ديروز نسخههاي زيادي براي فرهنگسازي در ورزش ايران و به خصوص فوتبال پيچيده شد، بهانه آن هم همايشي بود كه وزارت ورزش ترتيب داده بود تا براي مسائل فرهنگي و اخلاقي در تيمهاي ورزشي و استاديومها چارهاي شود، البته اين اولين همايش در اين رابطه نبود و در سالهاي اخير با شدت گرفتن بياخلاقيهاي رايج در بين اهالي فوتبال از بازيكن و مربي و مدير گرفته تا تماشاگر، مسئولان ورزش بارها در باب از بين رفتن اخلاق و فرهنگ در فوتبال كشور مديحهسرايي كردهاند. حالا با برگزاري اين همايشها آن طور كه مجريان برگزاركننده آن ميگويند قرار است اين درد را واكاوي و براي آن درماني پيدا كنند اما واقعيت تلخ آنجاست كه در فوتبال كشورمان همه چيز براي فرهنگسازي و بالا بردن اخلاقيات و معنويات در ورزش در برگزاري همايش و جلسههاي مسئولان خلاصه شده است؛ امري كه نه تنها سبب نشده مشكل فرهنگي و اخلاقي ورزش حل شود، بلكه اين مشكلات روزبهروز بيشتر ميشود و به صورت عريانتر در سطح فوتبال خودش را نشان ميدهد.
ميشود همين الان پيشبيني كرد كه با پايان همايش ديروز مسائل فرهنگي در ورزش بار ديگر بايگاني خواهد شد و حركت جدياي در رابطه با عملي شدن پيشنهادهايي كه درباره سازماندهي مسائل فرهنگي در باشگاههاي كشور مطرح شد، صورت نخواهد گرفت. شايد اين نگاه بدبينانه باشد اما نگاهي به گذشته و برگزاري همايشهايي از اين دست، نشان ميدهد كه فرهنگ تنها در ظاهر و در صحبتهاي مديران ورزش اولويت اول است و وقتي پاي عمل ميرسد برنامههاي فرهنگي و اخلاقي در پايينترين ردهها قرار ميگيرند و توجهي به آن نميشود و همين بيتوجهي به فرهنگسازي در فوتبال كار را به جايي رسانده كه به جرأت ميتوان گفت اين روزها مسائل حاشيهاي و ضداخلاقي در فوتبال بيشتر از هر زمان ديگري است.
ميتوان امروز از مديران وزارت ورزش و باشگاهها پرسيد آنها در اين سالها چه اقدامات عملي براي گسترش فرهنگ و اخلاق در سطح ورزش انجام دادهاند؟ اقدام عملي در اين رابطه را نبايد محدود به توزيع پرچم و كتاب و همايشهاي فرهنگي كرد و بايد تاثيرگذاري اقداماتي كه صورت گرفته را سنجيد. با اين وجود بحراني شدن فضاي فرهنگي و اخلاقي ورزش نشان ميدهد اقداماتي كه تاكنون صورت گرفته مؤثر نبوده است و نتوانسته گرهي از اين مشكل حل كند. تأثيرگذار نبودن برنامههاي فرهنگي متوليان اصلي ورزش را بايد در نوع نگاه مسئولان جستوجو كرد؛ نگاهي كه به جاي اينكه به دنبال حل ريشهاي بياخلاقيهاي ورزش فوتبال باشد، به دنبال آن است كه با تصميمهاي سطحي، يك مشكل عميق را حل كند. اين طبيعي است كه با اين روش، نميتوان به جايي رسيد و نتيجه هم ميشود اينكه اوضاع هر روز بدتر ميشود.
به نظر ميرسد براي بهبود فضاي ورزش و عاري شدن آن از مشكلات ضداخلاقي ابتدا بايد اين مسائل جزو اولويتهاي وزارت ورزش و ساير نهادهاي ورزش قرار بگيرد. همانطور كه متوليان ورزش براي ورزش قهرماني، از كمكي براي ورزشكاران دريغ نميكنند، از جنبههاي روحي و رواني و مسائل فرهنگي هم بايد ورزشكار را مورد حمايت قرار دهند و با تنظيم برنامههاي فرهنگي و استفاده از ظرفيتهاي ديني، ورزشكار را در مسيري قرار داد كه به باتلاق مشكلات اخلاقي نيفتد، البته اين برنامهها، مديران و مربيان را هم دربر ميگيرد، چراكه مشكلاتي كه جامعه ورزش اين روزها با آن روبهرو است تنها متهمان آن ورزشكاران نيستند و يك مدير و يك مربي هم با رفتارها و تصميمهاي نسنجيده به طور قطع در رسيدن به اين وضعيت بيتأثير نبوده است.
بديهي است بايد با دعوت از جامعهشناسان و صاحبنظران در مسائل فرهنگي يك كار جدي و پژوهشي در اين رابطه صورت بگيرد و با تدوين راهكارهايي كه جنبه اجرايي داشته باشد، به سمت بهبود وضعيت فرهنگي ورزش حركت كرد. در غير اين صورت برگزاري همايشهايي مانند همايش ديروز وزارت ورزش به تنهايي هيچ نفعي براي ورزش ندارد و نسخههاي اينگونه همايشها در صورتي كه حسابشده و ريشهاي در پي حل مشكل نباشد، به طور قطع نميتواند فضاي فعلي فرهنگي ورزش را بهبود ببخشد.