يك بسمالله ميگويند و دل به جاده ميزنند. سرما و سوز هوا برايشان اهميت ندارد. فكر فاصله طولاني مسير هم نيستند. از هيچ چيزي هم نميترسند، نه از داعشيها وحشت دارند و نه از تروريستها و عملياتهاي انتحاري احتمالي در مسير. براي آنها كربلا امنترين جاي دنياست. تاولهاي پا و خستگي تن را با جان و دل ميخرند. شوق زيارت بر سوز سرما در آنها غلبه كرده است. در طول تمام مسير به آنچه فكر ميكنند حسين (ع) است و بس. از اولين روز محرم توي دلشان ولولهاي برپا شد؛ خدايا يعني ميشود امسال اربعين مهمان اباعبدالله باشيم؟ عاشورا طاقشان ديگر طاق شد و كاسه صبرشان لبريز. هرچه به اربعين نزديكتر ميشدند صبرشان هم كمتر ميشد. ديگر تحمل نداشتند. انگار دور دستها صدايي است كه آنها را ميخواند؛ هل من ناصر ينصرني. اشك توي چشمشان جمع ميشود، بايد رفت، بايد حركت كرد. ديگر اينجا جاي ماندن نيست. انگار از همين حالا صداي اباعبدالله را ميشنوند. بار و بنديل مختصري برميدارند و بعد از گرفتن ويزا به سمت مرز حركت ميكنند و بعد از گذشتن از مرز وارد عراق ميشوند و از آنجا دل به جاده ميزنند و خود را در سيل خروشاني مييابند كه رو به سوي اقيانوس در حركت است.
به صف براي زيارت عشق
دل توي دل هيچكدامشان نيست و خدا خدا ميكنند كه بتوانند ويزا بگيرند. متقاضي بسيار زياد و ظرفيتها هم تعيين شده، اما خيليها اميدوارند كه بتوانند مسافر كربلا شوند براي همين در هواي سرد پاييزي از صبح زود جلوي كنسولگري عراق به صف ايستادهاند تا بتوانند ويزا بگيرند.
پاي صحبت چند نفرشان مينشينم، عطر اشتياق زيارت بارگاه سيدالشهدا (ع) از كلامشان به مشام ميرسد.
عليرضا 25 ساله و دانشجو، اولين باري است كه قرار است راهي سفر كربلا شود. براي همين هم نذر كرده اگر اين سفر درست شود بعد از اينكه از كربلا برگشت 40 شب جمعه براي زيارت به حرم امام رضا(ع) برود. وقتي از او درباره انگيزه سفرش ميپرسم ميگويد: هر كس براي اين سفر انگيزهاي دارد، من هم انگيزهام خودسازي و تقويت نفس و شناخت هرچه بيشتر اباعبدالله و آشنايي با معارف آن حضرت است.
او ميگويد: اربعين فرصت بسيار ارزشمندي است تا انسانها به شناخت از امام حسين (ع) و اهداف قيام آن حضرت دست يابند.
عليرضا ميگويد: الان كاروانهاي زيادي هستند كه با اتوبوس يا هواپيما مسافران را به كربلا ميبرند و خيليها هم هستند كه با اين كاروانها به زيارت ميروند. هيچ اشكالي هم ندارد، اما وقتي اينجا اين همه آدم را ميبينيد كه براي گرفتن ويزا به صف ايستادهاند تا با پاي پياده به كربلا بروند حتماً يك نيتي در دلشان دارند. حتماً ميدانند در پياده رفتن به كربلا يك چيزي است كه باعث ميشود با روشهاي ديگر تفاوت داشته باشد.
وي به افراد زيادي كه در صف ايستادهاند اشاره ميكند و ميگويد: اين افراد را ببينيد، اين همه از صبح زود در صف ايستادهاند خيليهاشان چند روز پشت سر هم ميآيند، از صبح زود هنوز آفتاب نزده توي هواي سرد اينجا جمع ميشوند. فكر ميكنيد اينها براي چي اينجا آمدهاند؟ تازه اين اول كار است، وقتي ويزا بگيرند بايد خودشان را هر طور شده برسانند مرز و از مرز كه رد شدند تازه آنجا اصل موضوع شروع ميشود و آن هم پيادهروي به سمت كربلاست. كيلومترها راه بايد بروند آن هم پياده فقط به عشق يك نفر. شما فكر ميكنيد اينها به خاطر چيست؟ آيا چيزي غير از عشق به اباعبدالله ميتواند باعث شود تا انسانها اين همه سختي را با جان و دل بخرند.
آن طرفتر خانم ميانسالي در صف ايستاده و به قول خودش سومين روزي است كه براي گرفتن ويزا به كنسولگري ميآيد. وي كه اشتياق عجيبي براي زيارت دارد و از صحبت كردنش مشخص است ميگويد: من به عشق اباعبدالله و براي كسب معرفت و براي اينكه ذرهاي بتوانم آنچه را حضرت زينب(س) در كربلا تحمل كرد را تحمل كنم، گام در اين راه ميگذارم و با اينكه مدتي است از بيماري رنج ميبرم اما مطمئن هستم كه خود بيبي فاطمه زهرا (س) كمكم ميكند.
وي ميافزايد: از اول محرم خودم را آماده سفر كردهام و حالا آمدهام تا اگر خدا بخواهد بتوانم ويزا بگيرم و راهي كربلا شوم. شما هم دعا كنيد اگر قسمت هست من مسافر كربلا باشم، قول ميدهم وقتي اربعين در حرم امامحسين (ع) مشغول عزاداري براي آن حضرت باشم، شما را دعا كنم و نايبالزياره باشم.
اين را ميگويد و گريه امانش نميدهد. فقط خدا ميداند چه در دل او ميگذرد و خوب ميدانم كه اين آتش دل فقط با رفتن به سمت كربلا كمتر ميشود، براي همين دعا ميكنم تا اگر قسمت است امسال اربعين زائر آقا باشد. به سراغ يكي ديگر از افرادي كه در صف ايستاده است ميروم. محمد جوان است و پرشور، 27 ساله و سومين بار است كه مسافر كربلا ميشود. يك بار را با پدر و مادر رفته است چند سال پيش با هواپيما. سال گذشته اما با پاي پياده از مرز تا كربلا رفته و حالا هم آمده تا بار ديگر خاطره خوش پيادهروي به سمت كربلا و قدم زدن در مسير عاشقي را تجربه كند.
او با مرور خاطرات خوش از سفر به كربلا در سال گذشته ميگويد: اين سفر هيچ چيز نميخواهد، فقط يك دل صاف و نيت خالص و انشاءالله اگر قسمت باشد زائر آقا ميشويم. اين را ميگويد و ادامه ميدهد: از مرز كه رد شوي در طول مسير به سمت كربلا صدها موكب قرار دارد و هزاران آدم با اخلاص و خادم بيريا اعم از ايراني و عراقي كه به عشق اباعبدالله از هيچ خدمتي به زائران كوتاهي نميكنند؛ از غذا و خوراك گرفته تا جاي خواب و حتي واكس كفش و
ماساژ پاها و بدنهاي خسته زائران.
محمد ميافزايد: به بركت وجود آقا اينجا حتي يك ريال هم لازم نيست هزينه كني، همه چيز رايگان است. اينجا آدمهايي هستند كه مال و نعمت خود را وقف زائران امام حسين (ع) كردهاند. غذاي زائران را تأمين ميكنند، به آنها آب و نوشيدني ميرسانند. ميوه برايشان ميآورند. جاي خواب و استراحتشان را آماده ميكنند. امكاناتي براي استحمام و استراحتشان فراهم ميكنند، كفشهايشان را واكس ميزنند و خلاصه اينكه غبار سفر از چهره مسافران كربلا ميگيرند و در يك كلام آنها راتر و خشك ميكنند. زائر كربلا بيهيچ دغدغهاي گام در اين مسير ميگذارد.
محمد ميگويد: نميدانم شما هم تا كنون تجربه اين گونه سفركردن را داشتهايد يا نه، اما اگر نداشتهايد توصيه ميكنم حتماً يك بسمالله بگوييد و راه بيفتيد. خدا ميداند چه صفايي دارد زائر پياده آقا باشي.
دو هزار كيلومتر پيادهروي فقط به عشق يك نفر
حرفهاي محمد مرا ياد كارواني مياندازد كه چند سال است از مشهد با پاي پياده راهي كربلا ميشود. كاروان انصارالحسين(ع)، از مجتمع بقيهالله مشهد مجتمعي در دل جنوب شهر با بچههايي باصفا و با اخلاص كه لبخند رضايت اربابشان را با هيچ چيز ديگري عوض نميكنند.
محمد رجبي مسئول اين كاروان است. امسال براي چهاردهمين سال زائران اين كاروان با پاي پياده از مشهد مقدس عازم كربلا شدهاند. امسال چند روز قبل از تاسوعا و عاشوراي حسيني، كاروان پياده «انصار حسين(ع)» حركت خود را از مشهد مقدس به سمت كربلاي معلي آغاز كرد تا انشاءالله با عبور از مرز ايران وارد كشور عراق شود.
محمد رجبي ميگويد: اين كاروان با عبور از استانهاي خراسان رضوي، يزد، اصفهان، چهارمحال و بختياري و خوزستان به مرزهاي جنوب غربي ايران ميرسد و عازم كربلا ميشود.
مسئول كاروان انصارالحسين (ع) ادامه ميدهد: هدف از اين حركت و پيادهروي به كربلا صرفاً زيارت نبوده است، بلكه اين حركت يك حركت فرهنگي و معنوي است كه احساسات مردم را تحريك ميكند و عواطف آنان را نسبت به سيدالشهدا(ع) افزايش ميدهد.
او از ضرورت انتقال پيام عاشورا صحبت ميكند و ميافزايد: هدف اصلي اين حركت اين بوده است كه پيام عاشورا شهر به شهر منتقل شود.
رجبي ميگويد: اين كاروان هر سال قبل از حركت از مشهد ابتدا به زيارت امام رضا(ع) ميرود و بعد از آن عازم كربلا ميشود و حدود 55 روز پيادهروي ميكنند تا اينكه بعد از عبور از شهرهاي مختلف ايران و عراق به كربلا ميرسند و بعد از بازگشت از كربلا نيز باز هم به زيارت امام رضا (ع) ميروند و در مشهد مراسم با شكوهي براي بدرقه و استقبال از اين كاروان برگزار ميشود.
مغناطيسي به نام عشق حسين(ع)
اصلاً دوست ندارم حس خودم را درباره اين پيادهروي پنهان كنم. براي همين راحت ميگويم واقعاً با تمام وجود به آنها حسوديام ميشود. دو هزار كيلومتر پاي پياده مگر كار راحتي است؟ واقعاً كه توفيق ميخواهد. بايد بنده خاصي باشي كه خدا تو را براي اين كار انتخاب كرده است. بايد نوكري آقا را خوب بلد باشي تا قسمتت شود تا در اين كاروان همسفر بقيه باشي.
خوب ميدانم كه اين كارها توفيق ميخواهد. اينكه آدم يك بسمالله بگويد و با پاي پياده بزند به جاده. اين يك كار ساده و عادي نيست، يك معجزه است؛ معجزهاي كه فقط از شيعيان حسين(ع) بر ميآيد؛ به خاطر مغناطيسي به نام عشق اباعبدالله(ع).
ياد صحبتهاي مقام معظم رهبري ميافتم؛ جايي كه ايشان فرمودند: «شروع جاذبه مغناطيس حسيني از اربعين است. جابربن عبدالله را از مدينه بلند ميكند و به كربلا ميكشد. اين، همان مغناطيسي است كه امروز هم با گذشت قرنهاي متمادي، در دل من و شماست. كساني كه معرفت به اهل بيت دارند، عشق و شور به كربلا هميشه در دلشان زنده است. اين از آن روز شروع شده است.» به گفته حجتالاسلام والمسلمين پناهيان، ذكر اين نكته از سوي رهبر معظم انقلاب نشاندهنده نگاه عميق ايشان به تاريخ اسلام و جامعه اسلامي است كه سالها قبل از اينكه اين مراسم باشكوه برگزار شود، با تعبير مغناطيس حماسه حسيني، از اربعين با عظمت ياد ميفرمودند. ايشان از ابتداي راه افتادن اين جريان پيادهروي اربعين هم عنايت خاصي به آن داشتند.
عالم عارف، مرحوم آيتالله بهجت (ره) نيز درباره اهميت پيادهروي اربعين ميفرمايند: «امام زمان (عج)، در هنگام ظهور، خودشان را به واسطه امام حسين(ع) به همه عالم معرفي ميكنند... بنابراين در آن زمان بايد همه مردم عالم، حسين(ع) را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسين(ع) را نميشناسند و اين تقصير ماست، چون ما براي سيدالشهدا(ع) طوري فرياد نزديم كه همه عالم صداي ما را بشنود، پيادهروي اربعين بهترين فرصت براي معرفي حسين(ع) به عالم است.»
در اين ميان، با مرور صحبتهاي ديگر علما و بزرگان نيز پي به اهميت زيارت اربعين با پاي پياده ميبريم. در كلام بسياري از بزرگان بر پيادهروي در اربعين تأكيد فراواني شده و براي زيارت با پاي پياده ثواب زيادي را نقل كردهاند.
تلويزيون هزاران عاشقي را نشان ميداد كه در مسير كربلا با پاي پياده سر از پا نميشناختند و آن طرفتر زائراني را نشان ميداد كه هنوز پشت مرزها به انتظار ورود نشستهاند. فقط خدا ميداند در دل هر كدامشان چه ميگذرد. معلوم نيست اين جاذبه مغناطيسي با آنها چه كرده است.
اربعين نزديك است و از همين حالا صداي «لبيك يا حسين» ميليونها آدم در اين نقطه از زمين به گوش ميرسد. ميدانم خيلي دلت ميخواست تو هم مسافر كربلا ميشدي. خيلي دوست داشتي اربعين با ميليونها آدم همصدا شوي اما نشد توفيق نبود، اما نااميد كه نبايد باشيم. صدايت را آزاد كن. اربعين نزديك است. از همين نقطه از زمين هرجا كه هستي فرياد بزن «لبيك يا حسين (ع)»...