از زماني كه به ياد داريم هميشه ميان دامداران و توليدكنندگان شير خام و شركتهاي لبني اختلافات گستردهاي بوده و هر يك از طرفين هميشه انگشت اتهام را به سمت ديگري نشانه گرفتهاند. دامداران مدام از نرخ پايين قيمت خريد شير و شركتهاي لبني از ركود فروش و سنگيني بازار توليد و مقررات دست و پاگير دولتي گلايه دارند. دامدار خود را توليدكننده كالاي استراتژيك و فسادپذيري ميداند كه هميشه مجبور به فروش آن است. از آن طرف كارخانجات لبني نيز ركود و شرايط فصلي را مزيد علت عدم توافقات در اين خصوص با دامداران اعلام ميدارند.
دامداران و توليدكنندگان شير خام، اين حرفه را يكي از سختترين و پرزحمتترين حرفهها دانسته و معتقدند زندهداري تمام زندگيشان را درگير خود كرده است. ايشان تمام طول روز را درگير امر توليد بوده و زندگي خود را وقف توليد محصول شير و گوشت ميدانند. با اين حال عوامل متعدد تأثيرگذار بر امر توليد كه داراي مؤلفههاي كمي و كيفي گستردهاي هستند از عوامل تشديد اوضاع نابسامان و سخت توليد در اين حوزه شده است. مهمترين عامل توليد هزينه مواد و خوراك است كه شامل نهادهها، دارو، درمان و علوفه ميشود و متأسفانه در سالهاي گذشته به حالت بورسي درآمده و قيمت به روز و غيرقابل پيشبيني و همراه با نوسانات شديد بوده است. البته بخش عمدهاي از علوفه خشك دامداريهاي كشور نيز توسط كشاورزي داخل كشور تأمين ميگردد كه متأسفانه خشكساليهاي پياپي در كشور باعث كاهش توليد و در نتيجه افزايش قيمت صددرصدي علوفه مورد نياز دامداريها ( ذرت علوفهاي، يونجه، كاه و كلش و...) شده است.
با افزايش و تورم شديد قيمت خوراك در ساليان گذشته (بهخصوص سه سال گذشته) هزينه قيمت تمام شده دامدار رو به صعود قيمتي گذاشته و در مقابل قيمت فروش شير به دليل حساسيتهاي خاص اين كالا به نسبت افزايش هزينهها، رشد قيمتي نداشته است. بدين مفهوم كه هم اكنون قيمت خريد شير توسط كارخانجات از قيمت تمام شده شير كمتر بوده و اين باعث وارد شدن خسارتهاي سنگين به حوزه توليد و سلامت جامعه بوده است. (نگاهي گذرا به روند كاهشي مصرف سرانه لبنيات در كشور و مقايسه آن با ساير كشورهاي همتراز به خوبي مؤيد اين مطلب است.)
لازم به ذكر است كه اكثر دامداران هيچ اصراري بر افزايش قيمتها براي سود بيشتر نداشته و ندارند بلكه هميشه خواهان جلوگيري از تضرر توليد بودهاند. اما با توجه به وضعيت كنوني بازار شير و عدم ورود قطعي دولت و نداشتن برنامه مدون و... به نظر بايستي خود را براي دعوت سلاخهاي كشتارگاهها براي ذبح كردن دامهاي مولد آماده كنند و بدون شك ادامه اين روند حتي دامهاي استثنا در دامداريهاي بزرگ و مكانيزه وابسته به نهادهاي غيرانتفاعي را هم شامل خواهد شد.
نكته قابل تأمل و جاي تأسف عدم برنامهريزي مدون توسط دولت محترم و به نوعي سردرگمي در وزارتخانههاي جهاد كشاورزي و صنعت، معدن و تجارت است. شركت پشتيباني امور دام در جهاد كشاورزي وظيفه ذاتي حمايتي در اين باره دارد كه متأسفانه در چند وقت گذشته هيچ اقدام مثبتي انجام نداده است و اين سؤال را ايجاد كرده است كه چطور ميشود يك فرد يا گروهي خاص اقدام به واردات نهادههاي دامي كشور كنند و با سودهاي آنچناني قيمت و كنترل بازار را در دست داشته باشند اما دولت خود نتواند از طريق شركت پشتيباني امور دام دست به چنين اقدامي بزند؟ حال آنكه به نظر مقوله سلامت در جامعه بايد آنقدر مهم باشد كه دولتمردان محترم را از اين غفلت بزرگ و خواب آرام زمستاني بيدار كند.
حال با آنچه طرح موضوع شد، راهكار چيست ؟ بر اساس تحقيقات موجود در تمام دنيا دولتها براي حمايت از بخش كشاورزي اقدام به پرداخت يارانه مستقيم يا غيرمستقيم مينمايند. اين امر به نظر اولين راه براي برونرفت از بحران توليد در اين حوزه است. از طرف ديگر دولت ميتواند با تغيير نگرش در عوامل مؤثر بر توليد مانند مشوقهاي صادراتي در حوزه لبنيات، ممانعت از ورود شير خشك خارجي، پرداخت وامهاي سرمايه در گردش و سرمايهاي با كارمزدهاي حداقلي، تهيه علوفه ارزان قيمت، تسهيل واردات نهادههاي دامي و كنجالهها، خريد تضميني شير، معافيتهاي مالياتي و. . . نسبت به بازگشت رونق به عرصه توليد در دامداريها اقدامات مؤثري انجام دهد. در غير اين صورت با توجه به عدم ثبات قيمتها و نرخ رشد حداكثري و البته سودجويي دلالهاي عرصه خريد شير و از طرف ديگر يكجانبهنگري كارخانجات لبني بحران حذف دامهاي مولد در كشور رو به فزوني خواهد گذاشت و اين يعني نابودي توليد شير تازه خام و شروع وابستگي ديگري در كشور به نام واردات شير خشك صنعتي.