معرفي نماينده كشورمان براي حضور در بخش غيرانگليسي زبان اسكار موضوعي است كه اين روزها زمزمههايش در حال شنيده شدن است. برخي از رسانهها و افراد صاحب تريبون سعي دارند تا فيلمهايي مثل «عصباني نيستم» به كارگرداني رضا درميشيان و «قصه ها»ي رخشان بنياعتماد را جزو فيلمهايي كه شانس بالايي براي مطرح شدن بين ديگر رقباي حاضر در چنين مراسمي دارند، جا بزنند. طبق روال معمول جشنواره اسكار، آثاري ميتوانند در اين جشنواره حضور داشته باشند كه در بازه زماني اوايل مهرماه سال گذشته تا اوايل مهرماه سال جاري اكران عمومي شده باشند.
ضمن اينكه جشنواره اسكار بر خلاف ديگر جشنوارهها كه معمولاً فيلمساز يا تهيهكننده اثر را به جشنواره ميبرد؛ تنها جشنوارهاي در دنياست كه فيلم يا نماينده يك كشور حتماً بايد از جانب دولت آن كشور به اين جشنواره معرفي گردد تا پذيرفته شود. صرفنظر از اينكه در سالهاي اخير جشنواره اسكار و نحوه معرفي برگزيدگانش تبديل به محل و محملي ضد ايراني و به تعبيري درستتر «ايران ستيز» شده است، اما معرفي اثري در حد و اندازه «عصباني نيستم» يا «قصه ها» ظلم مضاعف و جفايي غير قابل توجيه در حق سينما و سينماگران دلسوز و دغدغهمند ايراني خواهد بود. فيلم عصباني نيستم كه چند روز پيش خبر ثبتش در شوراي صنفي نمايش به منظور اكران گسترده در سراسر كشور اعلام شد، فيلمنامهاش در زمان مديريت قبلي (شمقدري) به شوراي پروانه ساخت ارائه شده بود و در همان زمان اصلاحيه دريافت كرد تا با رفع ايرادات وارده ساخته شود. اما براساس اطلاعات به دست آمده، ظاهراً با آنكه فيلمنامه مصوب با آنچه ساخته شده مغايرت دارد اما متأسفانه به دليل رويكرد دولت جديد مبني بر رفع ضوابط و شرايط دست و پاگير! مجوز نمايش براي اين اثر صادر شد تا با نهايت بيانصافي در يك اثر سينمايي، آن هم با مجوز دولت، شاهد عصبانيت و دروغپردازي يك كارگردان از وضعيت اجتماعي و سياسي ايران باشيم. رضا درميشيان كارگردان اين اثر در فيلمش سعي دارد تا بيكاري و برخي مشكلات اقتصادي و اجتماعي را به انتخابات 88 مرتبط كرده و همداستان نشان دهد.
كارگردان حتي با نگاه سياه و سرخورده سياسياش سعي دارد به مخاطبانش بگويد و بلكه القا كند كه جريانات فتنه اسرائيلي - امريكايي سال 88 و اعتراضات خياباني ساختارشكنانه عدهاي كه خيانت به موطن خود را به اعلي درجه رساندند، مُحِق بودهاند و به راستي درباره آنها و كانديداي موردنظرشان ظلمي صورت گرفته است! و بروز و ظهور مشكلات امروز ثمره و نتيجه چهار سال سركوب و ناديده گرفتن حق معترضين از طرف نظام بوده است كه اگر چنين اتفاقاتي نميافتاد و حادث نميشد اوضاع اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور بسيار بهتر از اين بود! فيلم «قصهها» نيز كه به عنوان دومين هدفگذاري اين طيف خاص براي معرفي به اسكار در نظر گرفته شده و تمام مساعي و تلاششان را بر اين قضيه متمركز كردهاند، بنا بر اظهارات كارشناسان داخلي و خارجي اثري بسيار ضعيف و نازل است. اميرالعمري، منتقد مشهور مصري و دبير سابق جشنواره بينالمللي فيلم قاهره و حاضر در جشنواره فيلم ونيز با نگاهي به فيلم «قصهها» كه هم اكنون در جشنواره ونيز حضور دارد، گفته است: فيلم «قصهها»ي بنياعتماد نسبت به فيلمهاي قبلي اين كارگردان كمترين جايگاه را دارد و فيلمش تكميل شخصيتهاي سابقي است كه در فيلمهاي او ديدهايم. «قصهها» دچار كليشههاي محافظهكارانهاي شده است كه نميتواند به عمق مشكلات برود و فيلم سطحي است و در حدي كه ادعا ميكند، نيست.
اين منتقد مصري در يك جمله فيلم «قصهها» را خستهكننده، خشك و عاري از تخيلهاي لازم براي يك فيلم سينمايي دانسته است. اكنون با توجه به جميع جهات و نگاهي به خروجي اظهارات هدفمند كساني كه به شدت در حال فضاسازي براي اين دو اثر هستند بايد گفت اصرار طرفداران و حاميان اين فيلمها كه رويكرد كلي و البته اصلي آن عنوان شد، براي اكران شدن تا قبل از مهر ماه به اين دليل است كه از طرفي ميخواهند شرايط اوليه معرفي به جشنواره اسكار را برايش تدارك ببينند، از سوي ديگر با ايجاد موج رسانهاي و فشار رواني به مسئولان سازمان سينمايي و وزارت ارشاد، آنها را مجاب كنند تا از ميان اين دو فيلم يكي را به عنوان نماينده رسمي كشورمان در جشنواره اسكار معرفي كنند! لازم است كه مسئولان وزارت ارشاد به دور از اين جيغ و هوراهاي تو خالي براي آثاري كه جز سياهنمايي از جامعه ايران حرف ديگري براي گفتن ندارند، نگاهشان به آثاري باشد كه در آنها ضمن تكريم كشور و ملت، مرعوب و تحت سيطره فكري غربيها نبوده و نيز به دنبال كسب لبخند رضايت آنها نباشند.