کد خبر: 696660
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۳
مسئوليت‌هايي كه مادران بر عهده دارند
هر روز صبح و در ساعتي مشخص، وقتي به سوي محل كار‌مان مي‌رويم، در طول مسير‌ با ازدحام زنان و دختران جواني رو‌به‌رو مي‌شويم كه معلوم است در حال رفتن سركار هستند.

اشتغال زنان به عنوان يك پديده اجتماعي در كشور‌مان به ويژه در جامعه شهري اهميت زيادي يافته است و اين پديده نو‌ظهور، جامعه و مخصوصاً خانواده را تحت‌تأثير خود قرار داده است.

در اينجا با سؤالي مواجه مي‌شويم كه آيا واقعاً موازنه‌اي بين اشتغال، مادر و همسر بودن زنان در جامعه وجود دارد؟ و پس از پذيرفتن مسئوليت در مورد خانواده و فرزندان، در انجام اين وظايف موفق مي‌شوند؟ البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه متأسفانه بخشي از خصوصيات و نقش مردان در زنان نهادينه شده است و دليل اشتغال آنها چيزي جز استقلال مالي و رسيدن به در‌آمد براي امرار معاش نمي‌تواند باشد. مطمئناً وظايف و حقوق زن و مرد در جامعه و خانواده متفاوت مي‌شود و به تبع آن، افزايش نقش زنان در محيط و خانه پيامد‌هاي رواني و تعارض شخصيتي را به همراه دارد. ناهمخواني اشتغال زنان در جامعه تا جايي پيش مي‌رود كه باعث كم شدن انرژي جسماني و افزايش اضطراب‌شان مي‌شود. در اين خصوص روايتي از حضرت رسول (ص) در مورد زن داريم كه فرمودند: زن دسته گل است نه كارانديش قهرمان.
 
با چند نقشي شدن زنان در وظايفشان(اشتغال، مادر و همسر بودن) مشكلاتي در حوزه سياست‌هاي جمعيتي به وجود مي‌آيد و پيامد‌هاي آن نيز در جامعه ديده مي‌شود. در واقع هرم سني جمعيت به دليل اين اتفاقات جديد، از حالت تعادل خارج شده است و مهم‌ترين و بنيادي‌ترين سر‌مايه كشور كه نيروي انساني است به سمت آسيب و تعارض‌هاي اجتماعي كشيده مي‌شود و با اين وجود همه ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كشور را تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد. از نتايج اين پديده‌هاي بارز و ناخوانده اجتماعي مي‌توان به تأخير در سن ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج، افزايش نرخ تجرد قطعي و كاهش تعداد فرزندان اشاره كرد. همچنين در اين مسير با خانواده‌هاي بدون فرزند مواجه مي‌شويم كه باعث تزلزل و ناپايداري در بستر خانواده مي‌شود. در سال‌هاي اخير بنيان خانواده به دليل آنكه زن براي تربيت نسل آينده دچار سر‌در‌گمي شده، تغيير كرده است. زن براي سر و سامان دادن و نظم بخشيدن در پيكره خانواده به عنوان يك مادر نقش خود را در جاي ديگري مي‌بيند و اين خلأ بزرگ جايگزيني پيدا نمي‌كند. مسلماً نقش‌ تربيتي فرزندان با تهديد بزرگي مواجه مي‌شود، نسل آينده در راستاي نقش‌ تربيتي خود به عوامل ديگري پناه مي‌آورد و در آسيب و بحران در مقوله آموزش و تربيت غوطه‌ور مي‌شود.

اشتغال زنان به تناسب گذشته

در گذشته بر حسب ساز و كار اجتماعي نقش زنان متفاوت بود. نقش زنان در گذشته ملموس‌تر بود و اشتغال زنان در يك محيط انجام مي‌شد. درواقع نقش اشتغال، مادر و همسر بودن در كانون خانواده عملي مي‌شد. زنان در رأس هرم نقش تربيتي خود را به عنوان مادر از همان كودكي به خوبي ايفا مي‌كردند و همه آموزه‌هاي تربيتي در سنين اوليه در فرزندان نهادينه مي‌شد. با پايدار ماندن نقش زنان در گذشته، هيچگونه احساس نيازي براي فرزندان به فرهنگ‌هاي بيگانه به جاي نمي‌ماند و فرزندان تمام هنجار‌هاي ارزشي خود را از شخصيت و عشق مادر‌شان به دست مي‌آوردند و در اين شرايط كمبود محبت و عدم اعتماد به نقش در شخصيت‌شان بروز نمي‌كرد.

نظر مردان به اشتغال همسرانشان

در هر صورت روي آوردن زنان به بازار كار با رضايت خانواده و به خصوص همسر‌انشان صورت مي‌گيرد و مهم‌ترين دليل آن براي بر‌آورده شدن نياز خانواده به در‌آمد و رفاه بيشتر است. خيلي از خانواده‌ها به ناچار براي اينكه در خط فقر قرار نگيرند و جوابگوي امرار معاش زندگي خود باشند اشتغال زنان را امري واجب و حياتي مي‌دانند.

ناگفته نماند كه جداي از نياز مالي خانواده به اشتغال زنان، خانواده‌هايي هستند كه به دلايل چشم و همچشمي، توقعات بيجا در زندگي و اسراف اشتغال را برمي‌گزينند. در هر صورت اين عامل استقلال مالي بود كه زنان را به سمت اشتغال سوق داد و به تدريج اشتغال زنان به نوعي تكليف شد و پرستيژ اجتماعي را نيز به ارمغان آورد. دختران در سن ازدواج به دليل استقلال مادي و امتياز شاغل بودن در ازدواج سخت مي‌گيرند و بر اين اساس دامنه انتخابشان را براي خواستگاران محدود مي‌كنند. پيامد اين وضعيت بالا رفتن سن ازدواج و تجرد قطعي است.

رابطه اشتغال مادران و تحول كودكان

با سپري شدن زمان، نگهداري و و مراقبت از كودكان توسط مادران شاغل در هاله‌اي از ابهام قرار مي‌گيرد. تنها راهي كه زنان شاغل براي نگهداري كودكان پيش رو دارند، مهدكودك‌هاست كه در سال‌هاي اخير نحوه كاركرد اين مؤسسه‌ها خانواده‌ها را نگران كرده است.

در اين مدت مهد‌كودك‌ها نقش تربيتي خود را به خوبي براي فرزندان اجرا نكرده‌اند، همچنين انتظارات والدين را برطرف نمي‌كنند و جاي خالي آموزه‌هاي ديني هم بيش از پيش احساس مي‌شود. به اين ترتيب مادران شاغل بر اساس دل‌نگراني و تشويشي كه از فرزندان خود دارند دچار استرس و بيماري‌هاي رواني مي‌شوند و راندمان كاري‌شان به مراتب كاهش مي‌يابد. مادران شاغلي كه فرزندانشان در حال تحصيل هستند و به دليل اينكه روند تحصيل و شكوفا شدن استعداد تحصيلي فرزندان در اين سنين شكل مي‌گيرد، نقش مهم‌تري دارند. در آينده با فاصله گرفتن نقش مادر در تربيت فرزندان، قشري از جوانان خود محور به بار مي‌آيد كه اين نسل تمامي ارزش‌هاي اجتماعي خود را در بيرون از محيط خانه كسب مي‌كند و به آن اعتبار مي‌بخشد.

راهكار‌هاي پيش رو

مشخص شدن تعريفي مجزا براي اشتغال زنان در حيطه‌هاي مختلف مي‌تواند با نقش آنها در خانواده تناسب داشته باشد. در مرحله بعد مي‌توانيم درجه‌بندي مشاغل سخت از نوع يدي و فكري براي سنين مختلف را لحاظ كنيم. در بعضي از مشاغل نسبت به نوع جنس فعاليت، نياز است كه مدت زمان ساعات كار كاهش يابد و حضور زنان در فعاليت‌هاي فرهنگي، فاصله نقش زنان در حيطه اشتغال، مادر بودن و همسر بودن را مي‌كاهد. همچنين مجرب شدن زنان شاغل در رشته‌هاي شغلي خودشان مي‌تواند كمك بسياري براي فرزندان و همسر‌انشان باشد و به عنوان چراغ هدايت در زمينه تربيت و ارتقاي فرهنگي خانواده تلقي مي‌شود. روي آوردن زنان به مشاغل خانگي به عنوان يك راهكار جايگزين در برابر شغل‌هاي بيرون از محيط خانه مي‌تواند توازن اشتغال‌ زنان را به همراه داشته باشد. مشاغل خانگي براي زنان همزمان نقش مادر و همسر بودن را در محيط خانه در بر مي‌گيرد و آسيبي متوجه پيكره نهاد خانواده نمي‌شود. بها دادن به مشاغل خانگي توسط وزارت كار و پشتيباني كردن زنان در روند رو به رشد در حيطه‌هاي كاري مي‌تواند كمك شاياني به زنان شاغل باشد. برپايي بازارچه‌ها و نمايشگاه‌هاي محصولات مشاغل خانگي مي‌تواند انگيزه زنان به مشاغل خانگي را مضاعف كند و تبليغي باشد براي زناني كه مي‌خواهند تازه وارد بازار كار خانگي شوند.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها