
سفر مك فارلين را بيت آقاي منتظري قاپيدن امريكا توسط رقيب ميدانستند و لذا پته هاشمي را بر آب زدند تا به تصور آنها از طرف امام مطرود و منزوي و حتي محاكمه و رسوا شود و خودشان در مقام طرف معامله با امريكا باقي بمانند.
آيتالله سيدمحمد خامنهاي در گفتوگو با نشريه رمز عبور درخصوص ريشههاي تمايل برخي افراد براي ارتباط با امريكا از ابتداي پيروزي انقلاب گفت: اين موضوع ريشه عميقي دارد و به نگاه امريكا به نظام و انقلاب اسلامي برميگردد، وقوع انقلاب اسلامي ايران براي غرب استكباري واقعه باورنكردني و سنگين و گيجكننده بود. امريكا به سبب سياست غلط، نزديك بين و عجولي كه دارد بلافاصله براي براندازي انقلاب و نظام دست به كار شد. اول طرح كودتاي 22 بهمن 57 بود كه عمل نكرد. بعد از آن سياست مقابله سريع و نابودكننده انقلاب را پيش گرفت تا قبل از آن كه موج انقلاب اسلامي ايران به ملل ديگر برسد آن را كسب كنند و مثل مصر چند سال گذشته، آن را به حال اول و بدتر از آن درآورند.
وي افزود: پس از آنكه با عنايت الهي طرحهاي امريكا با شكست روبه رو شد، اميد به نفوذيهاي خود در ايران بستند كه بيشتر آنها در آن زمان در نهضت آزادي و جبهه ملي بودند. هوشياري امام و عزم ملت مسلمان ايران باعث شد كه گرچه قدري دير شده بود ولي امام خميني (ره) مهدي بازرگان را به كناري بگذارد و نهضت آزادي را كه براي اسارت دوباره ملت نقشه ريخته بود، ابطال و بركنار كند. اميد بعد امريكا به منافقين و بنيصدر بود كه آن هم به شكست انجاميد. در اين بين و در تمام مدت، توجه اتاق فكر سياست خارجي امريكا و گروه صهيونيستي پشت سر آن، به راه ديگري هم بود، اول آنكه اگر شد امام را مستقيم يا غير مستقيم از بين ببرند و شخصي مناسب و مورد قبول خود را نصب كنند و از آن راه به تدريج انقلاب را به تحليل ببرند و ساقط كنند و اگر نشد با توجه به بيماري قلبي امام و امكان وقوع رحلت امام با صبر و تأمل به فكر جانشين امام باشند.
اين فكر از اول انقلاب هم وجود داشت و شهيد كردن شهيد مطهري بر همين اساس بود چون به طور طبيعي همه آگاهان ميدانستند كه جانشين امام يا شهيد مطهري يا آقاي منتظري يا آقاي بهشتي است و دشمن فكر ميكرد در صورتي كه راهي با توافق با آنها پيدا نشود بايد آنها را از سر راه برداشت، پس از شهادت استاد مطهري نگاه به سمت اين دو نفر ديگر رفت. آقاي منتظري شخصاً دست دوستي با امريكا نميداد ولي در اطراف او كساني بودند كه به امريكا نداي همكاري داده بودند، بنابراين گزينه مورد نظر فقط هاشمي و بيت مرحوم منتظري بود.
آيتالله سيدمحمد خامنهاي در ادامه افزود:چون امريكا طبق معمول همواره بيش از يك گزينه و نامزد را در نظر ميگيرد و مستقلاً و بدون اطلاع ديگري روي او مطالعه ميكند، همانطور كه امروز هم يكي از دلايل وقوع سفر مكفارلين به ايران و ميهمان هاشمي شدن او و بعد از آن افشاي آن توسط بيت منتظري همين رقابت پنهاني بيت منتظري و حواشي هاشمي بر سر تماس و معامله و حتي قرارداد با امريكا و اقمار او بود. يعني سفر مك فارلين را بيت منتظري قاپيدن امريكا توسط رقيب ميدانستند و لذا پته هاشمي را بر آب زدند تا به تصور آنها از طرف امام مطرود و منزوي و حتي محاكمه و رسوا شود و خودشان در مقام طرف معامله با امريكا باقي بمانند.
نهايتاً پس از مطالعات و بررسيهايي كه دو طرف ايراني و امريكايي درباره نوعي توافق براي مديريت آينده كشور كرده بودند، اصل توافق نهايي را كه مهمترين قسمت روابط مذكور بود به همان ملاقات معروف مك فارلين معاون رئيسجمهور امريكا با شخص هاشمي موكول كرده و برنامه سفر كاملاً محرمانه را تدوين و هتل اقامتگاه و امور امنيتي هم پيشبيني شده بود تمام اين اقدامات از لحاظ ظاهري و به اصطلاح فيزيكي در پوشش معامله اسلحه و آزادسازي گروگانهاي امريكايي در لبنان بود ولي عمق قضيه سري بود و فقط چند نفر اطلاع داشتند.