روز گذشته دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي مبلغ 20ميليون تومان به كودكان غزه كمك كرد. سه روز قبل سردار نقدي جريان كمك به بازسازي غزه را عملاً كليد زد و فرداها بيشك روز سربلندي مردم ايران است. مردمي كه به خون جوشان اباعبدالله (ع) اقتدا ميكنند، بيشك مظلوم را تنها نخواهند گذاشت. حجت آنكه با وجود پايان يافتن غائله جنگ 55 روزه غزه، به نظر ميرسد كه هنوز جوش و خروش مردم كشور ما به پايان نرسيده و هر روز اقداماتي در جهت ياريرساني به مردم جنگزده غزه انجام ميشود.
اما جالب اينجاست كه دو اتفاقي كه در يك بازه زماني با هم تلاقي كرد گستردگي كمپين سطل آب يخ بود با فجايع كودككشي رژيم منحوس صهيونيستي و بمباران و راكتباران نوار غزه!
وجه اشتراك اين دو واقعه كه به هيچ عنوان موازنهاي بين آنها متصور نيست، در اين است كه هر دو واقعه از سوي انسانهاي شكمسير و لا قيد پايهريزي و اجرا شدهاند. كساني كه بهرغم داعيهداري تمدني پويا(!) بر طبل تو خالي حقوق بشر ميكوبند و همواره بر صراط نقض حقوق و حيات و هويت مظلوم مشغولند.
در اينجا بد نيست گريزي به خاستگاه صورت بخشي كمپين سطل آب يخ داشته باشيم و آن اينكه مبتكران كارزار سطل آب يخ كه معتقدند موجي انساني و اخلاقي به راه انداختهاند خود به اسكلروز جانبي آميوتروفيك( يك بيماري دستگاه عصبي) مبتلا هستند، از قبل گفته بودند كه هر كس به كارزار دعوت شود، اما ظرف ۲۴ ساعت يك سطل آب يخ روي خود خالي نكند، بايد ۱۰۰ دلار به حساب بنيادي براي مبارزه با بيماري يادشده بپردازد. هدف از اين كارزار آگاهيرساني در مورد اين بيماري توسط چهرههاي محبوب و نخبگان جوامع بينالمللي است. همچنين جمعآوري پول براي حمايت از تحقيقات در مورد آن است.
تا كنون افراد مشهور زيادي از جمله جورج بوش، مارك زاكربرگ، بيل گيتس، استيو بالمر، تيم كوك، فيل شيلر، جف بروس و دكتر دره با انتشار ويدئوهايي اين كار را انجام دادهاند. از ورزشكاراني كه اين كار را انجام دادهاند ميتوان به مارسلو، رونالدو، نيمار، لبرون جيمز، جرارد، مسي، پيكه و خيلي از ورزشكاران ديگر اشاره كرد.
با اين حال حكايت اينكه اين جماعت عاقل و چهرههاي سرشناس چون رئيسجمهور اسبق امريكا و سايرين چگونه ريش خود را به دم گاو بنيانگذاران اين كمپين يعني بيماران دچار ضعف دستگاه عصبي گره زدهاند، خود جاي تأمل دارد. اما آنچه ابتدا به ساكن به ذهن متبادر ميشود، تمثيل « ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد » است.
اما ياللعجب كه اين جماعت نگرنده عاقل اندر سفيه چگونه در اوج آتشباران تابستان و عرقريزان روح در ماه مبارك، در شبكههاي اجتماعي( كه خود پدرخواندگان شبكههاي ياد شده هستند) ويدئويي پخش نكردند با چهرهاي متعجب و متفكر؛ چهرههايي كه سؤالهاي فراواني را بشود در آن تفسير و تعبير كرد. چرا داد خود را بر سر رژيم كودككش نريختند؟! چرا اين سؤال به مخ و مخيله اين جماعت شعار زده خطور نكرد كه در باريكه شهري به نام نوار غزه كه 41 كيلومتر طول دارد و 6 تا 12 كيلومتر عرض، چگونه ميشود 60 هزار موشك و راكت از سوي رژيم صهيونيستي عليه مردم بيدفاع غزه ريخت؟! چگونه ميشود 10 هزار و 600 خانه مسكوني را به طور كامل ويران كرد؟! چگونه ميشود در جنگي 55 روزه جان 2 هزار و 230 نفر را به فجيعترين شكل ممكن گرفت در حالي كه 578 نفر از آنان نوزاد و كودك و 261 نفر زن بودهاند!
در اين ميان رهبر معظم انقلاب فرمودند: حمايت از غزه دفاع از مظلوم است. اين ندا كافي بود كه مردم ايران بر پايه ايدئولوژي دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم با روحي ظلمستيز نخستين كساني باشند كه به اين فجايع غير انساني واكنش نشان دهند. در مقابل كمپينهاي تو خالي و پوشالي كه نشئت گرفته از تفكر بيمارغرب است، در اين مرز و بوم كمپين دفاع از كودكان غزه به همت داريوش فرضياني به راه افتاد و در اين كمپين چهرههايي چون استاد علي نصيريان، سردار طلايي، كمال تبريزي، پرويز پرستويي و كيومرث پوراحمد، پرويز شيخطادي، رضا بنفشه خواه، كامران نجفزاده، امير قلعهنويي و مجيد قناد و. . . به اين كمپين پيوستند.
چهرههاي سياسي از طرفي قواي سه گانه و مسئولان لشكري و كشوري به هوا خواهي فرمان دفاع از مظلوم رهبر لبيك گفته و هر كدام به طرق مختلف و به تناسب توش و توان خود در اين راه قدم بر داشتهاند. اين موج تا به جايي ادامه يافت كه كودك پارس آبادي گردنبند طلايش را به مردم غزه اهدا كرد و باز كودكان حقشناس ايراني كه بيشك معناي صلح و دوستي را به مراتب بهتر از پدرخواندگان مدعي صلح و دوستي ميدانند اين بار نيز حماسه آفريدند. بي شك مردم مسلمان ايران تا پايان بازسازي غزه در كنار مردم مظلوم آن خواهند بود