امروز همه به دانشجوها تبريك ميگويند. اما از آنجا كه خودمان هم روزگاري دانشجو بوديم، ميدانيم كمتر دانشجويي به دنبال اين است كه بداند چرا لايق اين تبريك است و اغلب افتخار اين تبريك را به دانشجوبودن خود منتسب ميكنند و در تعريف امروز آموزش عالي دانشجو بودن يعني موفقيت در ماراتن كنكور و شكست غول خفته در آستانه در دانشگاه و نشستن پشت صندليهاي تك دسته يا نيمكتهايي كه با نيمكتهاي مدرسه فرق دارند و معلمي كه ديگر معلم نيست و استاد است و كلاسهايي كه مختلطند و لباسهايي كه ديگر فرم نيستند و حراستي كه جاي ناظم آمده و... .
در تعريف امروز اين يعني ما دانشجوييم، يعني چند سال ديگر فارغالتحصيل ميشويم وكائنات موظفند به ما و دانشنامهمان كه تأييد قبولي در 168 واحد درسي است احترام بگذارند و دولت بايد براي شغل و ازدواج و جايگاه اجتماعيمان برنامهريزي كند و تدارك ببيند.
اما يك مسئله روشن است و آن اينكه اين تفاوت دانشجو است كه قابلستودن است. تفاوتي كه روز بازديد نيكسون از دانشگاه تهران را با خون خود بر تاريخ نقش ميكند. دانشجو بودن يعني متفاوت بودن اما نه تفاوت در لباس پوشيدن و ادبيات و ژست، دانشجو بودن يعني تفاوت در نوع نگاه.
گاهي به نظر ميرسد خودمان اين تفاوت را از عنوان دانشجو گرفتهايم و خلع ماهيت شده از او توقع تفاوت داريم. مدرك دانشگاهي را ملاك ارزشيابي صلاحيت افراد قرار داديم و براي پاسخ به اين عطش كلي دانشگاه راهاندازي كرديم و همه را دانشجو كرديم؛ به همين سادگي. حالا تفاوت در دانشجو نبودن شد. از طرفي گزينه حقطلبي و عدالتخواهي كه ويژگي سن و سال جواني و دوران دانشجويي است را با ورود افراد مسنتر به دانشگاهها حذف كرديم و ما مانديم و دانشجويي كه ديگر متفاوت نيست.
با اين حال اين از رسالت دانشجويي دانشجو كم نميكند. دانشجو بايد به دنبال تفاوت خود بگردد، در عين حال كه راه را گم نميكند و بازيچههاي مسير او را از راه باز ندارد. اتفاقاً دقيقاً جايي كه فكر ميكنيم ديگر نيازي به متفاوت بودن نيست، بايد متفاوت بود. در غير اين صورت بايد براي اين متفاوت نبودن به تاريخ پاسخ داد و اين متفاوت بودن تا جايي كه دنيايي كه در آن زندگي ميكنيم، تصويري از ايدهآل بشري باشد بايد ادامه داشته باشد و توقفش توجيهپذير نيست.
دانشجو بايد خواب مسامحه را آشفته كند، آرمانها را بشناسد و نگذارد مشمول مرور زمان و از رئوس برنامهها خارج شوند.
امروز دوران يافتن اين تفاوتها است. تفاوتها را بايد يافت و تشخيص داد و بعد از ميدان آنها به در نشد.
راستي امروز تفاوت دانشجو بودن و نبودن در چيست؟ تفاوت دانشجو بودن و دانش جو بودن در چيست؟ 16 آذر 32 روز دانشجويان متفاوت بود و تفاوت در ستيز با امپرياليسم و سوپر سرمايهداري. 16 آذر 61 سال بعد يعني امروز، روز كدام دسته از دانشجويان است؟ دانشجوياني كه سرشان به كار خودشان است و كاري به كار اطراف ندارند؟ روز دانشجوياني كه فقط به خاطر ارتقاي شغلي دانشجو شدهاند؟ روز دانشجوياني كه فقط درس ميخوانند؟ روز دانشجوياني كه هم درس ميخوانند و هم پژوهش ميكنند و مقاله توليد ميكنند؟ روز دانشجوياني كه آمدهاند دانشگاه تا مدرك بگيرند؟ روز دانشجوياني كه چون كار ديگري نداشتند، دانشجو شدند؟ روز دانشجوياني كه در محيط دانشگاه تفريح ميكنند و خوش ميگذرانند؟ روز دانشجوياني كه درس از كارهاي تشكيلاتي غافلشان نميكند يا روز دانشجوياني كه در سر سوداي دنيايي بهتر دارند؟... . دوست داريد امروز روز كدام دسته از دانشجويان باشد؟