روند حركتي شبه جزيره قطر بعد از كودتاي خانوادگي 1995 كاملاً تغيير كرد، به طوري كه اين كشور كوچك و كم جمعيت توانست طي 20 سال، خودي در منطقه نشان دهد. اگر چه در طول اين مدت چوب حراج به چاههاي نفت اين كشور كوچك زده شد، اما از طرفي اميران قطر توانستند با خرج كردن از مرواريد سياه، براي خود برندسازي كرده و سري در ميان كشورهاي منطقه در آورند و خودي نشان دهند، به طوري كه با كسب بيشترين سرمايهگذاري خارجي، حتي به مقام ثروتمندترين كشور جهان اسلام نيز دست يافتند. اما برنامه اميران قطري طي سالهاي گذشته تنها مسائل اقتصادي و سياسي اين كشور كوچك 2 ميليون نفري نبود و ورزش نيز گوشهاي از تفكرات آنها براي نشان دادن هر چه بيشتر خود به جهان بود.
اگرچه در حوزه ورزشي هم مانند ديگر حوزهها قطر از خود حرفي براي گفتن نداشت و تمام آنچه به دست آورده بود و هست با سرمايه گذاري روي نيروهاي خارجي بوده، اما براي اميران قطر اين مسئله كمترين اهميتي ندارد و آنچه حائز اهميت است، ديده شدن در دنياست. حتي اگر به قيمت پرداخت هزينههاي گزاف باشد.
در حوزههاي اقتصادي، تمام پيشرفت قطريها مديون تفكرات سرمايهگذاران خارجي بوده است. مرداني كه به واسطه امتيازهاي طلايي كه به آنها داده شده بود، حاضر به سرمايه گذاري در اين كشور كوچك شدند و توانستند با حمايت اميران قطر به واسطه فروش بيرويه نفت، نتيجه اين سرمايه گذاري را بگيرند. اين برنامه حالا دقيقاً در ورزش اين كشور در حال پياده شدن است.
مهمترين قدمي كه قطريها در حوزه ورزش برداشتند، گرفتن ميزباني جام جهاني 2022 بود. ميزباني كه البته هنوز هم حرف و حديثهاي زيادي در خصوص آن وجود دارد. اينكه قطريها نه به دليل شايسته بودن بلكه به دليل رشوههاي كلاني كه گفته ميشود در اين خصوص دادهاند، موفق به كسب ميزباني آن شدهاند؛ ميزبانياي كه از همان اولين روز، قطريها را بر سر زبانها انداخت. چه به صورت منفي و چه مثبت ! چه آن روزهايي كه بحث رشوه دادن آنها ورد زبانها بود، چه آن زمان كه بحث سوءاستفاده از كارگران در قطر براي ساخت ورزشگاههاي اين كشور به ميان آمد و چه زماني كه عكس ورزشگاههاي مدنظر قطريها براي جام جهاني 2022 اينترنت را پر كرده بود.
اما برنامه قطر براي تسخير جهان ورزش تنها از طريق فوتبال و جامجهاني نيست و اين رخداد تنها يكي از برنامههاي آنها براي برندسازي در حوزه ورزش است. قطريها سالهاست كه سعي ميكنند با كسب عنوانهاي درخور توجه در ورزش، سري در سرها در آورند، هر چند كه تلاش آنها در اين زمينه توسط ورزشكاران وطني هرگز آنگونه كه بايد جواب نداد و اميران اين كشور خيلي زود دريافتند كه با تكيه بر داشتههاي خود نميتوانند نامي از قطر در ورزش دنيا فرياد بزنند. همين مسئله باعث شد تا چشم طمع به ورزشكاران موفق دنيا بدوزند و به واسطه دلارهاي خود، آنها را وسوسه حضور در ورزش اين كشور كنند. اما نه به عنوان يك مهمان، بلكه به عنوان ميزبان.
قطريها با رقمهاي پيشنهادي كلان، مليت ورزشكاران را خريده و آنها را به عنوان بازيكنان قطري در تيمهاي ملي خود جاي داده و با تكيه بر توان آنها توانستهاند طي سالهاي اخير، موفقيتهاي زيادي كسب كنند. ورزشكاراني كه نه فقط در تيمهاي ملي كه در تيمهاي باشگاهي اين كشور كوچك 2 ميليون نفري نيز حضور دارند و توانستهاند بار فني ورزش اين كشور را بالا ببرند. حال آنكه تنها تعدادي اندك از مدالها و عنوانهاي كسب شده در خور توجه توسط قطر را ورزشكاران بومي آن به دست آوردهاند و بيشتر اين عنوانها و مدالها در واقع با پولي كه بابت خريد مليت ورزشكاران كشورهاي ديگر خرج شده، به دست آمده است. مسئلهاي كه البته براي قطريها كمترين اهميتي ندارد، براي آنها در واقع بالا رفتن پرچم كشورشان ميان پرچم ساير كشورها و خوانده شدن سرود ملي قطر در مجامع بينالمللي مهم است و اين مسئله كه كدام ورزشكار، (اصلي يا قلابي) برايشان مدال كسب ميكند، اهميتي ندارد.
البته قطريها به همين روش توانستهاند اعتماد جامعه ورزشي دنيا را به خود جذب كنند كه اگر اينگونه نبود، نميتوانستند ميزباني مسابقات مهم قارهاي و جهاني را بگيرند. ميزباني رقابتهاي مهمي چون المپيك آسيايي2006، جام جهاني2022 و ميزباني مسابقات المپيك تابستاني 2024 بوده است. البته اين كشور ميزبان چندين مسابقه مهم قارهاي و بينالمللي نيز بوده است؛ مانند جام ملتهاي آسيا در سالهاي 1988 و 2011، مرحله گروهي انتخابي جام جهاني 1994 امريكا، مسابقات بينالمللي تنيس قطر، مسابقات اتومبيلراني قهرماني جهان، مسابقات هندبال قهرماني جهان، مسابقات شناي قهرماني جهان و. . . كه همگي نشان از اين مسئله دارد كه قطريها توانستهاند با روشي كه در پيش گرفتهاند، براي خود چهرهاي موجه در دنياي ورزش ترسيم كنند؛ چهرهاي كه اگر چه واقعيت ندارد و تقلبي است، اما توانسته آنها را به سرمنزل مقصود برساند.
ديپلماسي ورزشي قطريها و پيشرفت آنها در اين حوزه، توانسته اين كشور كوچك را در ديگر حوزهها نيز به خواستههايشان برساند، در واقع ورزش بهانهاي است تا قطريها به خواستههاي سياسي و اقتصادي خود نيز برسند و از همين روش، خود را به خواستههايشان در مجامع بينالمللي برسانند، همانطور كه تا كنون توانستهاند به اين طريق پيش بروند و با اين برندسازي چهرياي موفق از خود در دنيا ترسيم كنند. البته نگاه قطريها تنها به سكوهاي اول مسابقات و مدالهاي طلايي آنها نيست، هدف آنها چيزي فراتر از اينها و رسيدن به كرسيهاي تصميمگيرنده در ورزش است. هدفي كه سالهاست براي آن خرج ميكنند و رسيدن به مدالهاي مختلف، ميزبانيهاي متعدد و عنوانهاي درخور توجه در واقع گامي است براي رسيدن به كرسيهاي مهم ورزشي دنيا! هدفي كه از يك سو با دلارهاي زيرميزي قطريها و از سوي ديگر با خريدن ورزشكاران ساير كشورها حمايت ميشود!