کد خبر: 689351
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۱
روابط بين الملل در اسلام(5)

انسان از آن جهت كه به جامعه نيازمند است و بي‏هماهنگي با ديگران، خطوط اصيل سعادت او ترسيم نمي‏شود، بايد با همنوعان خويش اهل سازش باشد و چون انسان، موجودي عيني و تكويني است نه ذهني يا اعتباري و نيز سعادت او همسان با هستي او حقيقتي عيني است نه امري ذهني يا قراردادي، پيوند وي با ديگران نيز بايد بر محورهاي عيني و تكويني باشد؛ نه اعتباري همانند قراردادهاي تجاري، صناعي و زراعي كه تحت عناوين بيع، اجاره، صلح، مزارعه و مانند آن منعقد و با تغيير اوضاع فسخ مي‏گردد و قرارداد جديدي منعقد مي‏شود. پيوند انسان با همنوعان خود، در عينِ آنكه ربطي عيني و تكويني است نه قراردادي و ذهني، بايد سهمي از جاودانگي و ابديت داشته باشد، به‏گونه‏اي كه درهر زمان و زميني و در هر عصر و مصر و نسلي اجرا شدني باشد و از دگرگوني‏هاي جغرافيايي و تاريخي محفوظ بماند. پيداست چيزي كه در دسترس تطاول حوادث واقع نمي‏شود و با تحول زمان عوض نمي‏گردد، جنبه جسماني و مادي بشر نيست، زيرا جسم او از خاك و گل معين و در زمان و شرايط خاص واقع است و ناچار رنگ آنها را به همراه دارد و با فرهنگِ نشئت گرفته از خواص مادي قرين خواهد بود.

مصوبات سازمان ملل ـ بر فرض سداد و صلاح آن ـ و نيز آيين‏نامه‌هاي نژادي و قومي و ملي، تنها اموري قراردادي هستند كه توان تأمين سعادت تكويني جوامع بشري را ندارند، چون حقيقت تكويني انسان، برتر از قرارداد اعتباري است و ابديت او والاتر از امور مادي ناپايدار.

فطرت سرمايه وحدت جهاني

اسلام رابطه حسنه بين‌المللي را چنين توجيه مي‏كند: مبدأ فاعلي و آفريدگار و پروردگار همگان يكي است، فطرت‏هاي بشر مشترك است ـ يعني ساختارهاي اولي انسانيت در همه يكي است ـ و نيز مقصد و هدف نهايي قافله بشر واحد است. بعد از روشن شدن وحدت امور ياد شده، قهراً روابط حاكم بر بشر هم بايد مشترك و يكسان باشد و آن هم دين الهي است.

خداي سبحان سرمايه سعادت همه‏جانبه و وحدت گسترده با همه جوامع بشري را اصلي «ثابت»، «همسان»، «همگاني» و «هميشگي‌» در نهاد انسان گذارده است، به گونه‏اي كه هيچ فرد در هيچ عصر و مصر و نسلي فاقد آن نيست. اين دستمايه تكامل تكويني، همان زبان فطرت توحيدي است كه بدون نياز به هرگونه اعتبار و قرارداد و تصويب، توان پيوند انسان‏ها را دارد: (فَاَقِم وَجهَكَ لِلدينِ حَنيفًا فِطرَتَ اللهِ التي فَطَرَ الناسَ عَلَيها لاتَبديلَ لِخَلقِ اللهِ ذلِكَ الدينُ القَيمُ ولكِن اَكثَرَ الناسِ لايَعلَمون). (1)

راز عدم تبديل فطرت توحيدي انسان اين است كه نه خداوند آن را تغيير مي‏دهد چون وي را به «احسن تقويم» ساخت و هيچ نقص و عيبي در نهان توحيدي او نيست تا تبديل شود و نه هيچ‏كس جز خداوند، توان تأثير در نظام آفرينش انسان را دارد، از اين رو با نفي محض فرمود: (لاتَبديلَ لِخَلقِ الله)(2).

دين الهي محور اتحاد جوامع بشري

وحدت جهاني بدون پيوند تكويني و جهاني ميسر نخواهد بود و هرگونه پيوندي كه با سرشت توحيدي انسان‏ها مطابق نباشد، يا اعتباري است نه عيني و تكويني يا زوال‌پذير است نه پايدار، از اين‏رو هر قانوني كه براي هدايت جوامع بشري تدوين مي‏شود براي جهان‏شمول بودن آن بايد منطبق با فطرت الهي آنان بوده و داراي آن دو خصوصيت ياد شده (تكويني نه اعتباري، ابدي نه موسمي و گذرا) باشد و تنها مبدأيي كه به همه اصول گذشته احاطه علمي دارد و بر طرح و تدوين آن تواناست، ذات اقدس خداوند است كه انسان، جهان و پيوند بين آنها را آفريد، لذا اسلام را به عنوان دين جهاني معرفي و جهانيان را به گرايش به آن دعوت و خطوط اصيل آن را كلي و دائم و همه‏جايي تبيين و از جدايي از آن نهي كرده است.

اُخوت و برابري انسان‏ها

در اسلام با آنها كه موحد نيستند بر اساس اصول مشترك انساني رفتار مي‏شود و اسلام با كافران زندگي مسالمت‏آميز را امضا مي‏كند. احترام به ميثاق و تعهد جزو اصول انساني است، چنان‏كه پرهيز از سلطه‏گري و سلطه‏پذيري، احترام به امانت، پرهيز از خيانت در امانت و مانند آن جزو اصول انساني‏اند. توجه انسان‏ها به فطرت توحيدي و خواسته‌هاي آن، سبب پيوند اخوت و برادري انساني در ميان آنان خواهد شد.

قرآن كريم در آيات متعددي به موضوع اخوت انساني اشاره كرده است؛ براي نمونه آنجا كه از امت‏هاي انبياي گذشته ـ كه موحد نبودند ـ سخن گفته است، حضرت صالح (عليه‌السلام) و حضرت شعيب (عليه‌السلام) و حضرت هود(عليه‌السلام) را برادر آنان دانسته است: (واِلي ثَمودَ اَخاهُم صلِحا)(3)؛ (واِلي مَديَنَ اَخاهُم شُعَيبا)(4)؛ (واِلي عادٍ اَخاهُم هودا)(5).

اسلام با كفر و شرك هيچ پيوندي و هيچ آشنايي و آشتي‏اي ندارد، بلكه درقبال آن دوست؛ و آنها را باطل مي‏داند؛ ليكن همين اسلامي كه كفر را باطل مي‏داند، كافر را به حقيقت مايل مي‏داند، هرچند در تطبيق آن اشتباه مي‏كند؛ يعني كافر مي‏خواهد به سراغ حقيقت برود؛ ولي به بيراهه افتاده و آنچه را يافته است مطلوب وي نيست، زيرا حقيقت مطلوب اوست و او آن را به دست نياورده است؛ ولي چون تشنه حقيقت است مي‏توان با وي تفاهم كرد و كنار آمد، از اين‏رو اسلام با كفر هرگز كنار نمي‏آيد؛ ليكن كافر را براي هدايت مي‏پذيرد.

سرّ آن اين است كه كافر فطرت مشترك انساني را دارد، هرچند كفر باطل است و برهان‏پذير نيست، از اين‏رو تنظيم روابط انسان‏هاي مسلمان و موحد با كافر، روي بخش مشترك فطرت آنهاست.

قرآن كريم درباره رابطه با كافران مي‏فرمايد آنان كه به جامعه اسلامي ضرري نمي‏رسانند و بر ضد مسلمانان توطئه‏اي نمي‏كنند، گرچه دين و اعتقادشان مبغوض شماست، خداي سبحان شما را نهي نمي‏كند كه با آنان رابطه مسالمت‏آميز و نيكي و عدالت داشته باشيد، چون خداوند، عدالتگران را دوست دارد: (لايَنهكُمُ اللهُ عَنِ الذينَ لَم يُقتِلوكُم فِي الدينِ ولَم يُخرِجوكُم مِن ديرِكُم اَن تَبَروهُم وتُقسِطوا اِلَيهِم اِن اللهَ يُحِب المُقسِطين)(6).

قرآن در جاي ديگر، صلح و سازش دولت اسلامي با دولت كفر را مطرح كرده و مي‏فرمايد چنانچه كافران به شما پيشنهاد صلح و سازش دادند، اظهار تمايل نشان بدهيد: (واِن جَنَحوا لِلسلمِ فَاجنَح لَها)(7)؛ ليكن اين پذيرش صلح، در صورتي است كه آنان به شما تهاجم و حمله‏اي نداشته باشند، زيرا اگر آنان حمله كرده و بعضي از شما را كشتند و اموالتان را به غارت بردند، وظيفه‏تان مبارزه است نه صلح. هرگز وهن و سستي به خود راه ندهيد و آنان را به سوي صلح و سازش تحميلي فرانخوانيد، چون شما برتريد و خدا با شماست و هرگز اعمالتان را بي‏نتيجه نمي‏گذارد، بلكه وقتي مبارزه كرديد و شهيد يا جانباز يا اسير داديد، اعمالتان را به هدف مي‏رساند و مشفوع نتيجه قرار مي‏دهد، زيرا عمل وقتي به هدف نرسد «وتر» و تك است: (فَلا تَهِنوا وتَدعوا اِلَي السلمِ واَنتُمُ الاَعلَونَ واللهُ مَعَكُم ولَن يَتِرَكُم اَعملَكُم)(8).

تنظيم كننده: محمد زند

-------------------------------------

پي نوشت:

1 ـ سوره روم، آيه 30.

2 ـ سوره روم، آيه 30.

3 ـ سوره اعراف، آيه 73.

4 ـ سوره اعراف، آيه 85.

5 ـ سوره اعراف، آيه 65.

6 ـ سوره ممتحنه، آيه 8.

7 ـ سوره انفال، آيه 61.

8 ـ سوره محمد صلي الله عليه و آله و سلم، آيه 35.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها