پدر و مادرهايشان براي اين دو هزار تا آرزو دارند و هميشه در حرفهايشان از رؤياي ديدن نوهشان ميگويند. سالهاي اول با خنده و از روي محبت اشارهاي به آرزوي نوهدار شدنشان ميكردند و در لفافه اين مسئله را عنوان ميكردند. چند سالي گذشت اما خبري از بچهدار شدن امير و ليلا نبود.
برادر امير زن گرفت و بچهدار شد، خواهر ليلا ازدواج كرد و بعد از دو سال نوه زيبايي برايشان به دنيا آورد اما اين دو روي تصميمشان پافشاري ميكردند كه فعلاً قصد بچهدار شدن ندارند. اوايل ازدواج اين حرف منطقي را بيان ميكردند كه فعلاً قسط و قرض دارند و نميتوانند از پس مخارج آن بربيايند. حتي بعد از خانهدار شدن هم تصميمي مبني بر سه تايي شدن خانوادهشان نداشتند. بعد از نوهدار شدن دو خانواده هم بحث بچهدار شدن امير و ليلا داغ بود و ديگر پس از چند سال به طور واضح احساساتشان را بيان ميكردند.
استدلال هميشگي اين زوج اين بود كه براي پدر و مادر شدن فقط امكانات و داشتن شرايط مالي مناسب كافي نيست و خودشان هم بايد براي بزرگ كردن و پرورش يك بچه آمادگي داشته باشند و آموزش ببينند و فقط به شيرين بودن كودك در سالهاي اول زندگي فكر نميكنند. اكثر ما هميشه در برخورد والدين با بچهها طوري يكطرفه به قاضي ميرويم كه فقط خودمان راضي ميشويم اما در مقابل از آنها ميشنويم كه ميگويند: «بذار خودت مادر يا پدر شوي بعد ميفهمي من چه ميگويم؟» تصور اينكه در هر لحظه بايد در مورد رفتار و گفتار فرزندت آگاهي داشته باشي، بتواني به خواستههايش عمل كني و برخورد مناسبي انجام دهي سخت است اما نه آنقدر كه عطايش را به لقايش ببخشي. خانوادههاي بسياري وجود دارند كه ترس از فرزندآوري دارند و برخي ديگر نيز تازه زماني متوجه اهميت موضوع تربيت و رابطهشان با فرزندشان ميشوند كه بچهدار شدهاند چون از نوزادي تا كودكي و نوجواني نيازمند آموزشهاي لازم و آگاهي از برخي اصول تربيتي هستند.
توجه به رشد فرزندان
مطمئناً نقش خانوادهها به عنوان كوچكترين هسته اجتماع در تربيت نسل آينده بسيار مهم است.
طاهره رنجبر كرماني، روانشناس، با اشاره به تعريف خانواده ميگويد: خانواده نظامي است كه اعضاي آن بر يكديگر تأثير ميگذارند و اگر يكي از اعضاي خانواده دچار ناكامي شود سايرين نيز از او متأثر ميشوند. متأسفانه امروز از توجه به موضوع خانواده غافل شدهايم. بخشي از اين مسائل فردي، بخشي اجتماعي و بخشي نيز اقتصادي است كه متأسفانه در حال حاضر مسائل اقتصادي را مهمتر از مسائل ديگر تلقي ميكنيم. اين روانشناس ادامه ميدهد: رشد ابعاد مختلفي دارد. در نسلهاي گذشته با توجه به فراواني مرگ و مير و حوادث، موضوعات جسمي و توجه به اين بعد در فرزندپروري اهميت بسياري داشت و خانوادهها در تلاش بودند تا فرزنداني سالم به لحاظ جسماني پرورش دهند. بعد از آن با گذشت زمان رشد معنوي، اعتقادي، شخصيتي، رواني و اجتماعي مورد توجه قرار گرفت.
اين متخصص حوزه بهداشت روان با تأكيد بر جنبههاي مختلف رشد ميافزايد: برخي از ما به رشد اجتماعي و علمي فرزندان خود بيشتر از ساير جنبههاي آن توجه ميكنيم. هوش اخلاقي بخشي از ساختار هوش است كه به فهم و رعايت قانون مربوط ميشود. معناي قانون از زمان بايدها و نبايدها شكل ميگيرد كه براي رشد اخلاقي لازم است. هوش اخلاقي سطوح مختلفي دارد. بخشي از آن براي تنبيه، بخشي براي تشويق و بخشي نيز فراتر از تشويق است، عفت يكي از مراحل پيشرفته هوش اخلاقي است.
نقش پر رنگ خانواده
رنجبر كرماني با تأكيد بر نقش خانواده در پذيرش قانون از سوي فرزندان بيان ميكند: خانواده نقش مهمي در آشنايي قانون و لزوم اجراي آن دارد. كودكي كه معناي قانون را نفهمد سرخورده ميشود. از طرفي خانوادهاي كه چارچوبي ندارد مانند كشوري است كه نيروي انتظامي در آن وجود ندارد و در اين حالت سيستم دچار فروپاشي ميشود. نظم و ترتيب بخش مهمي در زندگي ماست كه بايد در قبال آن مسئول بود و پشتكار داشته باشيم. خانواده در شكلگيري بايدها و نبايدها و به تبع آن حفظ موازين اخلاقي تأثير دارد و وقتي نقش خانواده كمرنگ ميشود اتفاقي شبيه آنچه در جامعه امروز شاهد آن هستيم ميافتد.
او ميگويد: يكي از مهمترين گروههايي كه بر فرزندان تأثير ميگذارد همسالان است. مراقبت از گروه همسالان اهميت زيادي در حوزه پيشگيري دارد. بر اين اساس بايد محيطهاي رفت وآمد فرزندان خود را بشناسيد و درباره همسالان آنها و نوع فرهنگ غالب بر نظام خانوادهشان اطلاعات به دست آوريد. برخي خانوادهها به اينكه فرزندشان در كنكور قبول شود بسنده ميكنند و او را در انتخاب نوع لباس، همسالان و رفت و آمدهاي نامتناسب آزاد ميگذارند از طرفي گاهي افراد تحصيلكرده و اجتماعي نيز در روابط عاطفي معيوب قرار ميگيرند.
اين روانشناس ادامه ميدهد: متأسفانه در جامعه ما برخي چيزها تبديل به هنجار شده است و دليل آن اعتماد به نفس پايين خانوادهها است، گاهي فرزندانمان از والدين ميخواهند تا مانند ديگران از برخي وسايل ارتباط جمعي استفاده كنند كه با فرهنگ ما همخواني ندارد، در حالي كه هر خانوادهاي حق دارد براي خود چارچوب تعيين كند. خانوادهها بايد خطوط قرمزشان را مشخص كنند و براي خود حريم قائل باشند اما به ياد داشته باشيد سختگيري زياد و بيرويه هر دو مضر هستند.
اهميت نقش جنسيتي
اين متخصص حوزه بهداشت روان با توصيه به والدين براي پايبندي به نظام ارزشي و اخلاقي ميگويد: در درجه اول خودتان به اصول اخلاقي پايبند باشيد زيرا يكي از مؤثرترين اهرمها در مقابل فشار همسالان رفتار پدر و مادر است. اگر والدين رفتاري توأم با عفت داشته باشند تأثير بيشتري خواهند داشت. كنترل كردن و بررسي مكرر حس خوبي نميدهد از طرفي جلوي تبليغات بيروني را نميتوان گرفت اما قبل از اينها بايد ساختار ارزشي را در فرزند خود به وجود آورده و به آن افتخار كرده و آن را به فرزند خود اعلام كنيد.
وي ادامه ميدهد: وظيفه خانواده اين است كه فرزند خود را بر اساس نقشهاي جنسيتي تربيت كند، وقتي به پسر مسئوليتي نميدهيم و وقتي از دختر ميخواهيم كه براي آزادي بيشتر از لباس پسرانه استفاده كند نتيجه آن عدم پذيرش هويت جنسيتي است. پيامهاي اشتباه هويت را مخدوش كرده و به اعتماد به نفس آسيب ميزند. يكي از دلايل تأخير در ازدواج ضعف والدين در ندادن نقش جنسيتي به فرزندان است. اين متخصص بهداشت روان به خانوادهها توصيه ميكند: فرزندان خود را به محلههاي مختلف شهر ببريد تا آنها از تفاوتها نترسند. ما براي رانندگي كلاسهاي زيادي ميرويم اما براي پدر و مادر شدن آموزش لازم نميبينيم. وقتي مهارت فرزندپروري را كسب كنيم از پدر يا مادر شدن لذت ميبريم و به آن افتخار ميكنيم.
رابطه والدين با فرزند
اين روانشناس در خصوص ميزان صميميت پدر و مادرها با فرزندانشان خاطرنشان ميكند: صميميت يعني، افراد احساسات و افكار خود را راحت با يكديگر در ميان بگذارند و از عواقب آن ترسي نداشته باشند. متأسفانه گاهي صميميت را صدا زدن نام كوچك والدين ميدانيم. اگر اين معاني را اصلاح نكنيم بعدها فرزندانمان در جامعه با مشكل مواجه ميشوند و معناي صميميت و بياحترامي در هم آميخته ميشود كه اصلاً اتفاق خوبي نيست.