نقشه راه انقلاب اسلامي چيست؟
انقلاب اسلامي ايران صرفاً يك رويداد سياسي نيست كه در بهمن 1357 وقوع يافته باشد بلكه آنچه در 22 بهمن روي داد نشانه و آغازگر راهي بود كه داعيهاي بلند داشت و آرمانهايي متعالي را در سر ميپروراند. گستره زماني اين انقلاب به يك روز و يك سال و حتي يك نسل ختم نميشود و جغرافياي آن به مرزهاي ترسيمشده براي ايران اسلامي محدود نميگردد.
با نيمنگاهي به شعارها و گفتمان كلي انقلاب اسلامي و رهبر كبير آن، حضرت امام خميني (ره) روشن ميشود كه افق بينش اين انقلاب، تحولي «جهاني» و «دوراني» را مطالبه كرده و ميكند؛ تحولي كه تعالي نوع بشر را در مسيري كه توحيد و پيام وحي معين ميكند، جستوجو ميكند. در هنگامهاي كه خودبسندگي انسان، گمراهي جوامع بشري را به اوج رسانده بود، پيام توحيدي انقلاب اسلامي، چراغ راه مسيري شد كه نويدبخش «احياي فطرت الهي درون انسان» است.
با چنين نگرشي، ايستايي انقلاب اسلامي، خود بزرگترين چالش براي اصل آن بهشمار ميآيد و حركت و پويايي آن، لازمه بقاي آن است. اما به كدام سو و از كدام مسير؟ فهم دقيق اين پرسش و پاسخ صحيح به آن، يكي از مهمترين بايستههاي تداوم حركت انقلاب اسلامي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت امام خامنهاي (مدظلهالعالي)، اين مسير را بهمثابه يك فرآيند دانسته و ميفرمايند:«فرآيند تحقق هدفهاي اسلامي، يك فرآيند طولاني و البته دشواري است. بهطور نسبي انسان به آن اهداف نزديك ميشود، اما تحقق آنها بسيار طولاني است.» (بيانات امام خامنهاي، 21 آذر 80)
«جامعه اسلامي» متناسب با تحول اجتماعي براساس هدفگذاري شكلگيري «حيات طيبه اسلامي» است؛ يعني نوعي از زندگي فردي و اجتماعي بشر كه در آن سعادت دنيوي و اخروي او در كنار يكديگر تحقق يافته باشد. چنين جامعهاي اولاً به معنا و مفهوم حقيقي كلمه «اسلامي» است و ثانياً الگوي «كارآمدي فرهنگي- اجتماعي» نظام اسلامي در آن بروز و ظهور يافته است.
از منظر معظمله اين مسير، فرآيندي پنجمرحلهاي است كه نهايتاً به شكلگيري تمدن بينالمللي اسلامي ميانجامد. در توضيح اين فرآيند، ايشان ميفرمايند: «ما يك انقلاب اسلامي داشتيم، بعد نظام اسلامي تشكيل داديم، مرحله بعد تشكيل دولت اسلامي است، مرحله بعد تشكيل كشور اسلامي است و مرحله بعد تشكيل تمدن بينالملل اسلامي است.» (بيانات امام خامنهاي، 8 شهريور 83)
بدين ترتيب هدف مشخص و معين حركت انقلاب اسلامي، شكلگيري تمدن بينالمللي اسلامي است و در ميانه اين راه، گامهاي «1- انقلاب اسلامي 2- نظام و حكومت اسلامي 3- دولت اسلامي 4- كشور و جامعه اسلامي و 5- تمدن بينالمللي اسلامي» قرار دارد. مرحله اول را ميتوان بر پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 هجري خورشيدي و سقوط نظام ستمشاهي منطبق كرد. مرحله دوم يعني نظام اسلامي را ميتوان با برپايي جمهوري اسلامي ايران از طريق همهپرسي اصل نظام و نيز تصويب و همهپرسي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران انطباق داد.
چنانكه حضرت امام(ره) در پيام خود به مناسبت 12 فروردين، روز جمهوري اسلامي، از اين روز با تعبير به ياد ماندني و قابل تأمل «نخستين روز حكومت الله» ياد ميكنند. با حاكميت امام امت و ولايت مطلقه امر، مرحله دوم اين فرآيند تكميل شد و بدين ترتيب، آيه شريفه «اللّهُ وَلِي الَّذِينَ آمَنُواْ يخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّوُرِ» محقق شد و ايران اسلامي از حاكميت و ولايت طاغوت به سيطره ولايت ولي خدا بازگشت.
اما اينها كافي نبوده و نيست. اين دو مرحله تمهيدي براي تحقق اهداف عالي اين نهضت بود كه نگاهي فرامكاني و فرازماني دارد. آنچه ميتواند اهداف فراايراني انقلاب را تحقق بخشد، الگوسازي و الهامبخشي در وراي مرزهاي جمهوري اسلامي ايران است كه در دو گام «دولت اسلامي» و «جامعه اسلامي» بروز و ظهور مييابد.
حلقههاي مفقوده تمدنسازي
«دولت اسلامي» به معناي اسلامي شدن صرفاً قوه مجريه نيست، بلكه در اينجا دولت به مفهوم كليت كارگزاران اجرايي، تقنيني، نظارتي و قضايي و نيز رويهها و مقررات حاكم بر حكومت است. روشن است كه پس از گذشت 35 سال، به رغم برپايي نظام اسلامي، هنوز نظامات اقتصادي، اداري و اجرايي كشور به معنا و مفهوم حقيقي كلمه «اسلامي» نشدهاند. علاوه بر اينها، ميتوان گفت در شئون اجرايي دولت و كشور، مهمترين چالش كارآمدي كشور، «كارآمدي اقتصادي» است. به اين معنا كه ستاندههاي نظام اقتصادي كشور منطبق و متناسب با دادههاي آن نيست. اينجاست كه ميتوان فهم نمود چگونه است كه بروندادهاي سامانه مذكور با موازين و جهتگيريهاي كلي اقتصادي كشور غيرمتناسب است.
«جامعه اسلامي» نيز متناسب با تحول اجتماعي براساس هدفگذاري شكلگيري «حيات طيبه اسلامي» است؛ يعني نوعي از زندگي فردي و اجتماعي بشر كه در آن، سعادت دنيوي و اخروي او، در كنار يكديگر تحقق يافته باشد. چنين جامعهاي اولاً به معنا و مفهوم حقيقي كلمه «اسلامي» است، ثانياً الگوي «كارآمدي فرهنگي- اجتماعي» نظام اسلامي در آن بروز و ظهور يافته است و نهايتاً كارآمدي فرهنگي - اجتماعي به حوزه «كارآمدي نظام سياسي» تسري مييابد و زمينه براي الهامبخشي تام و اكمل جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد تمدن بينالمللي اسلامي مهيا خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب در تبيين اين موضوع ميفرمايند: «اگر دولت به معناي واقعي كلمه اسلامي شد، آنگاه كشور به معناي واقعي كلمه اسلامي خواهد شد، عدالت مستقر خواهد شد، تبعيض از بين خواهد رفت، فقر بهتدريج ريشهكن ميشود، عزت حقيقي براي مردم به وجود ميآيد، جايگاهش در روابط بينالملل ارتقا پيدا ميكند. اين ميشود كشور اسلامي.» (بيانات امام خامنهاي، 12 آذر 79)
در جاي ديگري ايشان ميفرمايند: «بعد از اين مرحله، مرحله تلألؤ و تشعشع نظام اسلامي است؛ يعني مرحله ايجاد كشور اسلامي. اگر اين مرحله به وجود آمد، آنوقت براي مسلمانهاي عالم، الگو و اسوه ميشويم: لتكونوا شهداء علي النّاس. » (همان، 21 آذر 80)
معظمله در بيان ديگري، كشور اسلامي را چنين معرفي ميكنند:«كشور اسلامي يعني كشوري كه اسلامِ حياتبخش، اسلامِ نشاطآور، اسلامِ تحركآفرين، اسلامِ بدون كجانديشي و تحجر و انحراف، اسلامِ بدون التقاط، اسلامِ شجاعتبخش به انسانها و اسلامِ هدايتكننده انسانها بهسوي علم و دانش بر آن حاكم است. اسلامي كه با همان شكلي كه در قرن اولِ اسلامي به آن عمل شد، توانست يك مجموعه پراكنده را به اوج تمدن تاريخي و جهاني برساند و تمدن و دانش او بر دنيا سيطره پيدا كند. سيطره و تسلط علمي به دنبال خود عزت سياسي هم ميآورد، رفاه اقتصادي هم ميآورد، فضايل اخلاقي هم ميآورد، اگر كشور به معناي واقعي كلمه اسلامي شود.» (همان، 28 مرداد 84)
در كجاي مسير هستيم؟
با گذشت بيش از چندين سال از ترسيم نقشه راه فوق براي انقلاب اسلامي توسط رهبر معظم انقلاب، كارآمدي و اثربخشي اين مسير در تحقق اهداف متعالي، روزبهروز روشنتر ميشود بهگونهاي كه در تعيين جهتگيريهاي كلان و مقطعي كشور، برنامهريزي براي حركت در اين مسير گامبهگام بهوضوح مشاهده ميشود. در چند سال اخير، نامگذاري و تعيين شعار سال، عناويني همچون «اصلاح الگوي مصرف»، «جهاد اقتصادي»، «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» و «حماسه اقتصادي» و نيز نامگذاري دهه چهارم بهعنوان «عدالت و پيشرفت» در مجموع كارآمدسازي نظام اقتصادي اسلام را نويد ميدهد كه در نهايت شكلگيري دولت اسلامي را نويد ميدهد.
لازم به ذكر است هرچند گام تشكيل دولت اسلامي قبل از گام جامعه اسلامي مطرح شده است، اما اين بدان مفهوم نيست كه تحقق دومي لزوماً منوط به اتمام مرحله قبلي است، بلكه با آغاز تلاش براي دولتسازي اسلامي، بايد زمينه را براي حركتي فرهنگي- اجتماعي براي جامعهسازي اسلامي آماده ساخت. اينچنين بود كه به رغم آنكه در اجراي نقشه راه انقلاب اسلامي هنوز در مرحله دولت اسلامي هستيم، در سال 1391، امام خامنهاي (مدظلهالعالي) در ديدار جوانان خراسان شمالي، با طرح موضوع «سبك زندگي ايراني - اسلامي» گام چهارم اين مسير دشوار را آغاز كردند.
تأكيد بر دو عنصر «عزم ملي» و «مديريت جهادي» ميتواند اشاره به آن باشد كه اولاً دشواري مسير پيشرو نيازمند ارادهاي جمعي و اجماعي از سوي همه نخبگان، كارگزاران و دلسوزان نظام است و ثانياً برگ برندهاي كه همواره نظام در مقاطع حساس و دشوار به آن دست يازيده است، يعني «حركت و مديريت جهادي»، اين امكان را ميدهد كه اين حلقه وصل فرآيند تمدنسازي تكميل گردد. البته از منظري ديگر نيز ميتوان به اين مسئله نگريست. با شروع روند بيداري اسلامي در غرب آسيا و شمال آفريقا، زمينههاي محيطي براي الهامبخشي منطقهاي جمهوري اسلامي ايران آماده شد و به نظر ميرسد اينجا مسئوليت انقلابيون اسلامي ايران از گذشته سنگينتر شده است. اگر در گذشته تحقق تمدن بينالمللي اسلامي دشوارتر و دور از دسترستر پنداشته ميشد، امروز فرصتي فراهم آمده تا با نمايانسازي كارآمدي نظام اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي اسلامي، الگويي براي شكلگيري تمدن اسلامي در سطح منطقه و جهان ارائه شود.
گام حساس، اما دشوار 93
در مجموع ميتوان گفت مهمترين موضوع امروز پيشروي كارگزاران نظام و نخبگان ايران اسلامي، تحقق «دولت اسلامي» و «جامعه اسلامي» است. حال با اين تفاصيل ميتوان به نسبت نقشه راه كلي انقلاب اسلامي و هدف سال 1393 پي برد.
سال 1393 سالي است كه حلقه سوم و چهارم تمدنسازي انقلاب اسلامي با يكديگر تلاقي يافتهاند و مأموريت همه كارگزاران و نخبگان كشور همافزايي و همكاري جهت تحقق هر دو اين گام در كنار يكديگر است. اقتصاد و فرهنگ در عين حال كه به ترتيب، مسئله اصلي دولت اسلامي و جامعه اسلامي هستند، در كنار يكديگر الگوي كارآمدي از نظام اسلامي در حوزههاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي نمايان ميسازند كه چهرهاي الهامبخش در جهان اسلام و نويدبخش ظهور تمدن بينالمللي اسلامي است.
به تعبير امام خامنهاي «از اين مرحله كه عبور كنيم، بعد از آن، دنياي اسلامي است. از كشور اسلامي ميشود دنياي اسلامي درست كرد. الگو كه درست شد، نظايرش در دنيا به وجود ميآيد.» (بيانات امام خامنهاي، 12 آذر 79) «وقتي كشور اسلامي پديد آمد، تمدن اسلامي به وجود خواهد آمد؛ آنوقت فرهنگ اسلامي فضاي عمومي بشريت را فراخواهد گرفت.»
در عين حال، بايد مورد تأكيد قرار گيرد كه برداشتن يكباره اين دو گام حساس و راهبردي، نيازمند بهكارگيري ظرفيتهاي ويژهاي است كه شايد در حالت عادي بروز و ظهور نيابد. تأكيد بر دو عنصر «عزم ملي» و «مديريت جهادي» ميتواند اشاره به آن باشد كه اولاً دشواري مسير پيش رو نيازمند ارادهاي جمعي و اجماعي از سوي همه نخبگان، كارگزاران و دلسوزان نظام است و ثانياً برگ برندهاي كه همواره نظام در مقاطع حساس و دشوار به آن دست يازيده است، يعني «حركت و مديريت جهادي»، اين امكان را ميدهد كه اين حلقه وصل فرآيند تمدنسازي تكميل گردد.
در اين ميان، آنچه ميتواند بهكارگيري اين عناصر حياتي را تسهيل كند، بهرهگيري از ظرفيت عظيم و بيهمتاي نيروي جوان كشور و به تعبيري، نسل سوم انقلاب اسلامي است؛ نسلي كه علاوه بر برخورداري از توانمندي جواني، تربيتيافته نظام اسلامي بوده و اكنون زمان نقشآفريني ويژه آن فرارسيده است. تأكيد امام خامنهاي بر حمايت از اقدامات خودجوش جوانان در حوزه فرهنگ نيز مؤيد همين معناست.
با توجه بدان چه مورد بررسي قرار گرفت، مأموريت كلان كشور در سال 93 جايگاه ويژهاي در اهداف متعالي انقلاب اسلامي دارد و اميد است با عزم و همت مسئولان، نخبگان و عموم امت، حلقه وصل تمدنسازي تكميل گردد.
مدير انديشكده برهان