
زماني كه دولت گذشته به صرافت ساخت شهركي به نام «پرديس» افتاد، شايد در بدبينانهترين حالت خود، حتي به اين فكر نميكرد كه ساخت اين شهرك، كه با هدف فراهم آوردن موجبات آسايش مردم كمدرآمد ساخته شد، روزي مقدمات عذاب آنان را به وجود آورد، چراكه در محاسبات دولتمردان وقت، ساخت اين شهرك، كه به زعم برخي از هواداران دولت گذشته، ابعاد يك شهر نوپا را به خود گرفته، مصداق تمثيل «شير بييال و دم و اشكم. . . !» شده كه از دارا بودن حداقل امكاناتي كه براي شكلگيري يك شهر لازم ميباشد، فارغ است.
در اين روزها اهالي پرديس زمزمههايي مبني بر استقرار فرمانداري و آغار به كار اين دستگاه دولتي را در كوچه و خيابان ميشنوند؛ اتفاقي كه رسماً و در مناسبات اداري اين شهرك را به شهر تبديل ميكند اما در عالم واقع اين عمل به مثابه بلوغ زودرس و پوشاندن لباس مدنيت بر قامت نحيف يك شهرك است كه اين لباس به عينه بر قامت او زار ميزند. با اين حال وقتي پاي درد دل مردم ساكن پرديس مينشينيم، گلايهها از دردي عميق حكايت دارد. حجت موجه نوشتار فوق، نبود اركان و امكانات اصلي و لازمالوجود شهرنشيني در شهر جديد پرديس است. از اين رو خبرنگار «جوان» درگفتوگويي ميداني با مردم پرديس، از مواردي چون شبكه بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، تغذيه و مايحتاج ضروري زندگي سؤال كرد، كه درد نفسگير شهروندان اين شهرك است.
مايحتاج ضروري زندگي يكي از واقعيتهاي غيرقابلانكار، هزينه بالاي زندگي در شهر پرديس است. خانمي مسن در اين باره به «جوان» ميگويد: هزينه زندگي در اينجا زياد است و وقتي به مغازهداران اعتراض ميكنيم آنها ميگويند ما بايد برويم و از تهران اجناس مغازه را خريداري كنيم. براي همين مجبوريم هزينه رفت و آمد و حمل ونقل را روي جنس بكشيم، در حالي كه الان تمام شركتها خودشان بازاريابي ميكنند و اجناسشان را تا در مغازهها ميآورند. وي در خصوص علت اين توجيه مغازه داران ميگويد: اين توجيهات فقط براي سوءاستفاده است. آنها ميدانند كه هيچ ارگاني در اين شهر نظارت نميكند. براي همين از وضع موجود سوءاستفاده ميكنند.
يكي از معضلات بزرگ ديگر شهرك پرديس، نبود مغازهها و بازار ميوه و ترهبار است. گرچه در كل اين شهرك چند مغازه ميوه فروشي و يك ميدان ميوه و ترهبار وجود دارد اما اين ميزان به هيچ عنوان براي استفاده جمعيت شهر كافي نيست و مردم از اين بابت در مضيقهاند. آقايي بازنشسته در ميدان ميوه و ترهبار كه به شدت شلوغ است به «جوان» ميگويد: قيمت ميوه در پرديس كمرشكن است و هر ميوهفروشي نسبت به وجدانش قيمتها را تعيين ميكند. اين ميدان ميوه و تره بار هم همين طور كه ملاحظه ميكنيد بسيار شلوغ است و وقت گير و اگرچه براي ما بازنشستهها مشكلي ايجاد نميكند اما براي جوانترها كه وقت كمتري دارند عملاً خريد از اين محل ممكن نيست.
وي ادامه ميدهد: در اينجا روزهاي سهشنبه هر هفته سهشنبه بازاري برگزار ميشود كه بعضي از مردم مايحتاح و ضروريات زندگيشان را از آنجا فراهم ميكنند كه ميوه و ترهبار هم جزيي از اجناس عرضه شده آنجاست اما متأسفانه فروشندگان، ميوه و اجناس درجه 3 و 4 را به مردم عرضه ميكنند كه كمي نسبت به مغازهها ارزانتر است اما بايد نصف بيشتر خريدها را دور بريزيم. بنابراين اجناس آنها هم گرانتر از مغازهها و ميدان در ميآيد.
بهداشت و درمان در كل شهر پرديس دو مركز درماني خصوصي وجود دارد؛ يكي درمانگاه «مهرجرد» و ديگري بيمارستان خصوصي «شفا». ويزيت پزشك عمومي در اين دو مركز به ترتيب 16 هزار و 500 و 15 هزار و 500 تومان است كه تقريباً اين دو مركز با بيمهها همكاري ندارند. شهروندي كه بيمارش را براي مداوا به يكي از اين دو مركز آورده به ما ميگويد: چرا وقتي كه كلنگ اين شهر زده شد، مسئولان وقت نبايد بجز آپارتمانهاي 15 طبقه و 60 واحدي كه آن هم در وقت واگذاري مشكلهاي زيادي به بار خواهد آورد، به فكر ساخت بيمارستانهاي دولتي باشند؟ مگر من كارمند چقدر درآمد دارم كه براي يك سرماخوردگي ساده 100 هزار تومان هزينه كنم؟ حالا در وقت اضطرار، مثل وضعيت بيمار من، يك بستري ساده در مراكز درماني بخش خصوصي اينجا، چه مصيبتي را براي شهروندان به وجود ميآورد!
آموزش و پرورشمشكل ديگر شهر پرديس، نبود فضاي كافي آموزشي دولتي است. خبرنگار «جوان» چند روز گذشته در زمان تعطيلي مدارس در مقابل دبستان امام جعفرصادق (ع) پرديس حاضر شد و با پدر دانشآموزي كه در اين دبستان تحصيل ميكند، به گفت و گو پرداخت و از اوضاع آموزشي پرديس جويا شد. وي در اين رابطه ميگويد: ما امسال به پرديس نقل مكان كرديم و براي ثبتنام فرزندم در پايه دوم دبستان با مشكل مواجه شدم، چون ظاهراً پرديس سه دبستان ابتدايي دارد كه بهترين و بزرگترين آنها همين دبستان امام جعفرصادق(ع) است اما چند سالي است كه مدارس پرديس واقعاً با مشكل مواجه بودند كه اگر درايت كادر آموزشي و تجربه مدير اين دبستان نبود من نميتوانستم فرزندم را در اين شهر ثبتنام كنم. با اينكه كلاس آنها 33 نفر دانشآموز دارد اما تا به حال مشكلي براي ما پيش نيامده. تمام اينها در حالي است كه در زمان مراجعه ما براي ثبتنام آموزش و پرورش قول داد كه تا اول مهر دبستان بسازد اما تا به امروز هيچ اتفاقي نيفتاده است.