کد خبر: 691322
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۰
پسرجواني كه متهم است دو سال قبل با همدستي يكي از دوستانش در شهرستان ايلام مرتكب قتل شده و...
پسرجواني كه متهم است دو سال قبل با همدستي يكي از دوستانش در شهرستان ايلام مرتكب قتل شده و به جنوب كشور گريخته بود، يك روز بعد از ورود به تهران از سوي مأموران پليس آگاهي شناسايي و بازداشت شد. متهم كه هوشنگ نام دارد روز گذشته در دادگاه كيفري استان تهران بازجويي شد.
 
به گزارش خبرنگار ما، بامداد هشتم فروردين سال 91، مأموران پليس آگاهي شهرستان ايلام از حادثه آتش‌سوزي در منطقه تفريحي «شش‌دار» با خبر و در محل حاضر شدند. بررسي‌ها نشان داد چهار پسر جوان داخل چادر مسافرتي به شدت دچار سوختگي شده‌اند. همزمان با انتقال مصدومان به بيمارستان، يكي از آنها به علت شدت جراحت فوت شد و سه مصدوم ديگر دچار سوختگي‌هاي شديد شدند. يكي از مصدومان گفت: عصر روز گذشته همراه دوستانمان براي تفريح در اين محل چادر زديم. وقتي شب از راه رسيد ما چهار نفر داخل يك چادر بوديم و سجاد، وحيد و هوشنگ هم در چادر ديگري استراحت مي‌كردند. سحرگاه متوجه شدم كه هوشنگ به چادر ما نزديك شد و بنزين پاشيد. سجاد هم كبريت كشيد و از محل گريختند. ما كه غافلگير شده بوديم دچار سوختگي شديم.
 
در حالي كه چند شاهد ديگر حرف‌هاي دوستشان را تأييد كردند، مأموران پليس سجاد را بازداشت كردند اما متوجه شدند كه هوشنگ از محل گريخته است. سجاد گفت: از مدتي قبل من و هوشنگ با مقتول و دوستانش اختلاف پيدا كرديم تا اينكه تصميم گرفتيم از آنها انتقام سختي بگيريم. روز حادثه به بهانه تفريح آنها را به دره شش‌دار كشانديم. سحرگاه در حالي كه در خواب بودند چادرمان را جمع كرديم و در فرصت مناسب به چادر آنها نزديك شديم. هوشنگ به روي چادرشان بنزين پاشيد و من هم كبريت كشيدم و از محل گريختيم.
 
پس از آن مأموران پليس آگاهي ايلام تلاش براي يافتن مخفيگاه هوشنگ را آغاز كردند و بعد از دنبال كردن رد او در چند شهر ديگر، متوجه شدند كه دو روز قبل راهي تهران شده و در محله دروازه‌غار زندگي پنهاني را آغاز كرده است. كارآگاهان سپس با نيابت قضايي راهي تهران شدند و به دستور قاضي باقري، رئيس شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران راهي مخفيگاه او شدند و متهم را در جريان عملياتي پليسي غافلگير و بازداشت كردند.
 
هوشنگ روز گذشته به اتهام معاونت در قتل، معاونت در ايجاد جراحت سوختگي به ديگر شاكيان، معاونت در تخريب اموالشان و استفاده از افشانه تفهيم اتهام شد. او گفت: من اتهام‌هاي خود را قبول ندارم و نمي‌دانم چرا بازداشت شده‌ام. يك روز قبل از حادثه همراه سجاد، وحيد و چهار نفر از دوستانم براي تفريح به محل رفتيم كه در آنجا سجاد با مقتول و دوستانش اختلاف پيدا كرد اما مشاجره آنها تمام شد. سحرگاه در حالي كه خواب بودم سجاد، من و وحيد را كه در چادر خوابيده بوديم، بيدار كرد. به آهستگي چادرمان را جمع كرديم و به طرف جاده كه همان نزديكي بود، حركت كرديم. سجاد از ما خواست تا بازگشت او منتظر بمانيم. بعد هم در تاريكي از ما دور شد تا اينكه متوجه شديم چادر مقتول را آتش زده است. بعد هم از محل فرار كرديم.
قاضي سؤال كرد: اگر در ماجرا نقش نداشتي چرا از محل فرار كردي؟ متهم سكوت كرد. پس از آن متهم به دستور قاضي در اختيار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار