کد خبر: 691749
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۵
مكتب سياسي امام(ره) داراي شاخص‌هايي است. من امروز چند خط از خطوط برجسته اين مكتب را در اين‌جا بيان مي‌كنم. يكي از اين خطوط اين است كه در مكتب سياسي امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسي امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسي خود بود، سياست و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مي‌كرد؛ حتي در مبارزات سياسي، كانون اصلي در رفتار امام، معنويت او بود. همه رفتارها و همه مواضع امام حول محور خدا و معنويت دور مي‌زد. امام به اراده تشريعي پروردگار اعتقاد و به اراده تكويني او اعتماد داشت و مي‌دانست كسي كه در راه تحقق شريعت الهي حركت مي‌كند، قوانين و سنت‌هاي آفرينش كمك كار اوست.
 
او معتقد بود كه:«ولله جنود السماوات و الأرض و كان الله عزيزا حكيما». امام قوانين شريعت را بستر حركت خود مي‌دانست و علائم راهنماي حركت خود به‌شمار مي‌آورد. حركت امام براي سعادت كشور و ملت، بر مبناي هدايت شريعت اسلامي بود؛ لذا «تكليف الهي» براي امام كليد سعادت به‌حساب مي‌آمد و او را به هدف‌هاي بزرگ آرماني خود مي‌رساند. اينكه از قول امام معروف است و همه مي‌دانيم كه گفته بودند «ما براي تكليف عمل مي‌كنيم، نه براي پيروزي»، به معناي بي‌رغبتي ايشان به پيروزي نبود.
 
بدون ترديد پيروزي در همه هدف‌هاي بزرگ، آرزوي امام بود. پيروزي جزو نعمت‌هاي خداست و امام به پيروزي علاقه‌مند بود ـ نه اين‌كه علاقه‌مند نبود يا بي‌رغبت بود ـ اما آنچه او را به سوي آن هدف‌ها پيش مي‌برد، تكليف و عمل به وظيفه الهي بود؛ براي خدا حركت كردن بود. چون انگيزه او اين بود، لذا نمي‌ترسيد؛ شك نمي‌كرد؛ مأيوس نمي‌شد؛ مغرور نمي‌شد؛ متزلزل و خسته هم نمي‌شد. اينها خاصيت عمل به تكليف و عمل براي خداست. كسي كه براي تكليف عمل مي‌كند، دچار ترديد و تزلزل نمي‌شود؛ ترسيده و خسته نمي‌شود؛ از راه برنمي‌گردد و مصلحت‌انديشي‌هاي شخصي، تعيين‌كننده راه و جهتگيري او نمي‌شود.  كسي كه سياست را با عرفان جمع مي‌كند و معنويت را با حركت سياسي، يكجا در برنامه زندگي خود قرار مي‌دهد، براي او ترس از مرگ معنا ندارد؛ ترس از شكست هم معنا ندارد.
 
 اين درست نقطه مقابل سياست كهنه شده و از مد افتاده غربي است كه به دروغ آن را سياست مدرن مي‌گويند؛ يعني تفكيك دين از سياست و تفكيك دولت از معنويت. تمدن غربي بر پايه ستيز با معنويت و طرد معنويت بنا شد؛ اين خطاي بزرگ كساني بود كه تمدن و حركت علمي و صنعتي را در اروپا شروع كردند. به علم اهميت دادند ـ اين خوب بود ـ اما با معنويت به جنگ برخاستند؛ اين بد و انحراف بود. لذا اين تمدن مادي و دور از معنويت هرچه پيشرفت كند، انحرافش بيشتر مي‌شود؛ هم خود آنها و هم همه بشريت را با ميوه‌هاي زهرآگين خود تلخكام مي‌كند؛ همچنان‌كه تا امروز كرده است.
 
بيانات رهبر فرزانه انقلاب مورخ 14/3/1383
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها