ابوي ميگويد: خب شنيدهام كه سيف در تلويزيون بشارت از تورم تك رقمي در سال 95 داده، نگفته چگونه؟
ميگويم: نه! اما گفته پيشنهاد رشوه 50 ميليارد دلاري به آقاي رئيس كل دادهاند. دام بوده و او در دام نيفتاده. شما هم نيفتيد. خوبيت نداره. اصولا زمين پر از دامچاله شده است.
ميگويد: خب در مورد چيزي نگفته؟ بالاخره بانكها كي بانك يك كشور اسلامي ميشوند؟ ميگويم: نه! يعني حرف زياد زده اما گفته ديگر در پرداخت سود سالانه در حق سپردهگذار اجحاف نخواهد شد... صبر كنيد چرا در مورد بانكداري اسلامي هم گفته در حال حاضر سعي ميكنم عبارت بانكداري اسلامي را به كار نبرم و به جاي آن از بانكداري بدون ربا استفاده كنم. اكنون در دستورالعملها و ضوابط اثري از ربا نيست. بانكها مابهالتفاوت نرخ سود را پرداخت ميكنند، گرچه در برخي شعب كمتوجهيهايي ميشود. در واقع حركت از بانكداري اسلامي به سمت بانكداري بدون رباست. مردم مقايسه ميكنند و ميگويند كه در فلان كشور غير اسلامي نرخ سود كمتر از كشور اسلامي ايران است. در پاسخ به آنها ميگويم كه بايد نرخ تورم را كنترل كنيم تا بانكداري بدون ربا خود را نشان دهد. ميگويد: يعني چه؟ او هم بازي با الفاظ را فرا گرفته؟ سيف اقتصاد خوانده يا حقوق؟ آيين بلاغت هم پاس كرده؟
ميگويم: يعني جوجه را سال 95 كه تورم تك رقمي شد ميشمارند. شما زياد وارد معقولات نشويد كه مجهولاتتان اضافهتر ميشود. آنوقت بايد بگرديد دنبال جمشيد بسمالله دلارفروش!
ميگويد: گفتي دلار فروش! نگفته پولهاي بابك زنجاني به چرخه اقتصادي برگشته يا نه؟ ميگويم: نه! اما گفته بابك زنجاني راننده نوربخش نبود. بايد كالبدشكافي بشود تا ببينيم كه چرا يك عده گفتهاند او راننده بوده است.
ميگويد: چرا پرت جواب ميدهي؟ اصلاً بگو ببينم بالاخره گفته كه توي اين يكسال چكار كرده سيف؟ ميگويم: گفته عمده اقدامات بانك مركزي در يك سال گذشته در دو موضوع رفع ابهامات بخشنامهها و ثبات ارز بوده است. ميگويم: پس خبري نيست. متن سخنراني از روي نوشته است كه خوانده. ما را بگو كه فكر ميكرديم، خانهدار ميشويم، با غذايمان نوشابه ميخوريم و شبها ستاره ميچينيم. در حمام شامپو به سرمان ميزنيم و صبحها به عوض نان ماليدن به پنير، پنير به نان ميماليم....
ميگويم: دير نشده. سيف گفته بخش مسكن در ركود است و توليد نميشود، نياز داريم كه طبقه متوسط بتواند براي تهيه مسكن برنامهريزي كند. ميگويد: يعني من برنامهريزي كنم. يعني ما برنامهريزي كنيم؟
ميگويم: با اين همه كاري كه كرده است لابد ميخواهيد او برنامهريزي كند. بله؟ آنها يك برنامهريز داشتند كه در صاحبخانه شدن موفق بود كه او هم گذاشت رفت. آنوقت بگوييد فرار مغزها نداريم. ميگويد: كه؟ نكند نهاونديان رفته امريكا؟ يك خبرهايي بود...
ميگويم: نه! خاوري را ميگويم. سيف گفته محمودرضا خاوري همكار سابق من در مسير غلطي گام برداشت و بدتر اينكه رفت. ميگويد: فقط كم مانده بود از توكلي و ستار عبدلي و نميدانم فلاني و فلاني هم حرف بزند. ميگويم: زده... ميگويد: بيخيال. برو كانال را عوض كن. هوا گرم شده حوصله ندارم. ميگويم: اين روزها و شبها كه تمام برنامههاي تلويزيون با مردان اقتصادي دولت قرق شده؟ كانال كولر را ميگويي؟ ميگويد: هيچي. شتر ديدي نديدي.