کد خبر: 665251
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۲
مروري بر چگونگي تجميع و تقسيم ارثيه كلان ثريا اسفندياري بختياري
در روزهاي گذشته خبري نشر يافت كه كمتر مورد توجه محافل خبري و رسانه‌ها قرار گرفت.
نيما احمدپور

داستان از اين قرار بود كه محكمه‌اي در شهر كلن آلمان، سرانجام پس از سپري شدن 13 سال از مرگ ثريا اسفندياري بختياري همسر شاه مخلوع، درباره ارثيه هنگفت و بادآورده او، رأي خود را صادر و اين اموال را، به سه بنياد خيريه در فرانسه واگذار كرد! ثريا اسفندياري يك سال قبل از مرگ، تابعيت آلمان را پذيرفت و بعد از مرگ نيز در مونيخ آلمان و در كنار پدر و مادرش دفن شد. او در سال 1991 وصيت كرده بود ارثيه كلان او در فرانسه به حراج گذاشته شود و درآمد حاصل از آن به سه بنياد خيريه فرانسوي داده شود. ثريا در وصيت‌نامه خود تأكيد كرده بود اين روند بايد در صورتي اجرا شود كه برادرش بيژن از خود فرزندي نداشته باشد. بيژن اسفندياري برادر ثريا، چند روز پس از درگذشت او فوت شد! و سرنوشت اموال بادآورده همسر سابق شاه، درهاله‌اي از ابهام فرو رفت. بعد از مرگ ثريا، زناني كه با برادر او زندگي كرده و از مردان ديگر صاحب فرزند بودند، از او شكايت و اعلام كردند از نظر اسلام فرزندان آنان فرزندان بيژن محسوب مي‌شود! و در نتيجه وصيت‌نامه ثريا شامل حال فرزندان آنها نيز خواهد شد! دادگاه كلن اعلام كرد در مورد وصيت‌نامه ثريا، قوانين اسلامي حاكم نيستند و دادگاه بر اساس قوانين آلمان تصميم خواهد گرفت. از آنجا كه بيژن اسفندياري هيچ‌وقت به‌طور رسمي ازدواج نكرده است و فرزندي ندارد، ارثيه ثريا به همان بنيادها سپرده خواهد شد.

داستان يك جدايي و تجميع يك ثروت بادآورده!

درباره علل و زمينه‌هاي جدايي ثريا اسفندياري از محمدرضا پهلوي، گمانه‌ها و تحليل‌هاي مختلف و متفاوتي وجود دارد. اگرچه روايت رسمي بر ناباروري و عقيم بودن وي متمركز است، اما پاره‌اي اخبار از آن حكايت دارند كه اعضاي خانواده شاه مخلوع با بيم از نفوذ ايل بختياري به دربار و محكم شدن جاي پاي آنان، با تلاش‌هاي پيگير خود، بين او و محمدرضا پهلوي جدايي افكندند. برخي نيز استحكام شخصيتي ثريا و برتري محسوس وي از اين بابت نسبت به شاه را، از عوامل شكل‌گيري روند اين جدايي عنوان مي‌كنند. با اين همه علت اين جدايي هرچه كه بود، ثريا اسفندياري بعدها در كتاب خود تحت عنوان «كاخ تنهايي» آن را اينگونه روايت مي‌كند: «در اواخر ژانويه 1958 (اواسط بهمن 1336) روزي شاه به من گفت كه خيلي افسرده به نظر مي‌رسم و بهتر است براي مدتي استراحت و تفريح به سن موريتز بروم. به فراست دريافتم كه او مي‌خواهد تصميمي را كه خود جرئت گفتن آن را به من ندارد، به‌وسيله ديگران ابلاغ كند. هيچ نگفتم. پيشنهادش را پذيرفتم و در فرصتي كه تا انجام مسافرت داشتم بعضي از وسايل شخصي و چيزهاي مورد علاقه خود را بسته‌بندي كردم. صدها نامه شخصي و مداركي را كه نمي‌خواستم به دست كسي بيفتد سوزاندم و روز 13 فوريه 1958 (24 بهمن 1336) يعني تقريباً در هفتمين سالگرد ازدواجمان با تشريفات بدرقه رسمي از طرف شاه و مقامات دولتي تهران را ترك گفتم. شاه با اتومبيلي كه شخصاً آن را رانندگي مي‌كرد مرا به فرودگاه رساند و چشمان اشك‌آلودش ضمن صحبت كوتاهي كه در اتومبيل با هم كرديم نشان مي‌داد خود او هم ديگر اميدي به بازگشت من ندارد. چند روز بعد شاه تلفني به من گفت شورايي براي رسيدگي به مسئله وراثت تاج و تخت تشكيل شده و او پيشنهاد كرده است غلامرضا يا عبدالرضا را به وليعهدي انتخاب كنند تا ما بتوانيم بدون دغدغه خاطر با هم زندگي كنيم، ولي هنوز نتوانسته‌ايم در اين مورد به نتيجه قطعي برسيم. روز 22 فوريه پدرم از كلن تلفن كرد كه مچ پايش شكسته و بستري شده است. ديگر منتظر خبري از تهران نشدم و با عجله بار سفر بستم و با مادر رهسپار آلمان شدم. شاه پس از حركت من چند بار تلفن كرده و گفته بود يك هيئت سه نفري براي مذاكره با من خواهد فرستاد. اعضاي اين هيئت كه عبارت بودند از عمويم اسعد بختياري، دكتر ايادي و سپهبد يزدان‌پناه چند روز بعد وارد كلن شدند و گفتند شورايي كه به دستور شاه براي حل مسئله جانشيني تعيين شده بود، پيشنهاد تعيين يكي از برادران ناتني اعليحضرت را به عنوان وليعهد رد كرده است. گفتم: «پس اعليحضرت براي چه شما را به اينجا فرستاده است؟» دكتر ايادي گفت:«ما هيئت آخرين اميد هستيم....» گفتم: «اين آخرين اميد شما چيست؟» گفتند: «به موجب قوانين اسلامي اعليحضرت مي‌توانند همسر ديگري اختيار كنند كه وليعهدي براي ايشان به دنيا بياورد. اگر با اين امر موافقت كنيد مقام و موقعيت شما به عنوان همسر اول اعليحضرت و ملكه ايران محفوظ خواهد ماند.» حيرت‌زده به صورت آنها نگاه كردم و گفتم: «چطور به خودتان اجازه مي‌دهيد چنين پيشنهادي به من بكنيد؟ در حالي كه خودتان هم مي‌دانيد هرگز به چنين راه‌حلي رضايت نخواهم داد. به علاوه چنين پيشنهادي قبلاً هم عنوان شده است و آن را نپذيرفته‌ام.» سپهبد يزدان‌پناه گفت: «مادر اعليحضرت هم به شوهرشان اجازه دادند بعد از ايشان دو همسر ديگر اختيار كنند.» گفتم: «زمانه عوض شده است و من طور ديگري فكر مي‌كنم.» در اينجا عمويم وارد صحبت شد و گفت: «ولي مقام و موقعيت شما هيچ تغييري نخواهد كرد.» باز هم جواب رد دادم. اعضاي هيئت ظاهراً ادامه بحث را بي‌فايده ديدند و سرانجام سپهبد يزدان‌پناه گفت: «چرا خود علياحضرت به تهران برنمي‌گرديد تا خودتان اين مسئله را با اعليحضرت حل كنيد؟» ديگران هم نظر او را تأييد كردند، ولي گفتم: «ما قبلاً وقت زيادي براي صحبت درباره اين مسئله داشتيم.

گفت‌وگوي اضافي چيزي را حل نخواهد كرد.» بعد از بازگشت هيئت به تهران، شاه روز پنجم مارس (14 اسفند 1336) براي آخرين بار به من تلفن كرد و از من خواست درباره پيشنهادي كه شده است بيشتر فكر كنم و افزود اين تنها راه‌حل ممكن براي دوام‌ زناشويي ماست. من گفتم فكرهايم را كرده‌ام و نمي‌توانم در تصميمم تجديد نظر كنم. روز چهاردهم مارس (23 اسفند 1336) شاه بدون اينكه دوباره به من تلفن كند تصميم خود را به جدايي از من اعلام كرد. چند روز بعد نامه‌اي از او به دستم رسيد كه در آن مراتب تأسف و اندوه خود را از اتخاذ چنين تصميمي اعلام كرده بود. به اين نامه پاسخ ندادم و فكر نمي‌كنم او هم انتظار پاسخي از من داشت.»

روايت‌هاي رسمي، نمايشي براي يك پايان مسالمت آميز

رسانه‌هاي وابسته به دربار در روزهاي اعلام خبر طلاق ثريا اسفندياري تلاش داشتند تا با رپرتا‍ژهاي حساب شده، ماجراي اين جدايي را به شكلي آبرومندانه رفع ورجوع كنند والبته چاشني‌اي از تاثر شاه واعضاي خانواده او كه از مسببان اصلي اين طلاق بودند را نيز برآن بيفزايند. به عنواني نمونه مجله خواندني‌ها درهمان روزها دراين باب نگاشته است: «شاهنشاه كه تا روز جمعه گذشته درباره امضاي اسناد طلاق ملكه ثريا اقداماتي نفرموده بودند، بالاخره عصر روز شنبه اين اسناد امضا فرمودند. خبرگزاري‌هاي خارجي صبح روز يك‌شنبه اطلاع دادند كه آقاي حسين علاء وزير دربار شاهنشاهي نيز اين خبر را تأييد كرده و اظهار داشته‌اند كه تشريفات در حضور امام جمعه تهران و آقاي ميراسكندري سردفتر رسمي دربار به انجام رسيده و به فرمان شاهنشاه، دكتر محمدعلي هدايتي وزير دادگستري مأموريت يافت كه به آلمان مسافرت نموده اسناد را در كلن به ملكه ثريا تسليم نمايد. دكتر هدايتي بعدازظهر روز يك‌شنبه (پريروز) به اتفاق سرتيپ نصيري فرمانده لشكر گارد شاهنشاهي با هواپيماي لوفت‌هانزا تهران را به مقصد كلني ترك گفتند. فرستادگان شاهنشاه حامل فرماني از اعليحضرت همايوني هستند كه طي آن به ملكه ثريا عنوان «پرنسس» كه معادل «والاحضرت» مي‌باشد اعطاء شده است. به ملكه سابق ايران ماهيانه در حدود سي‌هزار تومان مقرري داده مي‌شود و پرنسس ثريا مادامي كه ازدواج نكرده‌اند از اين مقرري استفاده خواهند كرد. مهر ملكه سابق نيز كه نيم ميليون تومان بود به فرمان شاهنشاه يك ميليون تومان پرداخت شده است. مقداري از جواهرات و اثاثيه و لباس ملكه ثريا به آلمان فرستاده شده و بقيه نيز به تدريج ارسال خواهد شد».

روزنامه فرمان نيز دريكي از شماره‌هاي خود درآن روزها از قول اشرف پهلوي آورده است: «درام شاه و ثريا، دربار ايران را نيز مانند تمام جهان منقلب و متاثر كرد. در اين خصوص مقالات و خبرهاي متعددي نوشته و خيلي چيز‌ها گفتند ولي حقيقت بسيار ساده و در عين حال تاثرآور بود. برادر من قبل از اتخاذ اين تصميم مدت طولاني تامل و تفكر كردند و سرانجام به اين فداكاري رضايت دادند! اين كار هم مانند كارهاي مشابه آن يك تصميم تاريخي بود. وظيفه سلطنت آسان نيست. من ثريا را خيلي دوست مي‌داشتم! او به علت مسافرت‌ها و زيبايي خود محبوبيت جهاني پيدا كرد و محبت و احترام كليه افراد خاندان سلطنتي ايران را به خود جلب نمود. چون او يك همسر كامل و مخصوصا يك ملكه به تمام معني بود. برادر من عشق خود را فدا كرده تا دوباره ازدواج كند ولي تاكنون صحبتي از نامزد جديد به ميان نيامده و هرچه در اين مورد گفته شود نادرست است. شاهنشاه و افراد فاميل او دل و حوصله آن را ندارند كه براي ملكه‌اي كه غيبتش در تمام تهران احساس مي‌شود! و همه را غمزده و متاثر كرده! جانشيني بيابند».

راز مگو، تداوم رابطه پس از طلاق!

ثريا اسفندياري در خاطرات و گفت‌‌وگوهايش، هر‌گونه ارتباط با شاه را پس از جدايي از وي تكذيب كرده، ولي قرائن بسياري در دست است كه نشان مي‌دهد او در اين‌باره حقيقت را كتمان مي‌كرد و ظاهراً به قولي كه به شاه داده بود، حتي پس از مرگ وفادار ماند و راز مكاتبات، تماس‌هاي تلفني و ملاقات‌هاي پنهاني خود را با شاه افشا نكرد. با اين همه اردشير زاهدي در مصاحبه‌اي كه روز چهارم آبان 1380، فرداي روز اعلام مرگ ثريا در آپارتمانش در پاريس، از راديو بي. بي. سي پخش شد روايت ديگري دارد كه اگر حرف او را باور كنيم، ثريا موضوع مسافرت خود را به قاهره در آخرين روزهاي عمر شاه كتمان كرده است. اردشير زاهدي مي‌گويد: «ثريا اصرار داشت شاه را در روزهاي آخر عمرش ببيند و براي ديدن او به قاهره آمده بود. پيغام او را به شاه رساندم و گفتم: والاحضرت ثريا مي‌خواهد شما را ببيند. شاه از آمدن ثريا به قاهره و عاطفه و احساس او خوشحال شد، ولي گفت در اين حال نمي‌خواهم او را ببينم، بگو چند روزي در قاهره بماند تا شايد حالم بهتر شود و در كاخ قبه با او ملاقات كنم...ولي حال شاه بهبود نيافت و ديگر به كاخ قبه برنگشت....» اردشير زاهدي در همين مصاحبه ضمن تأييد اين مطلب كه واسطه ارتباط و مكاتبه بين شاه و ثريا بوده است، به نكته‌اي اشاره كرد كه از عمق اين رابطه كه فراتر از حد مكاتبه و گفت‌وگوي تلفني به نظر مي‌رسد، حكايت مي‌كند. اردشير زاهدي گفت: «درباره روابط شاه و ثريا مطالبي مي‌دانم كه بايد با خود به گور ببرم، زيرا اسرار خانوادگي و بسيار محرمانه است كه افشاي آن را مصلحت نمي‌دانم!»

ملكه مطلقه و توقعات كلان او از شاه!

ثريا اسفندياري پس از طلاق از شاه نيز، از او توقعات مالي كلاني داشت كه البته در فضاي علني آن را بر زبان نمي‌آورد و هر وقت از شاه چيزي مي‌خواست آن را از طريق اسدالله علم يا اردشير زاهدي با او در ميان مي‌گذاشت. در يادداشت‌هاي علم به دو مورد از اين توقعات اشاره شده است: «دوشنبه 22 دي (1354)...ملكه سابق ثريا نامه‌اي نوشته و درخواست كرده است برايش آپارتماني در پاريس بخريم! شاه موافقت كرد و به من دستور داد ترتيبات لازم را بدهم.»

دوشنبه 30 آبان (1355)...گزارش دادم ثريا ملكه سابق وضع مالي وخيمي دارد و تقاضاي مقرري ماهانه‌اي بالغ بر شش هفت هزار دلار كرده است! شاه گفت: با آن همه پولش چه كرده است؟ همين چندي پيش بود كه 5/1 ميليون دلار براي او فرستاديد، آن پدر مفت‌خورش هر چه دارد از او مي‌گيرد و فرصت‌هاي او را براي خوشگذراني نابود مي‌كند...!»

مروري بر مطالب همين چند سطر از يادداشت‌هاي علم سطح توقعات ثريا و دست و دلبازي شاه را در برابر خواست‌هاي او نشان مي‌دهد. ثريا آپارتماني در پاريس از شاه مي‌خواهد كه شاه بدون چون و چرا مي‌پذيرد و آپارتماني در گران‌ترين نقطه پاريس براي وي خريداري مي‌شود كه ثريا سال‌هاي پاياني عمر خود را در آن به سر برد. اين آپارتمان به‌طوري كه مجله پاري‌ماچ نوشته است 400 مترمربع وسعت داشته و در شمار شيك‌ترين و گران‌قيمت‌ترين آپارتمان‌هاي پاريس بوده است! محمودطلوعي تاريخ پژوه و نويسنده اثر «زيباي تنها» در اين‌باره تحليلي شنيدني دارد: «اسدالله علم مي‌نويسد: چون ثريا «وضع مالي وخيمي دارد!» مقرري ماهانه‌اي بالغ بر شش هفت هزار دلار از شاه خواسته است. شش هفت هزار دلار، چندين برابر متوسط مخارج زندگي در پاريس آن روز بود كه شاه با پرداخت آن موافقت مي‌كند و در ضمن از علم مي‌پرسد: پس با آن يك ميليون و پانصد هزار دلار پولي كه به‌تازگي برايش فرستاديم چه كرده است؟ اين يك و نيم ميليون دلار با توجه به فاصله زماني درخواست ثريا براي خريد آپارتمان و يادداشت علم كه يك سال بعد از آن نوشته شده است، نمي‌تواند مربوط به پول آپارتمان باشد و احتمالاً ثريا اين پول را براي خريد وسايل آپارتمان خود از شاه خواسته بود كه در يادداشت‌هاي علم به آن اشاره نشده است و معلوم مي‌شود پرداخت‌هاي ديگري هم در كار بوده كه علم به آن اشاره نكرده يا از آن اطلاع نداشته است.»

حاتم بخشي شاه به همسر سابق خويش پس از مرگ!

يك ماه پس از مرگ شاه، وكيل سوئيسي او با ثريا اسفندياري تماس گرفت و به او اطلاع داد كه طبق وصيت‌نامه رسمي شاه كه در اختيار اوست، ماهانه 300 هزار فرانك مادام‌العمر به او پرداخت خواهد شد و علاوه بر آن، شاه ارثيه قابل توجهي نيز براي او در نظر گرفته كه پس از انجام تشريفات قانوني به وي پرداخت خواهد شد! ثريا كه نگران وضع مالي و مخارج سنگين زندگي اشرافي خود پس از مرگ شاه بود، از اطلاعاتي كه آن وكيل سوئيسي شاه در اختيارش گذاشت خوشحال شد. وكيل شاه سرانجام ارثيه هنگفتي را كه شاه براي همسرسابق خود در نظر گرفته بود به حساب وي واريز كرد. رقم اين ارثيه «40 ميليون دلار» بود كه ثريا را شوكه كرد! او از افشاي اين مطلب كه مي‌توانست خيلي‌ها را به فكر تصاحب آن بيندازد و امنيت و آسايش او را سلب كند، خودداري كرد و از وكيل سوئيسي شاه نيز ـ كه خود نيز او را به عنوان وكيل خود تعيين كرده بود ـ خواست كه اين موضوع را كاملاً محرمانه نگاه دارد. موضوع اين ميراث هنگفت پس از مرگ ثريا فاش شد، ولي هنوز هم هيچ‌كس به درستي نمي‌داند ثريا با اين پول چه كرده و چقدر از آن باقي مانده است! احتمالاً ثريا قسمتي از اين پول را براي سرمايه‌گذاري در اختيار برادرش گذاشته بود، زيرا بيژن برادر ثريا، در سال‌هاي پاياني حيات، سرمايه هنگفتي را در بازار سهام اروپا به كار انداخته بود كه منشأ آن جز پولي كه ثريا در اختيار او گذاشته بود، نمي‌توانست باشد، زيرا خليل اسفندياري، پدر ثريا و بيژن زندگي متوسطي داشت و نمي‌توانست چنان ثروتي براي پسرش به ارث گذاشته باشد. ثريا از ثروت تازه‌اي كه به دست آورده بود ويلاي بزرگي هم در مربلا خريد كه تابستان‌ها را بيشتر در آنجا زندگي مي‌كرد. وي قسمتي از ثروتش را صرف امور خيريه و كارهاي فرهنگي كرد و در 10 سال آخر عمر بيشتر وقتش را در گوشه تنهايي صرف مطالعه و نوشتن مي‌كرد.

مرگ بيژن اسفندياري و چالش ارثيه هنگفت

بيژن اسفندياري، برادر كوچك‌تر ثريا كه در آلمان به كار تجارت اشتغال داشت، به محض آگاهي از مرگ خواهرش به پاريس رفت و در مراسم تشييع جنازه و خاكسپاري او شركت جست، ولي دو روز بعد سكته كرد و درگذشت! بيژن كه چهار سال كوچك‌تر از ثريا بود بيش از يك هفته پس از مرگ خواهرش زنده نماند و مرگ ناگهاني او نيز شايعاتي را به دنبال داشت كه صحت و سقم آن هنوز روشن نشده است. يكي از شايعاتي كه بر سر زبان‌ها افتاد اين بود كه او را براي تصاحب ميراث ثريا كشته‌اند، زيرا بيژن نه تنها وارث قانوني ثريا به شمار مي‌آمد، بلكه ميليون‌ها دلار ثروت نقدي ثريا را هم در اختيار داشت و در واقع با پول او تجارت مي‌كرد. اين شايعه مقرون به حقيقت نيست، زيرا آزمايش‌هاي پزشكي پس از مرگ بيژن، مرگ او را طبيعي و ناشي از سكته قلبي نشان مي‌داد. آنچه بيشتر مي‌تواند به حقيقت نزديك باشد، اين است كه سكته او بر اثر شوك ناشي از مرگ خواهرش و سقوط شديد ارزش سهام است! كار اصلي بيژن خريد و فروش سهام بود و با سقوط شديد ارزش سهام در سال 2001، به‌خصوص پس از واقعه 11 سپتامبر، ثروت بيژن كه قسمت اعظم آن متعلق به ثريا بود، به كمتر از يك‌پنجم ارزش سهام وي در آغاز سال 2001 كاهش يافت. پس از مرگ بيژن اسفندياري بختياري كه وارث قانوني به شمار مي‌آمد، بستگان دور و نزديك ثريا و بيژن براي تصاحب باقيمانده ثروت آنها به مراجع قضائي فرانسه مراجعه كرده‌اند. علاوه بر آنها دختري هم مدعي شده بود فرزند ثرياست كه با توجه به نازايي ثريا ادعايش پذيرفته نشد. ميزان دقيق موجودي نقدي و ارزش اموال غيرمنقول ثريا و برادرش هيچگاه دقيقاً اعلام نشد و رسيدگي به دعاوي مدعيان وراثت آنها نيز نهايتاً در روزهاي گذشته به فرجام رسيد و پرونده بخشي از اموال ملت ايران كه از سوي محمدرضا پهلوي به همسر سابقش حاتم بخشي شده بود، بسته شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها