
يك اشاره وزارت ارشاد براي هواخواهان كانون منحله نويسندگان ايران كافي بود تا بعد از هفت سال خيلي سريع در جمعهاي كه گذشت دور هم جمع شوند و براي معرفي اعضاي جديد هيئت مديره خود، تشكيل جلسه دهند، آن هم در حالي كه هر گونه فعاليت اين كانون از 12 سال پيش غيرقانوني اعلام شده بود. با اين حال سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزير ارشاد چندي پيش از امكان پوستاندازي اين كانون و منافع حاصل از اين اقدام سخن گفت؛ نفعي كه هم ميتواند براي كانون باشد و هم براي نويسندگان آن. حالا همين گفتهها كانون منحله نويسندگان ايران را روز جمعه و پس از هفت سال ممانعت جدي از برگزاري اين مجمع به برگزاري پنجمين مجمع عمومي كانون نويسندگان ايران، انتخاب و معرفي اعضاي جديد هيئت مديره و تشديد فعاليت واداشته است؛ اقدامي كه با توجه به ممانعت قانوني فعاليت اين نهاد سر و شكلي زيرزميني دارد.
جلالآلاحمد و هدفي كه در كانون گم شدكانون نويسندگان ايران يكي از گروهها و تشكلهاي فعال روشنفكري ايران است كه به عنوان تشكلي فرهنگي، ادبي و سياسي در سال 1347 تشكيل شد؛ ميراثي بر جاي مانده از حزب توده كه در دوره پهلوي دوم و با هدايت چهره ادبي چون جلال آلاحمد در مقابله با كانونهاي موازي برآمده از دل نظام شاهنشاهي به وجود آمد اما در ادامه راهش را گم كرد و با روي كارآمدن نظام جمهوري اسلامي به مخالفت با حركت اسلامي مردم و انقلاب فرهنگي در دانشگاهها برآمد. هدف جلال آلاحمد از تشكيل اين تشكل صنفي در ابتدا تحريم جشن هنر شيراز و اعتراض به تشكيل كنگره ملي شاعران و نويسندگان از سوي فرح پهلوي بود اما وقتي او متوجه تغيير جهت اين نهاد و اختلاف افكارش با ساير اعضاي اين كانون شد، از همان ابتدا عطاي نامزدي و عضويت در آن را بر لقايش بخشيد و به ساير اعضا نيز پيشنهاد كرد كه استعفاي خود را از اين نهاد صنفي اعلام كنند.
استعفاي دستهجمعي يكم بهمن 1358 در ريشه اوليه كانون نويسندگان ايران نامها و اسامي چون سيمين دانشور، محمود اعتمادزاده (به آذين)، نادر نادرپور، سياوش كسرايي، داريوش آشوري، غلامحسين ساعدي و بهرام بيضايي به چشم ميخورد، اما پس از درخواست آلاحمد و نيز در سالهاي بعد از تشكيل اين تشكل صنفي نيز در ميان اسامي استعفادهنده از اين كانون باز اسامي بزرگي چون مهدي اخوان ثالث، بهزاد فراهاني، جلال سرافزار و 33 تن از ديگر اعضاي كانون نويسندگان ديده ميشود كه در بيانيهاي كه در تاريخ يكم بهمن سال 1358 در روزنامه كيهان منتشر ميشود از كانون نويسندگان ايران رسماً كنارهگيري ميكنند.
اين چهرهها در اين بيانيه اطلاع ميدهند كه درصدد تشكيل يك كانون يا اتحاديه تازهاي هستند كه در راستاي انقلاب اسلامي و ضد امپرياليستي ايران حركت كند. در اين نامه ضمن اشاره به تصميمگيريهاي يكجانبه هيئت دبيران كانون و عدمرعايت سنن ديرينه مبارزاتي اين كانون، به اخراج چند تن از اعضاي قديمي آن اشاره و در ادامه آن نوشته شده بود: «هيئت دبيران در شرايطي كه ميان انقلاب و دشمنان داخلي و خارجياش يك مبارزه مرگ و زندگي درگير بود و هست، به نام كانون با نيروهايي همگام و همآواز شده كه در كارشكني و ايجاد موانع بر سر راه تحكيم و توسعه انقلاب پافشاري دارند.» شمار زيادي از نويسندگان متعهد و اعضاي كانون نويسندگان ايران كه از اين تشكل صنفي استعفا دادند، معتقد بودند كه اين كانون محتواي متعهد خود را از دست داده است.
كانون نويسندگان ايران؛ تشكل زاييده حزب تودهكانون نويسندگان ايران در حالي به محلي براي فعاليتهاي سياسي بدل شده بود كه حتي سايت بيبيسي فارسي نيز در گزارشي كه سال 2012 منتشر ميكند كانون نويسندگان ايران را در زمره تشكلهايي قرار ميدهد كه حزب توده آنها را سازماندهي كرده است. بيبيسي در اين باره نوشت: «حزب توده در زمره پيشتازان تبليغ و ترويج سازماندهي گروههاي اجتماعي مختلف بر شالوده خواستهاي مشخص صنفي و اجتماعي در ايران است. اين حزب تشكلهايي از اين دست را نيز سازمان داده است. حزب توده اما سازماندهي تشكلهاي صنفي و اجتماعي در راستاي ساخت يك جامعه مدني مورد نظرش نبوده است. هدف اين حزب بهرهبرداري از اين تشكلها با درك و فهم و رفتاري فرقهگرايانه و معطوف به كسب قدرت سياسي –ايدئولوژيك بوده است. اين حزب تشكلهاي صنفي و اجتماعي را زائده خود خواسته و با نگاهي ابزاري دست به تشكلسازي برده است يا در تشكلها نفوذ و شركت كرده و به فعاليت پرداخته است، با اين هدف كه رهبري و كنترل تشكلهاي موجود و پا گرفته را به دست گيرد و آن تشكلها را در راستاي سياستهاي حزب هدايت كند.»
كانون نويسندگان ايران كه يك بار در دوره پيش از انقلاب به دليل برگزاري شب شعر و شعرسرايي و سخنراني عليه فضاي اختناق و سانسور حاكم از هم فرو پاشيده بود، با پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت خود را از نو آغاز كرد. با اين حال فعاليتهاي سياسي و حمايت از گروههاي تروريستي كه پيشتر از آن سخن گفته شد، باعث شد اين كانون در تيرماه سال 1360 به حكم دادگاه تعطيل و از فعاليت آن جلوگيري شود. بعد از آن عطاءالله مهاجراني، وزير ارشاد متواري دولت اصلاحات، در سال 78 اجازه فعاليت اين گروهك شبهصنفي را داد اما اين كار غيرقانوني بود و خود مهاجراني اسفند سال 80 و در حالي كه رئيس مركز گفتوگوي تمدنها بود، تصريح كرده بود كه كانون نويسندگان غيرقانوني است و رسميت ندارد.
شكوه تبعيديها از سخنان صالحيبا وجود آنكه كانون نويسندگان ايران كماكان در ليست تشكلهاي منحله قرار دارد اما سايتي تحت عنوان «كانون نويسندگان ايران (در تبعيد)» كماكان به شكلي پويا به توليد مطلب ميپردازد كه به نظر ميرسد مقر صاحبان اين سايت و اعضايش نيز در خارج از مرزهاي كشور باشد. اين سايت عضو جديد ثبتنام ميكند، بيانيه كانون نويسندگان را منتشر و حتي در پاسخ به اظهارنظر سيدعباس صالحي، معاون هنري وزير ارشاد درباره امكان فعاليت مجدد و به اصطلاح پوستاندازي اين كانون، گزارش منتشر ميكند. صالحي چندي پيش گفته بود: «كانون نويسندگان يك بحث تاريخي دارد كه اين بحث تاريخي اگرچه در دورهاي از تاريخ سياسي كشور اهميت داشته است، اما با توجه به اينكه امروز برخي از اعضاي آن يا از دنيا رفتهاند يا در شرايطي هستند كه ديگر حال و حوصله فعاليت ندارند، بنابراين طبعاً ميتواند پوستاندازي كند كه هم به نفع كانون باشد و هم به نفع نويسندگان آن.» در اين بين سايت موسوم به كانون نويسندگان ايران در تبعيد در گزارشي بلند به اين گفته صالحي هم راضي نشده و از او اين سؤال را مطرح كرده است: «به راستي كدام يك بايد «پوستاندازي» كند؛ كانون نويسندگان ايران كه پيرو منشورش از همان آغاز تأسيس در سال ۱۳۴۷ به دفاع پيگير از آزادي بيان و مخالفت با سانسور برخاسته است يا سركوبگراني كه سد راه اين تشكل نويسندگان آزاديخواه و مستقل شده و با تمام وجود كمر به نابودي آن بستهاند؟»
جنبوجوش جديد در فضاي بازاكنون و در حالي كه هنوز هيچ مرجع قضايي رأي به اجازه فعاليت اين تشكل صنفي نداده اما فعاليتهاي هواداران اين كانون رو به افزايش است. از جمله اين فعاليتها و اعلام حضورها ميتوان به يادداشت «حافظ موسوي» يكي از اعضاي كانون غيرقانوني نويسندگان درباره اين اظهارات صالحي اشاره كرد كه در آن نوشته است:«اميدوارم حالا كه آقاي صالحي پا پيش گذاشتهاند و به عنوان امدادرسان به اين منطقه سوناميزده وارد شدهاند، آن طومار سياه را در هم بپيچند و نام نيكي از خود به يادگار بگذارند.»
حالا اما نقطه اوج فعاليتهاي دوباره كانون منحله نويسندگان ايران را بايد برگزاري پنجمين مجمع عمومي اين كانون منحله انگاشت كه در روز جمعه گذشته برگزار شده و در آن اعضاي جديدي به عنوان هيئت اصلي دبيران، جانشينان، منشي، بازرسان و صندوقداران تعيين شدهاند؛ آن هم با سر و شكلي زيرزميني و بدون گرفتن مجوز قانوني كه از هفت سال پيش ملغي اعلام شده است. از قضا اين مجمع در فضاي باز و به دور از نيروهاي امنيتي برگزار شده است. يكي از اعضاي سابق اين كانون در صفحه شخصي خود نوشت: مجمع عمومي در فضايي باز، زير آسمان آبي و بدون دغدغه از دخالتها و مزاحمتهاي مأموران اطلاعاتي و امنيتي برگزار شد. يك منبع آگاه در وزارت ارشاد نيز درباره برگزاري اين جلسه و همچنين برخورد با كانون نويسندگان ايران به «تسنيم» گفته است كه اين مسئله ربطي به وزارت ارشاد ندارد، بلكه كاملاً متوجه وزارت كشور است و اين وزارتخانه بايد پاسخگوي برگزاري اين مجمع باشد.