
روز گذشته پروفسور پرويز كردواني، پدر علم كويرشناسي در نشستي خبري كه به همت خبرگزاريهاي تسنيم و فارس برگزار شد، در خصوص بسياري از پروژههاي زيست محيطي، از جمله چالشي كه در خصوص احياي درياچه اروميه وجود دارد، سخن گفت.
سخنان پروفسور كردواني به گونهاي بازخواني تمام اظهاراتي است كه توسط وي در چند سال اخير در مطبوعات كشور منعكس شده است. وي با بيان اينكه موضوعات بسياري در خصوص كشور مورد بررسي و مطالعه قرار داده كه يكي از آنها درياچه اروميه است، تصريح كرد: درياچه اروميه فوت شده است و قابل احيا نيست. درياچه اروميه خود حوضه آبريز بوده و با بارورسازي ابرها و انتقال آب قابل بازگشت نيست.
وي در پايان با تكيه بر اظهارات قبل خود در خصوص چگونگي استفاده از اين درياچه بيان كرد: راهكار براي احياي درياچه اروميه اين است كه ابتدا نمك را جمعآوري كنند و بعد 10 سانت شن و ماسه ريخته و پس از آن تخم گياه ريخته و پوشش گياهي با حيواناتي از جمله آهو را شاهد باشيم، در واقع درياچه اروميه ميتواند بهعنوان پارك گياهي و حيواني دنيا محسوب شود و براي اطراف آن نيز كشاورزان پسته بكارند و با آبياري قطرهاي چنين كشتي داشته باشند، در حقيقت باغ پسته اطراف درياچه اروميه شكل گيرد. چراكه درياچه اكنون رواني شده است و بايد نهتنها در زمينه اقتصادي كه در زمينه اجتماعي و سياسي هم فكر و درياچه اروميه را به پارك گياهي دنيا تبديل كرد.
با اين اوصاف، اظهارنظر پروفسور كردواني نقطه مقابل باور كارشناسان و مسئولاني است كه در ستاد احياي درياچه اروميه و سازمان محيط زيست در پي احيا و اعتبار بخشي دوباره به اين درياچه هستند.
اما آنچه واضح و مبرهن است و مانند خورشيد نيمروز در مقابل ديدگاه عموم قرار دارد، حقايقي غيرقابل انكار است كه براساس اين حقايق به نظر ميرسد جماعتي كه دل در گرو حيات با شرف و عزت و آباداني بيمنت اين آب و خاك دارند، به نوعي از احياي درياچه اروميه ـ اين ميراث ملي ـ قطع اميد كردهاند! حجت هم پشت هماندازيهاي كاسبكارانه كساني است كه مستقيم و غير مستقيم و عجالتاً با وعده و وعيد احياي اين درياچه نان ميخورند و وعده امروز را به فردا ميدهند.
اما واقع امر اين است درياچهاي كه مؤلفان و مورخان بنامي چون بطلميوس حكيم، هرودوت، مينورسكي، طبري، حمدالله مستوفي و. . . درباره آن اظهار نظر كردهاند، اكنون در حال احتضار و احوال نزار ميرود كه به نمكزاري ويرانگر تبديل شود و تا كنون اظهارنظرهاي كارشناسانه(!) هيچ توفيري به حال اين درياچه نكرده و هيچ نشانهاي كه حاكي از حيات و احياي دوباره باشد، در وجنات اين محتضر رو به موت رؤيت نشده است به جز ادعاي چند روز گذشته مسئولان محيطزيست كه مدعي شده بودند چند سانت آب اين درياچه افزايش يافته است كه اين مقوله هم به واسطه بارش بارانهايي بود كه همزمان با تاسوعا و عاشورا در سراسر كشور به وقوع پيوست!
با اين همه بايدها و نبايدهايي مطرح است كه در ميان مثنوي هفتادمن كاغذ توضيحات و تلويحات مسئولاني كه مستقيم و غير مستقيم درگير هويت بخشي دوباره به اين درياچه هستند، اشارهاي به آنها نشده است. بنابر اين در ادامه به اهم اين موارد خواهيم پرداخت.
1) مسئله اول اين است كه در اين ميان برخي از رسانهها خواسته و ناخواسته به جاي ايجاد وفاق و همدلي، افتراق و بددلي ايجاد ميكنند كه دود اين ندانمكاري در وهله اول به چشم مصالح كشور ميرود! چرا كه وقتي مسئلهاي در رسانهها مطرح ميشود، بسياري از مسئولان و دستگاهها نسبت به رويكرد و نگاه رسانه، همچنين بر اساس اعتمادي كه به رسانههاي خاص خود دارند، به مسئله ورود ميكنند و اين اتفاق ممكن است عواقب ناخوشايندي به همراه داشته باشد.
2) چرا كساني كه جزو خواص مملكت هستند بايد نيك فرجامي و عاقبت به خيري يك پروژه ملي را بر نظر خود ارجح بدانند. در حالي كه نظرات دو طرف مورد مجادله هنوز نظريه است و به قطعيت نرسيده است!
3) اهمال ديگر متوجه دكتر عيسي كلانتري است كه مسئوليت و رياست ستاد احياي درياچه اروميه را بر عهده دارد. چرا نبايد در ستاد احياي درياچه اروميه از نظر تمام صاحبنظران بهره برد؟ چرا نظر مخالف بايد از گردونه حذف شود در حالي كه ممكن است بي اهميتترين نظر، راهگشاترين باشد.
4) در پايان بايد متذكر شد كه اساس خدمت بايد بر حفظ و گسترش منابع و مواهب باشد. بنابراين اگر درياچه اروميه به باغ گياهشناسي تبديل شود، تكليف 6ميليون نفري كه معيشت و زندگي آنان به نوعي به حيات اين درياچه گره خورده است، چه ميشود؟