ابوي ميگويد: كيفت را بده تا به صورت علمي پلمپش كنم. اينجوري براي امنيتت خوب است. آخرين متد روز دنيا را در موردت اعمال ميكنم. وگرنه كيفم ميرود درون كيفت و كار بيخ پيدا ميكند!
ميگويم: شما هم شدهايد كارشناس جرم و پزشكي قانوني؟ با كيف پلمپ شده جلوي در و همسايه رژه برويم كه چه؟ اصلاً اين متد را از كجا وارد و تقلب كردهايد كه دم از علم ميزنيد؟
ميگويد: نايب رئيس شوراي اسلامي شهر تهران گفته پلمپ شدن كيف شهروندان در نمايشگاههاي نوشت افزار ايراني ـ اسلامي به دليل حفظ امنيت خود آنها بوده كه با تجربه سال اول در سالهاي آتي تدابير امنيتي به گونهاي در نظر گرفته ميشود كه ضمن خدماترساني امنيت و احترام آنها نيز حفظ شود.
ميگويم: احترامشان مستدام! تجربياتشان افزونتر! خدمات رسانيشان پر شوكت!... خب البته از حق نگذريم، يك نوع كارآفريني هم محسوب ميشود؛ صف و اين حرفها. اما براي ايجاد كار براي شما ابوي گرامي، كار ديگري سراغ دارم.
ميگويد: فقط مفسده آميز نباشد كه شاخ به شاخ ميشويم. مخصوصاً حالا كه ميرمحمدي عضو كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي گفته با طرح جامع فرا قوهاي مبارزه با مفاسد اقتصادي، دارند به مقابله با فساد ميروند.
ميگويم: نترسيد. با طرح كار نداريم. يك سوژه عملياتي برايتان دارم كه نگو و نپرس! از قديم گفتهاند كه كار، كار ميآورد، اما ما فكر ميكرديم كه بيكاري، كار ميآورد.
ميگويد: جان به لبم كردي. لايحه خروج از ركود نيست كه بيعيب و نقص باشد و اينقدر در بوق و كرنا ميكني. كارت را بگو! اگر خوشم آمد و صدمات و لطماتي براي جيب اين و آن نداشت، انجام ميدهم!
ميگويم: لايحه خروج از ركود چندان هم بيعيب نيست. عضو هيئت نمايندگان اتاق بازرگاني تهران گفته فروش اموال بدهكاران بانكي به قيمت كارشناسي و افزايش ماليات از انتقادات پارلمان بخش خصوصي به لايحه خروج از ركود است.
ميگويد: يك كار برايمان پيدا كردي داري به مبناي توسعه اعتدالي سه سال آينده ايراد وارد ميكني. اصلاً تو كه هستي؟ اگر نميگويي چه كاري! بايد كيفت را بدهي تا پلمپ كنم. من اين كار را نداشتم، بذار نگم چي داشتم، شورا بهم كار داد، يه كار قلقلي داد...
ميگويم: بقيهاش را نخوانيد تا بگويم چه كاري! معاون اشتغال و توسعه كارآفريني وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي از افزايش تعداد مؤسسات مشاوره شغلي و كاريابي خبر داده. يعني تو اين بيكاري، ميرويم يك مؤسسه ميزنيم و كار دار ميشويم و براي بيكاران كار پيدا ميكنيم. كار نشد ندارد.
ميگويد: اينها چرا همهاش واسطه ميچينند بين كارها. از كار آنها خبر دارند. مثل مؤسسات غير مجاز بانكي نشوند يك وقت؟
ميگويم: غير مجازها لابد زير نظرند. چطور مگر؟ اصلا اين هم يك كار! برويم كيف غيرمجازها را پلمپ كنيم.
ميگويد: معاون نظارتي بانك مركزي با بيان اين مطلب كه در حال حاضر سپردهها از بانكهاي رسمي به سمت مؤسسات غيرمجاز در حال حركت هستند، گفته از وجود برخي مؤسسات غير مجاز اطلاع نداريم.
ميگويم: اطلاع نداريم هم شد حرف؟ مثل اين ميماند كه بگوييم تورم كشيد پايين و ما از ركود بيرون رفتيم اما ندانيم كه اجناس كشيدهاند بالا!
ميگويد: يعني باز هم؟ اينجا چقدر بكش بكش است.
ميگويم: بانك مركزي متوسط قيمت خردهفروشي برخي از مواد خوراكي در تهران در هفته منتهي به ۱۴ شهريور ۹۳ را اعلام كرده و گفته لبنيات با افزايش ۲۱ درصدي مواجه بوده و گوشت و تخم مرغ و ميوه غير از هلو. آخ هلو. واي هلو. چه ارزان شدي اي هلو...
ميگويد: اينجا خانواده نشسته. تمامش كن. اين كيفت را بده پلمپ كنم، خاطر جفتمان راحت تر است. همسايهها هم عادت ميكنند...