بامداد سه شنبه دو جوان فلسطيني به يك كنيسه واقع در بيتالمقدس حمله كردند كه در جريان آن چند نفر از جمله چهار خاخام يهودي و يك نظامي اسرائيلي كشته و چند نفر ديگر نيز زخمي شدند. اين عمليات كه در نوع خود بيسابقه بوده از ابعاد مختلف قابل بررسي است و اطلاعات تازهاي را درباره رويكردهاي جديد در سرزمينهاي اشغالي و زير پوستين تحولات فلسطين آشكار ميكند.
به لحاظ علل و ريشههاي اين عمليات بايد گفت اين حمله يك روز بعد از انتشار خبر به در آويختن يك جوان 32 فلسطيني توسط شش مهاجر شهرك نشين صهيونيست در غرب بيتالمقدس صورت گرفت و از اين جهت واكنشي به اين اقدام جنايتكارانه محسوب ميشود. از اين ديد انتخاب كنيسه براي اين حمله نيز هدفمند بود و علت آن اين است كه پيش از اين، چندين مسجد فلسطيني در مناطق مختلف كرانه باختري به وسيله شهرك نشينان آتش زده شده بود و در عين حال تعرضات صهيونيستها به مسجدالاقصي افزايش يافته است كه اين دو اقدام نميتواند بدون اذن و مجوز خاخامهاي يهودي باشد. با اينحال اين اقدامات بيشتر عوامل شتاب زا و تسريع كننده محسوب ميشود و لذا عامل و بسترساز اصلي تنشهاي جاري را بايد در سياستهاي توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي جستوجو كرد كه بعد از چند دهه شهركسازي و ساخت و ساز در كرانه باختري و شرق بيتالمقدس اكنون در تلاش است تير خلاص را بر طرح تشكيل دولت فلسطيني و تسلط كامل بر بيتالمقدس و نابودي مسجدالاقصي شليك كند اما با توجه به اينكه اين تلاشها با خواسته اغلب كشورهاي جهان و مجامع جهاني در تعارض است، از اينرو شهرك نشينان و افراطيون صهيونيست را جلو انداخته و پشت سرآنها پنهان شده است. همچنين با توجه به اينكه يكي از طرحهاي در دستور كار رژيم صهيونيستي اجراي طرح تشكيل دولت خالص يهودي و بسترسازي براي اخراج فلسطينيهاي ساكن اراضي اشغالي سال 1948 است از اين رو اين رژيم در تلاش است از حملات تلافي جويانه فلسطينيها نيز در راستاي پيشبرد طرح دولت خالص يهودي فرصتسازي كند و اين طرح را چند گام ديگر به پيش ببرد.
به لحاظ واكنشها مهمترين نقدي كه بر مواضع كشورهاي غربي و رؤساي برخي از سازمانهاي بينالمللي در قبال درگيريها و حملات اخير در فلسطين وارد است، اين انتقاد يكسويه آنها از حملات ضدصهيونيستي بدون اشاره به مباني و زمينههاي اين حملات و بخصوص نقش سياستهاي توسعه طلبانه و ضد صلح اين رژيم حاشيه امن براي رژيم صهيونيستي فراهم ميكند تا با موج سواري محكوميتهاي جهاني اهداف و سياستهاي خود را به پيش ببرد. برخورد تبعيض آميز كشورها و رسانههاي غربي در قبال حملات تلافي جويانه در سرزمينهاي اشغالي كاملاً آشكار است و در حاليكه اين محافل موجي از محكوميت را عليه حمله به كنيسه يهوديان به راه انداختهاند اما در قبال حملات صهيوينستها به مساجد و بخصوص حرمت شكني مسجد الاقصي با بياعتنايي و بيمبالاتي برخورد كردهاند.
البته در بررسي واكنشها به حمله ضد صهيونيستي در قدس چند نكته ديگر نيز قابل تامل است: نخست اينكه محمود عباس با جداكردن راه خود از ديگر فلسطينيها به محكوميت اين حمله پرداخت اما اين اقدام مانع از اين نشدكه رژيم صهيو نيستي به اتهامات خود عليه تشكيلات خودگردان و شخص محمود عباس پايان دهد. بر عكس اين رژيم با تكرار اين اتهامات كوشيد محمود عباس را از پيگيري قطعنامه پيشنهادي به شوراي امنيت سازمان ملل درباره تعيين جدول زماني براي تشكيل دولت فلسطيني منصرف كند. دوم اينكه گروههاي مقاومت از عمليات ضد اسرائيلي در قدس حمايت و استقبال كردند و اين چند نكته را نشان ميدهد: نخست اينكه تنگناهاي ناشي از اقدامات و سياستهاي رژيم صهيونيستي و شهرك نشينان هيچ راه ديگري به جز مقاومت پيش روي فلسطينيها باقي نگذاشته است دوم اينكه به تدريج محور مقاومت از غزه به كرانه باختري منتقل ميشود و سوم اينكه فلسطينيها با توجه به محروم شدن از سلاح گرم در دور جديد مبارزات خود به سلاح سرد و هر وسيله ديگري همچون خودرو براي عمليات ضد اسرائيلي متوسل ميشوند.
از اين رو در جمع بندي ميتوان گفت با توجه به اينكه حملات ضداسرائيلي اخير در سياستهاي توسعه طلبانه و حرمت شكنيهاي صهيونيستها ريشه دارد، از اين رو تا زماني كه در اين رويكردها تغييراتي اعمال نشود اين حملات در آينده نيز ادامه خواهد يافت و بر همين اساس راه مقابله با اين حملات نه محكوميت صرف اين حملات بدون توجه به مباني و ريشههاي آن، بلكه در وادار كردن رژيم صهيونيستي و شهرك نشينان در رويكردهاي گذشته خود است.