کد خبر: 669162
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۸:۱۲
مروري بر منش علمي و عملي شهيد آيت‌الله سيد‌محمد باقر حكيم در گفت‌وگو با سيد‌عمار و سيد‌محسن حكيم
شاهد توحيدي

 

روزهايي كه بر ما مي‌گذرد، تداعي‌گر شهادت عالم مجاهد آيت‌الله سيد‌محمد‌باقر حكيم است. آن بزرگوار در دوره‌اي حساس و خطير از تاريخ عراق، به كشور خويش بازگشت و خون خود را فديه استقلال و آزادي آن خطه نمود. در گفت‌ و شنود پيش‌رو، آقايان حجت‌الاسلام والمسلمين سيد‌عمار حكيم و سيد‌محسن حكيم در باب منش علمي و عملي عموي بزرگوار خويش سخن گفته‌اند. اميد آنكه مقبول افتد.

شهيد آيت‌الله سيد‌محمد‌باقر حكيم(قده)، نزديك به چهار ماه در عراق حضور داشت. نقش ايشان در اين مدت كوتاه چه بود و توانست چه تحولاتي را به وجود آورد، چه در زمينه حضور مردمي، چه سياسي و چه مرجعيت؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. روشن است شهيد حكيم با پيگيري‌هايي كه از اوضاع سياسي و اجتماعي داخل عراق در طول سال‌هاي هجرت داشتند و در واقع از نظر فيزيكي در خارج عراق به سر مي‌بردند، ولي واقعيت اين است كه همواره در كنار مردم عراق حضور داشتند و اين پيگيري‌هاي مستمر و اطلاع از اوضاع ريز عراق به ايشان اين توانايي را مي‌داد كه دقيقاً مشكلات و چالش‌هايي را كه ملت عراق با آنها روبه‌روست به نيكي تشخيص دهد و از همان بدو ورود و از اولين سخنراني كه در بصره انجام شد، نسبت به اين چالش‌ها، دردها و دغدغه‌ها عكس‌العمل نشان دهد و نكات مهمي را متذكر شود.

شهيد آيت‌الله حكيم در طول سخنراني‌ها و جلساتي كه داشتند اغلب چه محورهايي را به بحث مي‌گذاشتند؟ به اهمّ آنها اشاره كنيد.

شهيد حكيم در همان آغاز ورود به عراق بحث دموكراسي اسلامي و ديني را مطرح كردند، پيرامون زنان، جوانان، عشاير، فرهيختگان، حوزه، مرجعيت و مانند آن موضع‌گيري‌هاي شفافشان را بيان كردند و چشم‌ها به ايشان دوخته شده بود كه پروژه و برنامه ايشان را در داخل عراق ارزيابي كنند. اين نگاه‌ها تنها منحصر به عراق نبود، بلكه كل جهان به اين نقطه متمركز شده بودند تا ببينند رهبر ملت عراق چه پيامي مي‌تواند داشته باشد، لذا ايشان در آن موضع‌گيري‌ها نسبت به روابط منطقه‌اي و بين‌المللي اظهارنظر مي‌فرمودند و به بسياري از سؤالات و دغدغه‌ها پاسخ مبرهن مي‌‌دادند. از همان بدو ورود جذابيت خاصي در ميان ملت عراق و در جهان عرب از پيگيري فرمايش‌هاي ايشان مشاهده مي‌شد. ايشان كه در نجف مستقر شدند در همان روزهاي نخست ديدارهايي با مراجع عظام تقليد و علماي برجسته نجف داشتند و در تمام اين ديدارها شهيد آيت‌الله حكيم ديدگاه‌ها و نقطه نظرات خود را در خصوص مرجعيت، نقش حوزه علميه در روشنگري مردم و نيز انتظارات ملت از حوزه و مرجعيت مطرح مي‌كردند و اينكه حوزه با پيكره وسيع آن از مراجع عظام تا علماي اعلام، فضلا و طلاب همگي بايد در راستاي برآوردن توقعات بحق ملت گام بردارند و در عرصه‌هاي اجتماعي حضور جدي‌تري داشته باشند. شهيد حكيم در هر روز ديدارهاي مختلفي داشتند و از تمام نقاط عراق از استان‌ها، شهرستان‌ها، دهستان‌ها، مناطق دوردست از شيعه، سني، عرب، ترك، تركمن و... با شور و اشتياق خاصي به نجف مي‌آمدند تا با ايشان ديدار كنند و شهيد حكيم در تعامل با همه اين گروه‌هاي مختلف با روشنگري‌هاي مناسب و درخور اقشار گوناگون خط مشي مناسبي ارائه مي‌كردند. با توجه به شناخت بسيار دقيقي كه از قبيله‌ها، طايفه‌ها و اقوام داشتند وقتي عشاير از هر نقطه مي‌آمدند به ويژگي‌هاي خاص آن عشيره اشاره و تاريخچه‌اي را بازگو مي‌كردند كه حتي خود آن عشاير نسبت به آن بي‌اطلاع يا كم‌اطلاع بودند.

اراده برگزاري نمازجمعه در صحن مطهر علوي توسط ايشان، چگونه شكل گرفت؟ بازتاب‌هاي آن چگونه بود؟

شهيد بزرگوار از همان بدو حضور در عراق، چنين برنامه‌اي داشتند. ايشان در 14 نماز جمعه‌اي كه اقامه فرمودند، نماز جمعه را به ميعادگاه عاشقان بدل كرده بودند و فرهيختگان، انديشمندان و مردم از سراسر عراق شب‌هاي جمعه خود را به نجف مي‌رساندند تا در روز جمعه در نماز حاضر شوند و از اول صبح جمعه صحن حرم حيدري مملو از جمعيت مي‌شد و مردم در خيابان‌هاي اطراف نماز برگزار مي‌كردند و اين نشان‌دهنده آن است كه ايشان توانسته بود به طور دقيق دغدغه‌ها و مشكلات مردم را در تمامي ابعاد به درستي تشخيص و چالش‌هاي موجود را پاسخ دهد و در استقبال و تشييع جنازه آن شهيد بزرگوار سيل جمعيتي كه حضور يافتند اين پيام را به جهانيان دادند كه مردم با رهبري شايسته، صالح و آگاه به چه صورت ارتباط برقرار مي‌كنند.

به فضل پروردگار در شرايط فعلي نيز مراجع تقليد، به خصوص حضرت آيت‌الله‌العظمي سيستاني حضوري جدي در تمامي عرصه‌ها دارند و اين حضور و روشنگري‌ها باعث اتحاد و يكپارچگي ملت عراق شده است. ان‌شاءالله حضور مرجعيت و اتحاد ملت در جهت دستيابي مردم عراق به مصالح و حقوق كامل و نيز پايان فتنه‌انگيزي تكفيري‌ها و رسيدن به عراقي مستقل و آباد و بهره‌مند از آزادي‌هاي ديني و حقيقي ادامه خواهد يافت.

با توجه به شرايط كنوني كشور عراق، چه چشم‌اندازي براي آينده اين كشور ترسيم مي‌كنيد؟

درست است كه در شرايط فعلي عراق با يكسري مشكلات و تنش‌هاي سخت روبه‌روست و خطراتي در پيش روي خود احساس مي‌كند، اما آينده مثبتي را براي عراق پيش‌بيني مي‌كنيم. اين آگاهي، بيداري، حضور در صحنه، يكپارچگي و وحدت و نيز احساس نياز به اينكه همه يكصدا اهداف مشخص و اولويت‌هاي خاصي را در برنامه سياسي و اجتماعي دنبال كنند، روزنه اميد جدي براي ملت عراق باز كرده است كه اميدواريم تلاش‌ها به ثمر بنشيند و به عراقي كه پرچم اسلام روي آن برافراشته باشد برسيم.

در طليعه پيروزي انقلاب اسلامي ايران، خون‌هاي زيادي ريخته شد و شخصيت‌هايي همچون بهشتي، مطهري، رجايي، باهنر و... به فيض شهادت نايل آمدند و اين خون‌ها تداوم انقلاب اسلامي را در ايران رقم زد. به نظر حضرتعالي شهادت آيت‌الله حكيم، به چه ميزان در تحولات آينده عراق نقش خواهد داشت؟

چنانچه اشاره كرديد يكي از سنت‌هاي الهي همين است و پيامبران، اوليا، اوصيا، ائمه اطهار، علما و شخصيت‌هاي بارز ملت‌ها كه به شهادت مي‌رسند، خونشان‌ جرقه‌اي در ملت‌ها ايجاد مي‌كند و سكوي پرتابي براي رسيدن به اهداف والاتر و حفظ انسجام بيشتر مي‌شود. شهادت شهيد حكيم هم همين طور است. ملاحظه شد خون پاكي كه در كنار مرقد اميرالمؤمنين(ع) و با آن شرايط زماني و مكاني ريخته شد در بالا بردن آگاهي و بيداري مردم و در شناسايي دوستان و دشمنان و در احساس ضرورت به وحدت و يكپارچگي بيشتر نقش جدي داشت و به انديشه‌ها، ايده‌ها و سخنان ايشان توجه فزون‌تري شد و امروز پس از يك سال كه از شهادت آن بزرگوار مي‌گذرد، اقبال عجيبي به تأليفات و سخنراني‌هاي ايشان شده است و مردم اين موضوع را دريافته‌اند كه يك عالم صالح چقدر مي‌تواند در يك جامعه نقش داشته باشد و آن جامعه را از بسياري لغزش‌ها حفظ كند. لذا تصور مي‌كنم همچنان كه وجود شريفشان همواره روشنگر و مفيد بود، شهادت مظلومانه و جانسوز ايشان نيز در ادامه اين راه پر فراز و فروغ انبيا، اوصيا و ائمه اطهار(ع) تا دستيابي به عراقي كه ان‌شاءالله عراق اسلام، اهل بيت(ع) و امام زمان(عج) باشد نقش‌آفرين خواهد بود. هنگام ظهور آقا امام زمان(عج) كه از كعبه آغاز مي‌شود، ايشان مستقيماً به عراق مي‌آيند و پايگاه و پادگان خودشان را در كنار كوفه و نجف ايجاد و حركت اصلاح‌طلب را در سراسر جهان از همين منطقه پيگيري مي‌كنند و خوني كه در اول ماه رجب در كنار مرقد مطهر اميرمؤمنان(ع) به زمين ريخته شد، در همين راستا بود و آثار بسيار پربركت و عظيمي را براي ملت عراق به ارمغان خواهد آورد.

در طليعه گفت‌وگو به ابعاد علمي و فقهي شهيد آيت‌الله حكيم اشاره‌اي بفرماييد. ايشان از اين جنبه چه مدارجي را طي كرده بودند؟

ايشان از همان اوان نوجواني خود با توجه به تتبع و تيزبيني منحصر به فردي كه نسبت به مسائل سياسي داشتند و با توجه به ذوق سياسي ويژه‌اي كه از همان دوره در ايشان متجلي بود، در بعد علمي پيشرفت شايان توجهي كردند، به‌گونه‌اي كه در 25‌سالگي اجازه اجتهاد خود را از حضرت آيت‌الله صدر دريافت و شروع به نگارش كتاب‌ها، مقالات و تدريس در دانشگاه‌ها كردند. مدتي در دانشگاه بغداد تدريس كردند. كتاب «علوم قرآن» اين بزرگوار به عنوان يكي از منابع ذي‌قيمت درسي مدتي در حوزه و دانشگاه تدريس مي‌شد. همچنين در راستاي انديشه‌پروري و آموزه‌سازي كتب مهمي را به رشته تحرير درآوردند كه از آن جمله مي‌توان به كتاب «نقش اهل‌بيت(ع) در تشكيل گروه صالح» اشاره كرد. اين كتاب سعي دارد از ابعاد مختلف سياسي، اعتقادي، فرهنگي و اجتماعي با استناد به آيات و روايات طرح جديدي از سيره ائمه معصومين(ع) را ارائه دهد، به‌گونه‌اي كه يكي از سياستمداران سرشناس عرب پس از مطالعه آن اظهار كرده بود، من مي‌توانم به وسيله اين كتاب مهم‌ترين تشكل سياسي را با توجه به غناي آن طرح‌ريزي و سازماندهي كنم. ايشان در زمينه‌هاي ديگر نيز صاحب تأليفات ارزشمندي هستند كه از آن جمله مي‌توان به كتب «وحدت اسلامي» كه به فارسي نيز ترجمه شده است اشاره كرد. شهيد حكيم به‌رغم مشغله كاري خود بيش از 40 اثر از خويش به يادگار گذاشته‌اند و جالب آن كه غالب آثار اين بزرگوار در بين سفرهاي ايشان به نقاط مختلف نوشته شده است.

با وجود آن كه شهيد حكيم مجتهدي سياسي محسوب مي‌شدند، چگونه قواعد فقهي را در محيط سياسي ارائه مي‌كردند؟

اين موضوع بسيار مهمي است. ايشان نظريه منحصر به فردي با عنوان «مرجعيت ديني و سياسي» داشتند كه بر مبناي آن اظهار مي‌كردند همان‌گونه كه اگر فقيهي بخواهد در خصوص نماز، روزه، زكات، خمس و... حكمي را صادر كند بايد به ادله آن باب مراجعه كند، در امر سياست نيز اينگونه است. كسي مي‌تواند فقيه سياسي باشد كه شمّ فقاهتي سياسي داشته باشد تا بتواند به نحو احسن مسائل مختلف، تحليل‌ها و وقايع اتفاقيه را بررسي و ارزيابي كند. ضمن آنكه بايد بكوشد به سرمنشأ و مبناي اصلي اخبار دست يابد چنانكه اطلاعات و اخبار شبكه‌هاي مختلف خبري همچون روايات و كتب تاريخي احتمال صدق و كذب دارند، بسياري از آنها به منابع آگاه، منابع مطلع، فردي كه نخواست نامش فاش شود و... استناد مي‌كنند. پس از منظر ايشان كسي مي‌تواند فقيه سياسي شود كه منابع صحيح اطلاعات و اخبار را بيابد. خود ايشان ضمن ارتباط مستمر با سفرا و سياستمداران از طريق دفاتر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق با وضعيت و محيط فعال در اروپا، غرب و جهان عرب به شكل محسوسي آشنا مي‌شد و به اين شكل به متن امور و داده‌هاي ميداني دست مي‌يافت.

در خصوص چگونگي تعامل اجتماعي ايشان با ديگران توضيحاتي بفرماييد. ايشان در اين‌باره از چه شيوه‌اي استفاده مي‌كردند؟

شهيد آيت‌الله حكيم مي‌كوشيد در رفتار خود با ديگران تساوي و عدالت را رعايت كند، به‌طوري كه به‌‌رغم سن زياد و خستگي ناشي از فعاليت‌هاي روزمره چنانچه در مجلسي حضور داشت مقيد بود به احترام هر فردي كه در آن مجلس حاضر مي‌شد از جاي خود برخيزد. حتي ما نيز كه وارد مجلس مي‌شديم اين قيد به قوت خود باقي بود. از سوي ديگر مي‌كوشيد به تمامي به امور مرتبط با مردم رسيدگي كند، بدين معنا كه چنانچه فردي نامه‌اي به ايشان مي‌نوشت مقيد بودند خود شخصاً پاسخ آن را ارائه دهد. به‌رغم اينكه اين موضوع مستلزم وقت زيادي بود و پاسخ به تمامي نامه‌هاي رسيده كار چندان ساده‌اي نبود. در كنار اين موارد توجه ايشان به مسائل عبادي و مذهبي نيز حائز اهميت بسزايي است. شهيد حكيم خود را مقيد ساخته بود هر روز يك جزء از قرآن كريم را قرائت كند و چنانچه روزي اين فرصت از وي به‌گونه‌اي سلب مي‌شد مي‌كوشيد در روز ديگر آن را جبران كند. نگاه او به تمامي امور از روي اخلاص بود و هيچگاه آنها را با جوهره مادي در هم نمي‌آميخت. حيات سياسي شهيد حكيم با فراز و نشيب‌هاي فراواني همراه بود به‌رغم آنكه هر گاه برخي از ديدگاه‌ها از سوي طيف‌ها و گروه‌هاي مختلف سياسي مطرح مي‌شد، اما همواره توصيه ايشان به ما و حتي مجلس اعلا آن بود كه از هرگونه واكنش انفعالي در برابر آنها احتراز كنيم، زيرا جبهه اولي و نخست همه، صدام است و لازم است تمام امور جانبي به كناري گذاشته و همه توان براي مبارزه و رويارويي با آن مصروف شود.

شهيد حكيم سال‌هاي زيادي در ايران بودند و مردم و مسئولان نيز با ايشان انس برقرار كرده بودند. رابطه ايشان با حضرت امام و مقام معظم رهبري چگونه بود؟

به نظر من اين موضوع بسيار مهم و از مواردي است كه لازم است بيش از پيش روي آن بحث شود. طي حضور ايشان در ايران همواره شاهد ارادت متقابل امام(ره) و شهيد حكيم بوديم. سابقه اين ارادت به سال‌ها پيش از اين و زماني كه امام(ره) در نجف حضور داشتند برمي‌گردد و حتي در برخي از اسناد ساواك نيز اين مهم مورد توجه قرار گرفته است. بعد از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و ورود امام(ره) به ايران شهيد حكيم دو هفته مهمان ايشان بود. امام(ره) همواره از شهيد حكيم با تعابيري چون فرزند شجاع اسلام ياد مي‌كرد و به اين خانواده با ديده احترام مي‌نگريست. اين ارتباط صميمانه با رهبر معظم انقلاب نيز وجود داشت.

تئوري خاصي كه شهيد حكيم براي تحقق عراقي آزاد و متحد ارائه كرد، چه ويژگي‌هايي داشت؟

ايشان آفت حكومت در عراق را سه عنصر مي‌دانست و معتقد بود مادام كه اين سه عنصر وجود داشته باشد، ثبات، امنيت، توسعه، استقلال و مردم‌سالاري در اين كشور بروز و ظهور نمي‌يابد. عنصر نخست ديكتاتوري است. وي معتقد بود دولت آينده عراق بايد سه شاخص عمده را مطمح نظر قرار دهد كه يكي از آنها اين است كه شالوده حكومت مردمي باشد تا ديكتاتوري نيز خود به خود از ميان برود. دوم آن كه حكومت آينده عراق بايد اسلام را به عنوان دين رسمي كشور به رسميت بشناسد و آن را در كليه سطوح قانونگذاري بسط و توسعه دهد و سرانجام آن كه تمامي هسته‌هاي تشكيل‌دهنده بافت اجتماعي در عراق، در ساختار حكومت نقش داشته باشند و اين نكته به معناي حذف يا در نظر گرفتن حقيقت هر يك از هسته‌ها نيست. چنانچه شاهد بوديم با وجود صدام در عراق حضور گروهك‌ها در ايران نيز ملموس‌تر بود. اين مهم در خصوص كويت، سوريه و عربستان نيز وجود داشت. بنابراين براي از ميان بردن بي‌ثباتي در منطقه بايد علت بي‌ثباتي رژيم بعث عراق را از ميان برد.

شهيد حكيم تأكيد مي‌كرد خواهان دولتي هستيم كه تمامي هسته‌هاي تشكيل‌دهنده بافت اجتماعي عراق در آن حاضر باشند تا آن كه هيچ گروهي تصور نكند از فرآيند تصميم‌گيري در جامعه عراق عقب مانده است.

به نظر شما عاملان اصلي ترور شهيد حكيم چه كساني بودند و آيا امريكا و اسرائيل از دور دستي در اين ترور داشتند يا خير؟

در باره شهادت ايشان ما در دو سطح مي‌توانيم اين موضوع را بررسي كنيم. يكي در سطح كلان و ديگري در سطح خرد. در سطح كلان، اشخاص و گروه‌هايي كه آيت‌الله حكيم را ترور كردند، افرادي بودند كه با ديدگاه‌هاي ايشان مخالف بودند، چون آيت‌الله حكيم به عنوان يك شخص عادي هدف نبود و اين ديدگاه‌هاي ايشان بود كه هدف دشمن واقع شد. آقاي حكيم خواهان اسلام، جامعه مدني ديني، عدالت، استقلال، آزادي، حقوق بشر واقعي، مبارزه با تروريسم، خروج هر چه سريع‌تر اشغالگران از خاك عراق، توجه به مرجعيت ديني و جايگاه آن و عراقي آباد و آزاد بودند كه در سخنانشان چه قبل و چه بعد از سرنگوني صدام مطرح بود. بنابراين كساني ايشان را ترور كردند كه اين ديدگاه‌ها را قبول نداشتند و درصدد بودند همين اقليت 15 درصدي همچنان بر عراق حاكم باشند و اكثريت ملت مورد ظلم باشند و حسن بندگي را به‌جاي آورند.

هر كس با ايده‌ها و آرمان‌هاي حكيم مخالف بود مي‌تواند متهم به ترور ايشان باشد و فرق نمي‌كند چه كسي دست به ترور زده است و هر گروه و اشخاصي كه مخالف انديشه‌ها و ايده‌هاي شهيد حكيم بودند به‌نوعي در ترور ايشان سهيم بودند. در سطح خرد با توجه به اطلاعات جمع‌آوري شده دو سازمان مشاركت داشتند، يكي باقيمانده‌هاي رژيم بعث و ديگري گروه‌هاي تكفيري، به‌ويژه گروه زرقاوي كه خود نيز اعتراف كرده است و با توجه به اسامي افرادي كه در اين راستا فعاليت كردند اين مشاركت به‌خوبي نشان داده شده است. بنابراين دو گروه در ترور ناجوانمردانه‌اي كه باعث شهادت 126 نمازگزار، آيت‌الله حكيم و هتك حرمت حرم حيدري شد، دخيل بودند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها