرسد اينبار هم ورزش ايران دچار يك خودزني شد تا ديگر دبير كل كنفدراسيون وزنهبرداري آسيا يك ايراني نباشد و اين پست به يك تايلندي برسد. البته اين اولينبار نيست كه مديريت ورزش ايران با توجه به اختلافاتي كه بين افراد وجود دارد، به اين وضعيت دچار ميشود. ميتوان در همين رابطه موارد زيادي را مثال زد كه عدم حمايتهاي داخلي و خالي كردن پشت نمايندههاي ايران در انتخابات مجامع ورزشي دنيا سبب شده تا ورزش كشورمان از داشتن نماينده در سازمانها و فدراسيونهاي جهاني و آسيايي محروم شود. مانند انتخابات چند سال پيش كنفدراسيون فوتبال آسيا، در حالي كه علي كفاشيان شانس زيادي براي پست نايبرئيسي داشت، علي سعيدلو كه آن روز رئيس سازمان تربيتبدني بود خودش شخصاً در انتخابات كانديدا شد و كفاشيان كنار كشيد تا سعيدلو به اين پست برسد، اما اشتباه محاسباتي و همچنين بلندپروازيهاي رئيس وقت سازمان تربيتبدني يك پست حساس را از ايران گرفت تا كشورمان به عنوان يكي از قدرتهاي فوتبال آسيا در AFC نفوذ تأثيرگذاري نداشته باشد، پستي كه ميتوانست جلوي خيلي از اعمال نفوذها عليه فوتبال ايران را بگيرد.
ميتوان به المپيك لندن هم برگشت و انتخاب نماينده ورزشكاران در مجمع كميته بينالمللي المپيك، آن روز هادي ساعي نماينده ايران بود اما حتي مديران ورزش كشور هم پشتش را خالي كردند و با حمايت نكردن از پرافتخارترين ورزشكار ايران در تاريخ المپيك، او نتوانست به اين مجمع راه پيدا كند. يا اميررضا خادم كه چندي قبل براي هيئترئيسه فدراسيون بينالمللي كشتي نامزد شده بود اما مسئولان از نامزدياش حمايت نكردند تا او دست خالي برگردد، آن هم در رشتهاي كه حضور نمايندهاي از ايران در فيلا، كمترين حسنش اين بود كه ميتوانست مقابل داوريهاي يكجانبه و حقخوريهاي كشتيگيران كشورمان در المپيك و جهاني را مانند اتفاقي كه براي عبدولي افتاد، بگيرد. با اين حال در اين مورد هم اختلافات داخلي و عدم حمايت از داخل كشور سبب شد تا در انتخابات فدراسيون جهاني، نماينده ايران رأي نياورد.
در اين شرايط بايد با حذف تنها نماينده ايران در كنفدراسيون وزنهبرداري آسيا نگران آينده ورزش بود و اين نگراني را به كل ورزش ايران تعميم داد؛ ورزشي كه دود اختلافات داخلي و همچنين ترجيح دادن منافع شخصي و گروهي بر منافع ملي، در نهايت به چشم ورزشكاران ميرود. عدم حضور نمايندگان كشورمان در پستهاي تأثيرگذار فدراسيونهاي جهاني و آسيايي به طور قطع يك نمره منفي براي ورزش كشورمان است، پستهايي كه ميتوانست هم ايران را در تصميمگيريها سهيم كند و هم با اعمال نفوذ براي تغيير نتايج و خوردن حق مليپوشان مقابله كند، اما خودزنيها تا امروز مانعي بلند برابر آن بوده است!