يكي از اين باورها نذر كردن و نذري دادن به ديگران است كه براي كمك كردن يا گرفتن حوائجمان مالي را در نظر ميگيريم. نذر معمولاً به صورت نقدي است و اكثراً در ايام محرم و صفر نيز نذورات به صورت غذا و مواد خوراكي بين مردم پخش ميشود. نذر در بين افراد اينطور جا افتاده است و گرايش بيشتري به اين سمت وجود دارد. در سالهاي اخير اين رسم و رسوم تغييراتي داشته و برخي كمكها و نذورات به صورت فرهنگي، خريد لباس، لوازم التحرير، وسايل موردنياز خانه و... شده است.
حال و هواي محرمايام محرم است و شور و حال خاصي در بين مردم كوچه و بازار موج ميزند. هركسي سعي دارد در اين روزها سهم كوچكي داشته باشد و براي عزاداريها و عزاداران حسيني خدمتي انجام دهد. از كمك در برپايي تكايا، هيئتها و آمادهسازي مساجد تا قند شكستن، برنج پاك كردن، تهيه مايحتاج مراسمها و غذا درست كردن همه به نوعي ميخواهند سهيم باشند. مرد و زن، پير و جوان، كوچك و بزرگ، كودك و نوجوان ندارد هركاري از دستشان برآيد، برعهده ميگيرند.
مهرباني و عطوفت انسانها در اين ايام آنقدر بالا ميرود كه در برخوردها و رفتارهايشان كاملاً مشخص است. به هيچ كسي نه نميگويند و هر كسي درخواست كمك دارد بدون چشمداشتي او را ياري ميكنند. هركسي بسته به وسع مالي و تواناييهايش در اين راه قدم بر ميدارد، مقدار كمك مهم نيست بلكه مهم نيتي است كه باعث اين اتفاقات ميشود. اين مسئله تا جايي پيش ميرود كه هركسي از ما تقاضايي ميكند جواب رد نميدهيم و مقابل خواستهاش مقاومت نميكنيم.
در مقابل حسنهايي كه اين ايام دارد برخي معايب نيز وجود دارد كه باعث سوءاستفاده شده است. از چند روز قبل از شروع ماه محرم تا اواخر دهه اول ماه برخي افراد به اسم كمك به تكايا و هيئتها در خانهها را ميزنند و پول جمع ميكنند. گاهي پيش ميآيد كه در طول يك روز چند بار براي كمك نقدي در خانهتان به صدا در ميآيد و چون همه در اين ايام دوست داريم در اين كارها شريك باشيم به هيچ كدام هم جواب رد نميدهيم. مخصوصاً آخر هفتهها كه اكثر اعضاي خانواده حضور دارند تعداد اين درخواستها بيشتر هم ميشود.
نكته قابل توجه اين است كه اين كمكها حساب و كتاب ندارد و هر بار هم كه از شما براي كمك مالي تقاضا كنند نميدانيد كه به كدام هيئت تعلق دارد اما باز هم دلتان نميآيد دست خالي از در خانهتان بروند. وقتي اسم امام حسين(ع) به ميان ميآيد و بدون هيچ وقفهاي دست در جيب ميكني و هر مقدار پول كه لازم داشته باشند كمك ميكنيد. با خودت ميگويي:«عيبي ندارد راه دوري نميرود براي امام حسين(ع) است، براي مراسم عزاداري آقا خرجش ميكنند، آخر كي با اين پولها پولدار شده است؟»
هر بار اين حرف را تكرار ميكنيد و اين چرخه ادامه دارد اما واقعاً مشخص نيست برخي از اين كساني كه به شما مراجعه كردند راست ميگويند. هر بار با خودتان عهد ميبنديد كه اين پول را در راه بهتري براي اين ايام خرج ميكنم اما فايدهاي ندارد، اما در عمل كار ديگري انجام ميدهيد.
قبضهاي رنگارنگدر اين رفت و آمدها و كمك كردنها نكته جالب اين است كه برخي از آنها با قبض مشخص و داشتن آدرس در خانهها را ميزنند اما وقتي دنبال يكي از آنها ميروي، معلوم ميشود كه اصلاً هيئتي در كار نبوده است. وقتي براي كمك جلوي در ميرفتي پيش خود زمزمه ميكردي:« 2 هزار تومان كم است، روت ميشه براي امام حسين(ع) اينقدر پول خرج كني، يكم بيشترش كن، 5 هزار تومانش كن، اشكال نداره جاي دوري نميره.»
روزهاي بعد هم اگر زنگ خانهتان زده شود دست رد به سينه مأمور قبض به دست نميزنيد و اگر خودتان نخواهيد اطرافيان، پدر و مادر آنقدر در گوشتان تكرار ميكنند:«تو به اين كارها كار نداشته باش، مهم نيتي است كه داري و دنبال اين قضيه نباش كه هيئتي در كار است يا نه، تو كمكت را بكن. اصلاً خوب نيست براي كمك به عزاداري امام حسين(ع) دو دو تا چهارتا كني.»
در اين چند روز چشم باز ميكني و ميبيني كشوي قبوض پر از رسيد كمك به هيئت، دسته و تكيههاي عزاداري است و مطمئن هم نيستي اين پولها در اين مكانها خرج شده است يا نه. بعضي افراد از اين ايام سوءاستفاده ميكنند و اين پولها در راهي كه بايد، خرج نميشود.
صندوقهاي خيريهساعت 9 صبح است و زنگ تمام طبقات را ميزنند. يك به يك صداي خواب آلود همسايهها شنيده ميشود و همه ميخواهند بدانند چه كسي پشت در است. در جواب آنها مردي جوان ميگويد:« از طرف مؤسسه خيريه... آمدهام و به هر ساختمان يك صندوق ميدهيم تا كمكهايشان را در آن بريزند و هر چند وقت يكبار مأمورين ما ميآيند و صندوق را خالي ميكنند. هر قدر هم استدلال ميكني كه ما چند صندوق در اين ساختمان داريم و كمكهايمان را در آنها ميريزيم فايده ندارد. در را باز ميكنيم و يك صندوق ديگر به ساير صندوقها اضافه ميشود.
بعضي روزها اول صبح و بعضي روزها اواسط روز براي خالي كردن صندوق ميآيند اما موجودي درون آنها آنقدر كم است كه وقتي مأمور مؤسسه ميآيد و رسيد را دستتان ميدهد خجالت ميكشيد. برايش تكرار ميكنيد كه وقتي تعداد صندوقها زياد باشد همين ميشود. هركس در هر صندوقي كه دوست دارد كمكش را ميريزد. در واقع وقتي نام مؤسسه ناآشنا باشد و كسي شناختي نداشته باشد، كمكهايشان را در آن نميريزند. در اكثر ساختمانها از اين مدل صندوقها زياد است اما اعتماد زيادي نميكنند و همين طور اين روند ادامه دارد.
البته نبايد اين واقعيت را انكار كرد كه هيئتهاي مذهبي و تكايا تا به امروز با كمكهاي مردمي پابرجا ماندهاند و اين كمكها نه تنها ضامن حيات هيئتها و تكايا بلكه مايه بركت زندگي است، اما مشخص نيست چرا همه ما فكر ميكنيم كه بايد از اين طرق به سايرين كمك كرد و نذوراتمان بيشتر به اين شكل درآمده است. به غير از اين راهها هم ميتوانيم كمكهايمان را بپردازيم و راههاي بهتري هم وجود دارد. ميتوان با اين نذورات بسياري از نيازمندان را تحت پوشش قرار داد و حتي در قالبهاي فرهنگي كار را انجام داد؛ مثلاً هزينه خريد و توزيع كتاب و اقلام فرهنگي با محتواي فرهنگ حسيني يا برگزاري يك سخنراني درباره فلسفه قيام
امام حسين (ع) را نذر كرد.