قصه پر درد و رنج «آلودگي هوا» هر ساله با شروع فصل سرما در هر محفلي نقل هر مجلس ميشود و صدالبته براي عدهاي سفره نان !
اما آنگونه كه از ظواهر امر پيداست، امسال اين كهنهحكايت، رنگ و رويهاي ديگر بهخود گرفته و هر شخص و هر دستگاهي مدعيوار سعي دارد در اين معركه سنبه خود را پر زور تر بزند و خود و دستگاه ذينفع خود را از هرگونه اتهامي مبرا كند و تمام قصور را بر گردن سايرين بيندازد. با اين احوال جاي تعجب دارد كه صاحبنظران و متولياني كه به هر صورت ممكن وظيفهاي در رفع و بهبود آلودگي هوا دارند، ترجيح ميدهند اين معضل را قلنبه و يكجا از بين ببرند. آن هم در يك بازه زماني كه كمترين آن 10سال گمانهزني شده است. به بيان ديگر هر مسئولي با چرتكه اندازيهاي ملوكانه (كه ادراك آن غالباً براي قاطبه هموطنان قابل درك نيست !) و هيچ توضيح ضمني هم براي استفهام آن صورت نميگيرد، حدفاصل زماني بين 10 تا 15 سال را براي رفع اين بحران كشنده تخمين ميفرمايند !
غافل از آنكه اين هيولاي سياه بدتركيب در هر دقيقه، جان چندين و چند هموطن تهراني را ميگيرد. بنابراين اولين چالشهاي ذهني و ضمني كه به ذهن شاهدان و مخاطبان و مستمعان متبادر ميشود، اين است كه با چنين رويهاي كه اين هيولا در نابود كردن هموطنان در پيش گرفته، آيا در15 ـ 10سال آينده، از جمعيت 10ميليوني پايتخت، حتي يك نفر به عنوان شاهد فيماوقع باقي ميماند كه در پيشگاه مقدس تاريخ به صدق گفتار حضرات گواهي دهد و در تاريخ فتوحات ثبت شود كه پس از15 ـ 10سال مبارزه بيامان، بالاخره پوزه هيولاي قلچماق آلودگي هوا به يمن چرتكهاندازي حضرات به خاك مذلت ماليده شد؟!
سؤال بعد اين است كه اگر بر فرض محال پس از سرآمدن مدت زمان 15 ـ 10ساله، آلودگي هوا كماكان به تركتازيهاي خود ادامه داد، چه كسي ميتواند يقه مسئولاني را بگيرد كه در 15 ـ 10سال گذشته وعده دادهاند كه آلودگي هوا در اين بازه زماني از بين خواهد رفت؟ اين حضرات همين حالا كه بر مسند امور نشستهاند و لاف مديريت ميزنند، خدا را بنده نيستند، چه برسد به يكي دو دهه آينده! تازه آن موقع هم كه به كوري چشم حسود از مال دنيا بينياز و مستغني و مصداق صادق ضربالمثل «دارندگي و برازندگي» خواهند شد!
سؤال ديگر ميپرسد كه حضراتي كه سكان هدايت كشور را در دست دارند، چرا به سياست بيخطر و بدون ريسك «گاماسگاماس...» دل نميدهند و براي رفع و رجوع بحران آلودگي هيچ اولويتبندي و تقدم و تأخري را بر سياستهاي خود مترتب نيستند، چراكه عقل سليم ميگويد كه در اين بازه 15 ـ 10 ساله و بنا به حكم بايد در هرچند ماه به يكي از عوامل آلودگي هوا، مانند جايگزين كردن خودروها، تاكسيها، اتوبوس و موتورسيكلتهاي فرسوده، بهبود سيستم سوخترساني كارخانهها و صنايع آلاينده، تدوين جامع معاينه فني خودروها، رسيدگي به ابهامات سوختهاي وارداتي و بهبود توليد سوختهاي داخلي و... رسيدگي شود. در حالي كه در جامعه نشانههاي قابلتوجهي كه با سرعت پيشرفت آلودگيها سنخيتي داشته باشد، مشهود نيست و اين حكايت تمثيلي ميشود كه ميگويد: «سال به سال دريغ از پارسال» !