لايحه بودجه سال 94 كشور تقريباً براي تمامي وزارتخانهها افزايش بودجه مناسبي را در نظر گرفته است. يكي از خوششانسترين وزارتخانهها در اين لايحه وزارت ورزش و جوانان است كه سهمش از بودجه 94 رشدي 50 درصدي است اما اين افزايش بودجه تا از ورزش عبور كند و به جوانان برسد، احتمالاً ته ميكشد. با وجود اين، به گفته معاون فرهنگي، آموزش و پژوهش وزارت ورزش و جوانان قرار است بخشي از بودجه اين وزارتخانه براي انجام مطالعات و پژوهشهاي راهبردي در حوزه جوانان صرف شود.
نكته قابل تأملتر از سهم جوانان در بودجههاي پژوهشي وزارتخانهاي كه پسوند «جوانان» را يدك ميكشد، ميزان بهرهمندي آنها از نتايج پژوهشهايي است كه شايد هزاران نفر ساعت انرژي و ميليونها ريال هزينه براي اجراي آن صرف شده باشد. به بيان ديگر بسياري از دستگاهها و نهادهاي سياستگذار و همچنين بخشهاي پژوهشي فعال در نهادها و دستگاهها، در برنامهريزي سالانه خود پژوهشهايي را ميگنجانند و براي آن رديف بودجههاي مناسبي هم در نظر ميگيرند اما در نهايت نتيجه اين پژوهشها حتي وقتي به شكل اسناد ملي و بالا دستي انتشار مييابد، تنها به شكل يك كتاب يا مجموعه شيك و صحافي شده در كنار ساير اسناد بالادستي در كتابخانه ملي و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي و مكانهايي از اين قبيل در قفسههايي كه به اين منظور طراحي شده، قرار ميگيرد تا خاك بخورد.
در واقع «پژوهش» هم در كشورمان وضعيتي مشابه «همايش» پيدا كرده است. همانگونه كه بسياري از دستگاهها براي موضوعات مختلف همايش ميگذارند تا علاوه بر بالا بردن بيلان كاري و صرف رديف بودجههاي تعيين شده، عملكردي در كارنامه كاري داشته باشند، مباحث پژوهشي در حوزههاي مختلف نيز بدون توجه به نياز، خروجي و برنامهريزي متناسب براي استفاده از نتايج آنها در حل چالشهايي كه موضوع و بهانه انجام آن كار پژوهشي بوده است، بدون آيندهنگري طراحي و اجرا ميشوند. تازه به فرض اينكه چنين پژوهشهايي هدفمند هم انجام شده باشد فقدان همكاريهاي بينبخشي و عادت به موازيكاري و انجام كارهاي جزيرهاي، سبب خواهد شد كه دهها پروژه پژوهشي با موضوع واحد با نگاهها و رويكرد متفاوت توليد شود و هرگز براي برنامه ريزيهاي كلان و رفع چالشهاي موجود مورد بهرهبرداري قرار نگيرد. حوزه جوانان هم يكي از پرچالشترين حوزههايي است كه بيترديد براي حل معضلات كنوني و فراهم ساختن بستر حضور و فعاليت آنان در جامعه به پژوهشهايي بنيادين در مسائل مبتلابه اين قشر نياز است.
با وجود اين تا زماني كه اين كارهاي پژوهشي هدفمند و با برنامهريزي دقيق و متولي مشخص صورت نگيرد و خروجيهاي آن به عنوان دستور كار دستگاههاي مسئول درنيايد، انجام «پژوهش» براي «پژوهش» پاسخگو نخواهد بود. عناوين پرطمطراقي همچون «طرح ملي پيمايش ارزشها و نگرشهاي جوانان»، «طرح طرد اجتماعي جوانان و علل زمينهساز آن در ايران»، «طرح بررسي روند طلاق در بين جوانان و عوامل و پيامدهاي آن»، «طرح جوانان و اصلاح سبك زندگي»«طرح بررسي نيازهاي آموزشي سازمانهاي مردمنهاد جوانان»، «طرح بررسي فرصتها و تهديدهاي ادامه تحصيل جوانان در كشورهاي خارجي» و «طرح شناسايي و سنجش نيازها و علايق فراغتي جوانان» نمونههايي از طرحهاي پژوهشي وزارت ورزش و جوانان در حوزه جوانان است؛ طرحهايي كه هرچند بخشي از چالشهاي حوزه جوان را به تصوير ميكشد اما انجام اين پژوهشها هيچ نتيجه ملموسي در تغيير و رفع مشكلات جوانان در حوزههاي ذكر شده، نداشته است.