علي ماجدي، معاون بينالملل وزارت نفت در آخرين روزهاي كاري خود پيش از عزيمت به سفارت ايران درآلمان، از آغاز مذاكرات جديتر با چينيها به عنوان نخستين شريك تجاري ايران خبر داده و گفته است: «بنا شده چينيها افت ايجاد شده در توسعه ميادين مشترك را برطرف كنند.» اين هم يكي از عجايب صنعت نفت است كه قرار است پروژههايي به چينيها واگذار شود كه تخصصيترين فعاليت مهندسي در اين صنعت است و مشخص نيست شركتهاي چيني با توجه به چه قابليتي قرار است افت توليد در ميادين مشترك را سامان دهند و استخراج نفت را بهبود بخشند.
اين اظهارنظر غير تخصصي است به طوري كه بايد گفت يا آقاي معاون نميداند افت توليد در ميادين چيست يا از گذشته عملكرد چينيها بيخبر است. اين چينيها همان شركتهايي هستند كه براي توسعه ميادين ايران وارد كشور شدند ولي نه تنها نتوانستند عمليات توسعه را بهجايي برسانند بلكه ميزان توليدي را كه به آنها واگذار شد نيز با افت روبهرو كردند. ميدان نفتي آزادگان مصداقي ساده در اين زمينه است كه در زمان وزير اسبق به چينيها سپرده شد و در عمل. . . ! اين ميدان توسط شركتهاي ايراني به توسعه اوليه رفت و پس از يك سال بيش از 60 هزار بشكه نفت توليد داد تا فازهاي بعدي توسعهاي روي ميز وزير نفت رود اما توسعه اين ميادين در قالب قراردادي عجيب به چينيها واگذار شد و شركتهاي چيني در رفت و آمدهاي خود به ايران، فقط خرچنگ ميل كردند و توليد 60 هزار بشكهاي آزادگان كه مهمترين ميدان مشترك ايران است را به كمتر از 40 هزار بشكه كاهش دادند و پاداش گرفتند!
چينيها در آن پروژه نشان دادند نشاني از تخصص نداشته و توليد فعلي را با «بي خيالي محض» كاهش دادند و دست آخر پس از چهار سال زمزمههايي از اخراج آنها از ايران شنيده ميشود. دقت كنيد شركت چيني توليد نفت آزادگان را كاهش داد. حال بر حسب چه ويژگي قرار است افت توليدي ميادين مشترك توسط چينيها جبران شود طنز تلخي است كه آدمي را به فكر فرو ميبرد.
مسجد سليمان نيز يكي ديگر از اين نمونههاست؛ شركت چيني قصد داشت با شيوه تلمبههاي درونچاهي توليد نفت يكي از ميادين مسجد سليمان را به 25 هزار بشكه در روز برساند كه البته پس از چند سال تأخير، موفق به انجام اين كار شد اما اين توليد فقط يك ماه جواب داد و نهايت كار را به جايي رساند كه توليد از اين ميدان به كمتر از ميزان سابق رسيد؛ در آن روزها شركتهاي ايراني وارد عمل شدند و با هزينهاي بسيار كمتر از چينيها، تأسيسات را تعويض كردند، طرح توسعه ديگري براي توليد نوشتند و صفر تا صد پروژهاي را كه بايد توسط چينيها انجام ميشد در طول چند ماه اجرا كرده و توليد را به 10 هزار بشكه در روز رساندند. اين همان چيني است كه ميتواند افت توليد در ميادين مشترك را جبران كند!
كساني كه كمترين آشنايي به مخازن نفتي دارند به خوبي آگاهند كه بهترين توسعهدهنده هر ميدان، شركتي است كه وظيفه بهرهبرداري از آن را بر عهده دارد زيرا شناخت از مخزن از روي كاغذ و ويدئوكنفرانس حاصل نميشود و بايد تمامي مسائل مربوط به توليد از ميدان را درك كرد. هر ميدان يا بهتر بگوييم هر مخزن نفتي، رفتار خاص خود را دارد كه به صورت ناقص و نه كامل توسط بهرهبردار آن قابل پيش بيني است زيرا شناخت از مخزن زماني كامل ميشود كه عمر مخزن به پايان رسد.
حال در چنين شرايطي شركتي غريبه كه اندكي شناخت از مخزن ندارد چگونه ميتواند براي جبران افت توليد برنامهريزي كند. اما پر واضح است كه ميادين و مخازن نفتي ايران پيچيدهترين و منحصر به فردترين مخازن نفتي دنيا شناخته ميشود كه مهمترين فاكتور در توليد از آن، شناخت از مخزن است و بهترين شركتها براي توسعه ميدان، شركتهاي ايراني هستند و نه شركتهاي تازه كار و نا آشنا به مخازن.
دوران آزمون و خطا در صنعت نفت به سر آمده است، همان مهمي كه وزير نفت بر آن تأكيد دارد اما اينكه اشتباهات گذشته با هر توجيه و بهانهاي بخواهد تكرار شود به هيچ عنوان قابل قبول نيست. اگر روابط استراتژيك و منطقهاي كه پيرو سياستهاي «ياركشي» است براي دولت از اهميت خاصي برخوردار است بهتر است در صنايعي به كار گرفته شود كه به اندازه توليد نفت تخصصي نيست و نه آن كه مانند خطاي برخي وزراي سابق و اسبق، ميادين نفت را به شركتهاي چيني تقديم كرد. اظهارات مذكور گرچه شايد نشاندهنده انگيزه ايران براي افزايش تعامل اقتصادي با چين باشد اما تأكيد ايشان بر تخصصيترين موضوع صنعت نفت و اجراي آن توسط شركتهاي بيتخصص، چراغ خطر را روشن كرده است كه البته اميدواريم گفتههاي ايشان فقط در حد حرف باقي بماند و هيچ گاه عملياتي نشود.