کد خبر: 671236
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۹
به مناسبت دهه كرامت و ميلاد حضرت امام رضا (ع) در ادامه بخش‌هايي از كتاب «سيري در سيره ائمه اطهار» شهيد مطهري در ارتباط با همكاري با خلفا و به طور خاص مسئله ولايت عهدي امام رضا (ع) آورده شده است.

 

داستان اجاره ‌شترها به ‌هارون

مي‏دانيم كه در زمان خلفاي عباسي، با آن همه مخالفت شديدي كه ائمه‏ ما با خلفا داشتند و افراد را از همكاري با آنها منع مي‏كردند، در موارد خاصي همكاري با دستگاه آنها را به خاطر نيل به برخي اهداف اسلامي‏ تجويز و بلكه تشويق مي‏نمودند. صفوان جمال كه شيعه موسي بن جعفر(ع) است‏، شترهايش را براي سفر حج به ‌هارون كرايه مي‏دهد. وقتي مي‏آيد خدمت امام موسي‌بن‏ جعفر(ع)، حضرت به او مي‏گويد: چرا شترهايت را به ‌هارون كرايه دادي؟ مي‏گويد من‏ كه كار بدي نكردم، براي سفر حج بود، براي كار بدي نبود. بعد فرمود: لابد پس كرايه‏اش باقيمانده است كه بعد بايد بگيري. عرض كرد: بله. فرمود: و لابد اگر به‏ تو بگويند چنانچه ‌هارون همين الان از بين برود راضي هستي يا راضي نيستي؟ دلت مي‏خواهد كه طلب تو را بدهد و بعد بميرد. اين مقدار راضي به بقاي او هستي. گفت: بله. فرمود: همين مقدار راضي بودن به بقاي ظالم گناه‏ است.

ولايت جائر

مسئله‏اي داريم در فقه به نام «ولايت جائر» يعني قبول پست از ناحيه‏ ظالم. قبول پست از ناحيه ظالم في حد ذاته حرام است، ولي فقها گفته‏اند اين حرام، در مواردي مستحب مي‌‏شود و در مواردي واجب، اگر تمكن از امر به معروف و نهي از منكر (در واقع يعني خدمت) متوقف باشد بر قبول پست از طرف ظالم، پذيرفتن آن واجب است. منطق هم همين را قبول مي‏كند، زيرا اگر بپذيريد مي‏توانيد در جهت هدفتان كار كنيد و خدمت‏ نماييد، نيروي خودتان را تقويت و نيروي دشمنتان را تضعيف كنيد.

مسئله ولايتعهدي امام رضا (ع)

در مدتي كه حضرت رضا ولايتعهدي را قبول كردند كاري به نفع‏ خليفه صورت نگرفت، به نفع خود حضرت صورت گرفت. حضرت در پست ولايتعهدي به طور غير‌رسمي شخصيت علمي خود را ثابت كرد كه هيچ‌وقت ديگر ثابت نمي‏شد. در ميان ائمه، به اندازه‏اي كه‏ شخصيت علمي حضرت رضا(ع) و حضرت امير(ع) ثابت شده و حضرت صادق (ع) هم در يك ‏جهت ديگري، شخصيت علمي هيچ امام ديگري ثابت نشده است، حضرت امير(ع) به‏ واسطه همان چهارپنج سال خلافت، آن خطبه‌ها و آن احتجاجات كه باقي مانده، حضرت صادق(ع) به واسطه آن مهلتي كه جنگ بين بني‌‌عباس و بني‌اميه به وجود آورد كه حضرت حوزه درس 4هزار نفري تشكيل داد و حضرت رضا(ع) براي همين چهار صباح ولايتعهدي و آن خاصيت علم‌دوستي مأمون و آن‏ جلسات عجيبي كه مأمون تشكيل مي‏داد و از ماديين گرفته تا مسيحي‌ها، يهودي‏ها، مجوسي‏ها، صابئي‏ها و بودايي‏ها، علماي همه مذاهب را جمع مي‏كرد و حضرت رضا(ع) را مي‏آورد و حضرت با اينها صحبت ‏مي‏كرد و واقعاً حضرت رضا(ع) در آن مجالس كه اينها در كتاب‌هاي احتجاجات‏ هست، هم شخصيت علمي خود را ثابت كرد و هم به نفع اسلام خدمت نمود، در واقع از پست ولايتعهدي يك استفاده غير‌رسمي كرد.

استدلال حضرت رضا (ع)

برخي به حضرت رضا(ع) در مورد پذيرش ولايتعهدي اعتراض كردند. فرمود: آيا پيغمبران شأنشان بالاتر است يا اوصياي پيغمبران؟ گفتند: پيغمبران. فرمود: يك پادشاه مشرك بدتر است يا يك پادشاه مسلمان فاسق؟ گفتند: پادشاه مشرك. فرمود: آن كسي‏ كه همكاري را با تقاضا بخواهد بالاتر است يا كسي كه به زور به او تحميل‏ كنند؟ گفتند: آن كسي كه براي همكاري تقاضا كند. حضرت فرمودند: يوسف صديق پيغمبر است، عزيز مصر كافر و مشرك بود و حضرت يوسف خودش تقاضا كرد كه «اجعلني علي خزائن الارض اني حفيظ عليم‌» چون مي‏خواست پستي را اشغال كند كه از آن پست حسن استفاده كند، تازه عزيز مصر كافر بود، مأمون مسلمان فاسقي است، يوسف پيغمبر بود، من وصي پيغمبر هستم، او پيشنهاد كرد و مرا مجبور كردند.

تنظيم‌كننده: جواد اسكندري

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها