
به گزارش خبرنگار ما، بيستم بهمن ماه سال 89 مأموران پليس شهرستان قرچك در جريان قتل زن جواني قرار گرفتند و راهي محل حادثه شدند. مأموران در نخستين گام با جسد زن 17 سالهاي به نام رؤيا روبهرو شدند كه با اصابت يك ضربه چاقو به پهلويش فوت شده بود. بررسيهاي اوليه نشان داد تازه عروس در مراسم پاگشا كه در خانه پدرشوهرش برگزار شده بود، با ضربه چاقوي شوهرش فريبرز كشته شده است.
عروسم جلوي چشمهايم فوت شد
پدر متهم وقتي از سوي مأموران بازجويي شد، گفت: سه روز قبل شيرينيخوران عروس و داماد بود و شب گذشته در محضر عقد كرديم و قرار بود چند ماه ديگر جشن عروسي برگزار شود. امروز عروس و داماد و عدهاي از اعضاي خانواده را به خانه دعوت كردم. در حال پذيرايي بودم كه صداي دلخراشي از داخل يكي از اتاقها شنيدم. وقتي به داخل اتاق رفتم با پيكر نيمهجان عروسم مواجه شدم. او با جملاتي بريده گفت كه فريبرز او را با چاقو زده است. در حالي كه شوكه شده بودم با پليس و اورژانس تماس گرفتم اما رؤيا جلوي چشمانم فوت شد.
شوخي خطرناك داماد
يكي ديگر از شاهدان گفت: داخل اتاق نشسته بودم كه فريبرز وارد خانه شد. وقتي به عروس نزديك شد، چاقويي از جيبش بيرون آورد و با شوخي به پهلوي عروس فشار داد.
رؤيا به او گفت شوخي نكن خطرناك است. ناگهان فريبرز چاقو را بالا برد و به پهلوي رؤيا زد و فرار كرد.
بازداشت داماد فراري
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، كارآگاهان متهم را بازداشت كردند. متهم در بازجوييها با اظهار پشيماني به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت: مدتي قبل با رؤيا آشنا شدم. چند روزي از آشنايي ما نگذشته بود كه پدرم اصرار كرد ازدواج كنم. در حالي كه به او علاقهاي نداشتم، با اصرار پدرم به محضر رفتيم و عقد كرديم. من او را دوست نداشتم و همان شب اول با رؤيا و مادرش درگير شدم. احساس كردم آنها مرا اذيت ميكنند به همين خاطر از دست آنها خيلي عصباني شدم و از رؤيا كينه به دل گرفتم.
شرح حادثه
داماد خطاكار ادامه داد: روز حادثه پدرم ما را به خانهاش دعوت كرد. همان روز به بازار رفتم و چاقويي خريدم و تصميم به قتل همسرم گرفتم. وقتي به خانه آمدم به سراغش رفتم و چاقو را از جيبم بيرون آوردم. رؤيا فكر ميكرد قصد شوخي دارم كه ناگهان ضربهاي به پهلويش زدم و فرار كردم.
بعد از كامل شدن بررسيها، متهم در بازجوييهاي بيشتر هم به جرم خود اقرار و صحنه جرم را بازسازي كرد. سرانجام مرد جوان از سوي بازپرس به اتهام قتل عمد مجرم شناخته شد و پرونده با صدور كيفرخواست به اتهام قتل عمد روي ميز هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. متهم در حالي كه وليدم براي او درخواست قصاص كرده بود، اظهارات اوليه خود را تكرار كرد. هيئت قضات بعد از ختم جلسه فريبرز را به قصاص محكوم كردند. حكم دادگاه بعد از تأييد در شعبه 33 ديوان عالي كشور براي سير مقدمات اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. بعد از انجام تشريفات قانوني اجراي حكم، فريبرز چند روز قبل در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار قرار گرفت.
در حالي كه طناب دار به گردن متهم آويخته شده بود، تيم صلح و سازش شعبه اجراي احكام دادسراي امور جنايي آخرين تلاشهاي خود براي جلب رضايت از اوليايدم انجام دادند.
لحظاتي بعد مادر مقتول طناب دار را از گردن متهم برداشت و با گذاشتن شرط، به او مهلت يك ماهه داد. بدين ترتيب متهم در صورتي كه در اين فرصت يك ماهه 300 ميليون تومان به اوليايدم پرداخت كند، از قصاص نجات پيدا ميكند وگرنه مجازات خواهد شد.