اربعين شهادت امام حسين (ع) يكي از روزهايي است كه به فضيلت زيارت آن حضرت از دور و نزديك شناخته ميشود و در اين مسئله تفاوتي بين اين روز و روزهاي زيارتي ديگر نيست و نبايد براي آن به دنبال فلسفه خاصي بود.
اما در اينكه شهرت و علاقه زياد شيعيان به زيارت در اين روز به چه بر ميگردد و آيا منشا اين امر زيارت كاروان اسراي كربلا در اين روز بوده، مورد اختلاف است؛ مثلاً شهيد مطهري در اين خصوص كه اهل بيت امام حسين در روز اربعين به كربلا آمدهاند باور دارد كه عقل آن را تأييد نميكند و در منابع دسته اول و معتبر نيامده است. (حماسه حسيني، ج 1، ص 30)
برخي ديگر از مورخان هم به طور صريح و هم غيرصريح اين مطلب را انكار نمودهاند. شيخ مفيد در «مسار الشيعه»(ص 26)آورده است: «روز اربعين، روزي است كه اهل بيت امام، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند. نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين ع وارد كربلا شد.»
شيخ طوسي در «مصباح المتهجّد»(ص 787) و ابن اعثم در الفتوح (ص 916) نيز همين مطلب را ذكر كردهاند.
ميرزا حسين نوري مينويسد: «از عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي استفاده ميشود كه روز اربعين روزي است كه اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند. نه آن كه در آن روز به مدينه رسيدند. (لولو و مرجان، ص 254) در اين ميان سيد بن طاوس در «لهوف»، (ص 114) اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است. ايشان مينويسد: «وقتي اسراي كربلا از شام به طرف عراق بازگشتند، به راهنماي كاروان گفتند ما را به كربلا ببر. بنابراين آنها به محل شهادت امام حسين آمدند. سپس در آنجا به اقامه عزا و گريه و زاري براي اباعبدالله پرداختند...» ميرزا حسين نوري پس از نقل قول سيد بن طاوس به نقد آن پرداخته است. رسول جعفريان مينويسد: «شيخ مفيد در ارشاد، ابومخنّف در مقتل الحسين، بلاذري در انساب الاشراف، دينوري در اخبارالطوال و أبن سعد در الطبقات الكبري، اشارهاي به بازگشت اسرا به كربلا نكردهاند». ( تأملي در نهضت عاشورا، ص 216)
شيخ عباس قمي هم داستان آمدن اسراي كربلا را در اربعين از شام به كربلا بسيار بعيد ميداند (منتهي الامال، ج1، ص 525). علامه شعراني و محمدابراهيم آيتي (بررسي تاريخ عاشورا، ص139) نيز مانند شهيد مطهري (ره) آمدن اسرا در روز اربعين به كربلا، را انكار كردهاند.
شهيد قاضي طباطبايي در كتاب خود (تحقيق درباره اول اربعين سيدالشهدا (ع)، ص 45) كه پيرامون اربعين نگاشته است، مفصلاً اشكالاتي را كه پيرامون آمدن اهل بيت عليهمالسلام در بيستم ماه صفر سال 61 هجري مطرح شده پاسخ گفتهاند. به عنوان نمونه ثابت ميكنند قولي كه اهل بيت عليهمالسلام يك ماه در شام مانده باشند و بعد راهي كربلا شده باشند - آنطور كه برخي بر اين گمانند - مدركي ندارد و صحيح نيست؛ چراكه نه ناقل آن و نه روايت آن مشخص نيستند و سيدابنطاووس رضيالله عنه در اقبال آن را فقط نقل كرده، منتها نه به طور مشخص، بلكه به شكل احتمال بيان شده و لذا قابلاستناد و اعتماد نيست. اما در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاري در روز اربعين سال 61 هجري به كربلا، به نظر ميرسد بين منابع تاريخي چندان اختلافي نباشد.
شيخ طوسي مينويسد: «روز اربعين روزي است كه جابربنعبدالله انصاري صحابي رسول خدا ص از مدينه براي زيارت قبر امام حسين (ع) به كربلا آمد. او اولين زائري بود كه قبر شريف آن حضرت را زيارت كرد». (مصباح المتهجّدص 787)
مرحوم آيتي مينويسد: «جابر بيستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد. سنت زيارت اربعين امام به دست او تأسيس گرديد». (بررسي تاريخ عاشورا ص 230و 231) بنا بر اين ميتوان گفت قريب به اتفاق منابع دست اول تاريخ ميگويند روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع) از شام به قصد مدينه حركت كردهاند. به جز «لهوف»كه جريان ورود اهل بيت امام حسين(ع) را در اين روز به كربلا نقل كرده و البته در كتابهاي ديگرش هم آن را تأييد نكرده است.
در كتاب بشاده المصطفي آمده است: عطيه عوفي ميگويد، به همراه جابر بن عبدالله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين(ع) وارد كربلا شديم. جابر نزديك شريعه فرات رفت. غسل كرد و لباسهاي نيكو پوشيد. . . سپس به طرف قبر مطهر حركت كرديم. جابر هيچ قدمي را بر نميداشت، الا اينكه ذكر خدا ميگفت. تا به نزديك قبر رسيديم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان. من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد. سپس من مقداري آب روي صورتش پاشيدم. وقتي به هوش آمد سه بار گفت يا حسين. سپس گفت اي حسين چرا جواب مرا نميدهي؟! سپس به خودش گفت: چگونه ميتواني جواب دهي در حالي كه رگهاي گلوي تو را بريدهاند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است. شهادت ميدهم كه تو فرزند خاتم النبيين و سيد المؤمنين... و پنجمين فرد از اصحاب كسا هستي... درود و سلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين(ع) حركت كرد و گفت: السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين... اشهد انكم اقمتم الصلاه و آتيتم الزكاه و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر...»
فلسفه پياده روي اربعين به سمت كربلا
همواره آيينها و اديان مختلف با هدف همبستگي ميان پيروان و هويت بخشي به جريان اجتماعي خود، ايامي را در سال مشخص كرده و پيروان خويش را ملزم به شركت در اين اجتماعات ميكنند. يكي از پيامدهاي اينگونه تجمعات، نمود جهاني و به نوعي تبليغ آن جريان اجتماعي است كه معمولا در جامعه جهاني تأثيرگذار است. به فرموده مقام معظم رهبري خلا وجود اجتماعي عظيم و بينالمللي در ميان شيعيان را حضور ميليوني در ايام اربعين پر ميكند. كربلا ميتواند«نماد» تبلور وحدت و بيعت با امام باشد كه «نمود»ي جهاني خواهد داشت. شروع جاذبه مغناطيس حسيني در روز اربعين است، اين همان مغناطيسي است كه امروز هم با گذشت قرنهاي متمادي در دل من و شما هست.
جريان پيادهروي براي زيارت سيدالشهدا در روز اربعين سابقهاي تاريخي نيز دارد؛ زيارت كربلا با پاي پياده در زمان شيخ انصاري[ متوفي ۱۲۸۱ قمري]رسم بوده است، اما در برههاي از زمان به فراموشي سپرده ميشود كه در نهايت توسط شيخ ميرزا حسين نوري دوباره احيا ميشود. ايشان آخرين بار در سال ۱۳۱۹ هجري با پاي پياده به زيارت حرم أباعبدالله حسين(ع) رفت.
ناگفته نماند در اين ايام سراسر شور توأم با معرفت و در مسير«طريق الحسين» كه از شهرهاي مختلف به كربلا منتهي ميشود، شيعيان همديگر را فقط با اين دو عنوان ميشناسند، «زائرالحسين» يا «خادم الحسين» كه اين خود شيوه و مظهري از سبك زندگي اسلامي است.
حالات زيباي زائران در ارتباط معنوي با وجود مقدس سيدالشهدا، برخورد كريمانه خادمان هيئات- كه كاملاً مردمي برپا شده اند- به منظور پذيرايي، ايثار و احترام به همديگر، رعايت حال بزرگان و پيرغلامان حسيني، تكريم سادات و در نهايت فيض قرائت زيارت اربعين در كنار مضجع نوراني امام حسين(ع) از جمله آثار و بركاتي است كه ميتوان براي مسافران اين سفر نوراني برشمرد.