اين روزها براي بيان حكايت و شرح كوتاه معضل لاينحل «زبالههاي عفوني و بيمارستاني»در كشورمان، بايد به تمثيل «قوز بالا قوز!» متوسل شد.
چرا ؟!... از اين باب كه توليد زباله به خودي خود در جهان، يكي از معضلات نوظهور و البته انسانمحور دنياي مدرن است كه هر كشور به فراخور توان و تدبير و دانشي كه در اين رابطه در اختيار دارد، با اين معضل دست و پنجه نرم ميكند. در ميان انواع و اقسام زباله كه به دو گروه عمده «زباله خشك» و «زباله تر» دستهبندي شدهاند، زيربخش«زباله عفوني ـ بيمارستاني» مهلكترين و خطرناكترين جايگاه را در دستهبنديها به خود اختصاص داده است. از اين رو كشورهاي مختلف براي معدومسازي و خنثيسازي زباله عفوني و بيمارستاني راههاي مشتركي را طي كردهاند و در اين فقره نسبت به توش و توان و البته ميزان اهميتي كه براي اين موضوع قائل بودهاند، به نتايج مختلفي رسيدهاند.
با اين اوصاف سؤالي كه در اينجا به ذهن متبادر ميشود، اين است كه كشور ما در اين خصوص چه جايگاهي را به خود اختصاص داده است؟ در اين رابطه همان تمثيل قوز بالا قوز مصداق مييابد. به اين جهت كه مردم ما بنا به دلايل مختلفي كه عمدهترين آن كمكاري دستگاههاي متولي و عدم فرهنگسازي است، هنوز با خطراتي كه به واسطه توليد زباله، سلامت جامعه را به مخاطره مياندازد، آشنا نيستند! و در اين ميان حتي مسئولان به طور جدي به مشكلآفريني و مخاطراتي كه زباله به ويژه زبالههاي بيمارستاني و عفوني ميتواند براي زندگي شهروندان فراهم كند، فكر نكرده و هنوز راهكاري را كه مبتني بر اصول علمي و روزآمد باشد در اختيار ندارند و برخي از مراكزي هم كه مدعي دفن و معدومسازي زباله بر پايه اصول علمي روزآمد هستند نيز رأساً و بدون مشورت و مطالعه و بدون ياري گرفتن از متوليان سلامت و زيست محيطي اقدام به دفن زباله ميكنند كه اين اقدام هم دردي را دوا نخواهد كرد؛ چراكه بنا بر اظهارات و ارائه اطلاعاتي كه تا كنون از سوي برخي از نهادهاي پايشگر محيط زيست صورت گرفته است، زبالههاي عفوني دفن شده به واسطه همجواري با خوانهاي زير زميني، آبها را آلوده كردهاند.
نكته قابل توجه اظهارات محمدحسين بازگير، مدير كل سازمان محيط زيست شهر تهران اين است كه روز گذشته درخصوص سرگذشت زبالههاي عفوني و بيمارستاني در پايتخت نكات قابل تأملي عنوان كرده بود!
وي در گفتوگو با «فارس» گفته است: هماكنون 7 هزار مركز خرد و كلان در شهر تهران پسماند پزشكي و عفوني توليد ميكنند. در حالي است كه فقط 750 مورد از اين مراكز با سامانه مديريت پسماند شهرداري تهران قرارداد دارند و بر اين اساس روزانه 90 تن پسماند عفوني در شهر تهران جمع ميشود كه عدم ساماندهي اينگونه پسماندها يك معضل و خطر بالقوه براي محيطزيست و سلامت مردم است.
جان كلام اينكه :
شهرداري روزانه 90 تن پسماند عفوني در شهر تهران جمع ميكند كه به تبع از 750 مركزي است كه با سامانه مديريت پسماند قرارداد دارند و اين رقم كمي بيشتر از يك دهم ميزان واقعي زبالههاي عفوني بيمارستاني است.
و سؤال اساسي اينكه:
ميزاني بالغ بر 9 دهم باقيمانده زبالههاي عفوني و بيمارستاني كه متعلق به مراكزي هستند كه با مديريت پسماند قرارداد ندارند، زبالههايشان را در كجا و چگونه معدوم ميسازند؟! آيا اين مراكز كه نسبت نسبي با سلامت دارند به سلامت مردم و جامعه ميانديشند؟! و آيا بزرگترين متولي سلامت يعني وزارت بهداشت راهكاري براي ساماندهي اين معضل دارد يا خير؟