درونگراها تنهايي را به در جمع بودن ترجيح ميدهند و فعاليتهاي انفرادي را دوست دارند. اما برونگراها بر خود تسلط كمتري دارند، بيشتر حرف ميزنند، كمتر تمركز دارند، در جمع بودن را دوست دارند و به فعاليتهاي گروهي گرايش دارند. آنها بيش از آنچه تصور كنيد پرمراوده هستند، هميشه دوستان زيادي دارند و در مجامع عمومي بيشتر حاضر ميشوند. رفتار درونگراها گرم و پرحرارت است و داراي تحرك بيشتري هستند. آنها با صداي بلند فكر ميكنند و دوست دارند در كانون توجه باشند. سريع حرف ميزنند و در ابتدا كاري را انجام ميدهند بعد به آن ميانديشند.
سبكهاي زندگي متفاوت
ممكن است اين ويژگيها در بين هر دو گروه مشترك باشد اما نكته مهم اين است كه ارتباط با اين دو تيپ يكسان نخواهد بود به خصوص در انتخاب همسر، دوست و همكار اهميت آن احساس ميشود. كساني كه درونگرايي بالايي دارند با كساني كه از برونگرايي بالايي برخوردارند در زندگي مشترك دچار مشكل ميشوند. به اين علت كه آنها و سرگرميهايشان در نحوه و سبك زندگي متفاوت است.
يكي تنهايي را دوست دارد يكي معاشرت را، يكي فعاليتهاي ذهني را ترجيح ميدهد، يكي فعاليتهاي جمعي را، يكي از حرف زدن لذت ميبرد، يكي از سكوت، يكي بيرون رفتن و تحرك را دوست دارد و ديگري كم تحركي و مطالعه كردن را. توجه به اين نكات باعث ميشود افراد در انتخابهايشان دقت كنند تا براي هم خستهكننده و متفاوت نباشند. تحقيقات نشان داده كه رضايت زناشويي در زوجيني كه برونگراها و درونگراهاي افراطي هستند بسيار كم است.
گاهي به افراد درونگرا سخت ميگذرد
از طرفي شناخت ويژگيهاي درونگرايي و برونگرايي ميتواند به فرد كمك كند تا در انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب شغل و سرگرميهايش دچار مشكل و سرخوردگي نشود. چراكه در مشاغلي كه نيازمند مراوده و ارتباط با مردم است، مثل تجارت، تدريس، فروشندگي، وكالت و... به افراد درونگرا سخت خواهد گذشت. آن هم به اين دليل كه اين موارد با روحيات آنها فاصله دارد. در حالي كه افراد برونگرا امكان پيشرفت بيشتري دارند.
درونگرا در... برونگراها در... موفقترند
در مشاغلي كه نياز به مطالعه، تفكر، تمركز و فعاليتهاي انفرادي دارد افراد درونگرا موفقترند. افراد درونگرا در رشتههاي ادبيات، هنر و آزمايشگاه موفقترند و برونگراها در رشتههاي پرفعاليتي مثل روزنامهنگاري، مددكاري اجتماعي، فروشندگي، فعاليتهاي درماني و فرهنگي ميتوانند نقش مؤثرتري ايفا كنند. در مورد انتخاب سرگرمي هم همين امر مصداق دارد. درونگراها معمولاً آرام و حسابشده رفتار ميكنند، در حالي كه برونگراها با اعتماد به نفس اهل خطر كردن و رفتارهاي هيجاني هستند. درونگراها آرام و با تأني حرف ميزنند اما برونگراها بلند و بيپروا گفتوگو ميكنند. كانون توجه يك درونگرا به يك موضوع خاص متمركز ميشود اما يك برونگرا به راحتي دچار حواسپرتي ميشود و هر بار روي يك پروژه كار ميكند.
درونگرايي نوعي واكنش فيزيولوژيك است
نكته قابل توجه اين است كه درونگرايي و برونگرايي تحت تأثير فشارهاي زندگي قرار ميگيرد. اضطراب موجب افزايش درونگرايي شده و كارايي افراد را تحت تأثير قرار ميدهد. به اعتقاد روانشناسان درونگرايي يك حالت روانشناختي طبيعي است كه فرد در شرايط خاص محيطي به عنوان يك واكنش فيزيولوژيك از خود بروز ميدهد. اين حالت به فرد كمك ميكند تا تمركز بيشتري داشته و بتواند بر مشكل خود غلبه كند. همه افراد داراي سطحي از انرژي رواني هستند كه از طريق متابوليسم بدن حاصل ميشود و اين انرژي در تواناييهاي بالقوه انسان مثل نيازها، خواستهها، تمايلات و آرمانها تجلي مييابد و گرايشات فكري و عاطفي را ساماندهي ميكند. گرايش فرد به درون و بيرون تجلي اين انرژي رواني است و به طور معمول يكي بر ديگري غلبه دارد.
گاهي تغيير شخصيت ميدهند
به نظر هانس يورگن آيزنك، روانشناس انگليسي آلماني، ظهور و بروز درونگرايي و برونگرايي يك حالت نسبي است و به وقايع خارجي زندگي مربوط ميشود و در حالت عادي در يك شرايط متعادل از درونگرايي و برونگرايي قرار ميگيرد. مثلاً فردي كه در حالت عادي برونگراست در شرايطي كه تحت تأثير اضطراب قرار دارد، به فردي درونگرا تبديل ميشود و پس از رفع اضطراب به حالت برونگرايي برميگردد. برونگرايي و درونگرايي در سن 40 سالگي كه ظهر زندگي است تغيير ميكند و خيلي از درونگراها برونگرا ميشوند و برعكس، گروهي از برونگراها به برونگرايي گرايش پيدا ميكنند.
اين دو تيپ همديگر را چطور ميبينند؟
از نظر برونگراها افراد درونگرا بيهيجان، تودار، كم حرف، بياعتنا، خيالباف و احساساتي هستند و درونگراها، افراد برونگرا را پرحرف، سطحي، پرخاشگر و بيتوجه به ديگران قلمداد ميكنند. برونگرايي كه بسيار سرخوش، اجتماعي، رقابتجو، سريع و واقعگراست نميتواند يك درونگراي آرام، كمحرف و كمتحرك كه احساساتش را بيان نميكند و به تنهايي و انزوا علاقه دارد را به راحتي تحمل كند، مگر اينكه روحياتش را بشناسد و قادر به درك دنياي او باشد.
تست تشخيص
براي تشخيص درونگرايي و برونگرايي تستهايي وجود دارد كه ميتواند در شناخت اين تيپ شخصيتي مؤثر باشد. نتايج تستها ميتواند به طور تفكيكي تيپهاي مختلفي مثل درونگرا و برونگرا (متفكر، حسي، شهودي، هيجاني و... ) را مشخص كند. همچنين اين تستها ميزان گرايش هر فرد را به سمت اين تيپهاي شخصيتي مشخص ميكنند. مطالعه و تشخيص درونگرايي و برونگرايي به افراد كمك ميكند تا شيوههاي سازگارانهتري را با روحيات خود انتخاب كنند و زماني كه در مقام مقايسه با ديگر افراد قرار ميگيرند به تفاوتهاي خود از نظر سطح انرژي رواني، نحوه برخورد با مسائل و ارتباط با اطرافيان آگاه ميشوند. اين امر از بسياري سرخوردگيهاي رواني و انتخابهاي اشتباه، چه در انتخاب همسر يا دوست و چه در انتخاب شغل، تحصيل و فعاليت ميتواند مؤثر باشد.