
به نظر ميرسد امريكا و عربستان در اتحادي دوجانبه با استفاده از سلاح نفت به دنبال مقابله با مقاومت ملت ايران در مقابل زيادهخواهي هستهاي هستند.
مذاكرات وين و پيش از آن مذاكرات هستهاي بين ايران و شش قدرت جهاني در مسقط را ميتوان نقطه عطفي در تاريخ مذاكرات 12 ساله مرتبط با پرونده هستهاي ايران دانست.
در طول چند ماه گذشته سناريوهاي متفاوتي درباره سرنوشت مذاكرات ايران و غرب از سوي منابع مختلف تحليلي منتشر شده بود كه تمام آنها در يك نكته مشترك بود و آن هم تمايل ايالات متحده امريكا براي به نتيجه رسيدن مذاكرات است، اما در نهايت اين مذاكرات پس از چندين هفته كش و قوس تمديد مذاكرات و موكول كردن توافق جامع به هفت ماه ديگر انجاميد.
صرف نظر از تلاش كشورهايي همچون رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي براي به نتيجه نرسيدن مذاكرات، دليل حصول چنين نتيجهاي و يك توقف چند ماهه تنها ميتواند به نيت اصلي امريكاييها از چنين وقفهاي مرتبط باشد.
فشار بر ايران بايد بيشتر شودبه طور حتم تحريمهاي چند لايه اقتصادي عليه ايران مهمترين امتيازي است كه امريكا و غرب براي معامله در اختيار دارند و انتظار دارند كه بتوانند حداكثر امتيازات ممكن در مذاكرات را به دست بياورند.
لغو يكجانبه تحريمها در تمامي سطوح همچون تحريمهاي كنگره امريكا، شوراي امنيت سازمان ملل، اتحاديه اروپا و تحريمهاي ناشي از فرمانهاي رياست جمهوري نيز خواسته اصلي ايران در مذاكرات است. پيشبيني مذاكرهكنندگان امريكايي در پاي ميز مذاكره آن است كه با توجه به برآورد آنان از نياز ايران به لغو تحريمها به منظور بهبود شرايط اقتصادي ميتواند امتيازات لازم را براي آنان به ارمغان آورد. با اين حال گفت و گوهاي وين و مسقط نشان داد كه ايران زير بار شرايط مذاكرهكنندگان امريكايي نخواهد رفت. مقاومت غيرمنتظره ايران در دقيقه نود در حالي كه تيم مذاكرهكننده امريكايي انتظار انعطافهاي بيسابقه را از ايران داشت تنها به يك نتيجه ختم شد و آن هم اين بود كه هنوز فشار كافي به ايرانيها وارد نشده است، بنابر اين مذاكرات هفت ماه ديگر تمديد شد.
همدستي امريكا و عربستان در تحريم نفتي غيرمستقيم امريكاضربه زدن به اقتصاد ايران به منظور فشار هر چه بيشتر به حاكميت تنها دليل و فلسفه امريكا و غرب از فشارهاي بيسابقه به ايران در حوزه اقتصادي به وسيله تحريمهاي نفتي بوده است.
با اين حال تحريم بيشتر به منظور فشار بر ايران در شرايط فعلي به شدت سخت و حتي غيرممكن است. به صفر رساندن صادرات نفتي ايران همان گونه كه مد نظر برخي قانونگذاران كنگره است، تنها با محاصره دريايي ايران امكانپذير خواهد شد.
اين كار تنها به يك تقابل نظامي همهجانبه تبديل خواهد شد كه نه تنها توان نظامي ارتش امريكا تحمل آن را نخواهد داشت، بلكه عملاً اقتصاد لرزان امريكا را با بحراني بيسابقه روبه رو ميكند.
در اين ميان است كه عربستان سعودي متحد خاورميانهاي امريكا به كمك اين كشور شتافت تا اين بار تحريمي ديگر بر ايران تحميل كنند؛ تحريمي كه تنها هدفش ايران نيست، اما ميتوان به خوبي احساس كرد كه سوژه همكاري خوبي بين پادشاهي سعودي و ايالات متحده امريكا در حوزه نفت پديد آمده است.
سقوط قيمت نفت كه از دو ماه پيش در بازارهاي جهاني حاصل شده است، تحليلهاي مختلفي در محافل مرتبط با كارشناسان انرژي برانگيخته است.
در اين ميان عربستان مهمترين متهمي است كه با توليد مازاد خود سبب سقوط قيمت نفت شده است. عربستان نيز مقابله با افزايش شيل نفت را دليل پايين آوردن قيمت نفت عنوان ميكند.
با اين حال هيچ كس شكي ندارد كه نه صنعت شيل چنين توانايي دارد كه در ميانمدت تبديل به رقيبي براي نفت كشورهاي عضو اوپك شود و نه تمايلي براي به زمين زدن چنين صنعت مهمي در غرب دارد.
هدف؛ محاسبات راهبردي ايرانقيمت نفت اوپك هم اكنون در 60 دلار دور ميزند و پيشبينيها حاكي از اين است كه ممكن است تا سطح 40 دلار پايين بيايد. با توجه به زمانبندي مذاكرات ايران و غرب طي هفت ماه آينده ميتوان پيش بيني كرد كه در همين مدت فشار نفتي بر اقتصاد ايران بيش از پيش افزايش يابد.
با توجه به اينكه نياز ايران به نفت بشكهاي تا 70 دلار هدف اصلي بودجهاي در اقتصاد ايران است، بنابراين سقوط قيمت نفت به زير 60 دلار ميتواند باعث يك نگراني همهجانبه در ميان مقامات ايران شود.
امريكاييها اميدوارند به اين ترتيب با وارد آوردن اين فشار سبب تغييرات محاسباتي چشمگير در نزد مسئولان ايراني شده و با نشان دادن چشماندازي از سقوط تمام عيار در طول ماههاي آينده نسبت به اخذ امتيازات حداكثري در جريان مذاكرات اقدام كنند.
تنها راه مقابله اقتصاد مقاومتي استميزان موفقيت اين راهبرد تنها به قدرت و مديريت دولت يازدهم در عرصه اقتصادي طي چند ماه آينده بستگي خواهد داشت. در صورتي كه دولت بتواند فشارهاي وارده را در طول ماههاي آينده به خوبي مديريت كند، نه تنها مذاكرهكنندگان به راحتي خواهند توانست از منافع ملت ايران دفاع كنند، بلكه در نقطه پاياني مذاكرات ميتوانند بيشترين امتيازات ممكن را اخذ كنند.
در نقطه مقابل اگر دولت در مقابل فشار مقطعي خود تنها به اقدامات ايذايي و ناگهاني روي آورد، تنها سبب خواهد شد كه امريكاييها فقط و فقط در به دست آوردن امتيازات خود از طريق اين امتيازات راسختر شوند.
واقعيت آن است كه در طول ماههاي گذشته از طريق سخنان مقامات دولتي اميدواريهاي زيادي نسبت به حل مشكلات از طريق مذاكره ايجاد شده است و اين امر آسيبپذيري كشور را در حوزه تحريمها افزايش داده است.
در مقابل به نظر ميرسد دولت بايد با توجه به عيان شدن فشارهاي غربيها بر اساس اين خوشبيني، تمركز خود را بر اقتصاد مقاومتي و بسط هر چه بيشتر آن در كشور بگذارد.
همان گونه كه مقام معظم رهبري نيز بارها تأكيد كردهاند، تنها از طريق ساخت دروني است كه ميتوان بر چنين فشارهاي چيره شد و دولت نيز به خصوص در سال آينده بايد بر توسعه كشور از طريق اقتصاد مقاومتي و قطع وابستگي بودجه كشور به نفت متمركز باشد.