
دو جعبه سياه FDR و CVR كه اطلاعات مربوط به موتور هواپيما و مكالمات خلبان با برج مراقبت را ثبت ميكند حالا بايد از سوي كارشناسان اوكرايني بررسي شود. معاون وزير راه و شهرسازي از مكاتبه با كشور سازنده براي بازخواني جعبههاي سياه هواپيما خبر داد و گفت: هنوز جعبههاي سياه باز نشده است اما كارشناسان ايراني توانايي بازخواني اطلاعات جعبههاي سياه را دارند.
احمد مجيدي ادامه داد: باز كردن جعبه سياه و خواندن اطلاعات آن روال خاصي دارد و طبق مقررات به كشور سازنده هواپيما اطلاع داده ميشود و آنها در صورت ضرورت، نمايندگاني به ايران اعزام ميكنند. وي گفت: اينگونه نيست كه ما رأساً بتوانيم جعبه را باز كنيم چون به هر حال مدعي هستند براي اينكه وقتي هواپيمايي سقوط ميكند در اصل كشور سازنده مورد اتهام قرار ميگيرد.
قاضي محمد شهرياري، نماينده دادستان تهران درباره آخرين وضعيت پرونده سقوط هواپيما به خبرنگار ما گفت: بعد از وقوع حادثه مديرعامل شركت سپاهاناير به دادسراي ويژه قتل احضار شد و صبح روز سهشنبه مورد تحقيق قرار خواهد گرفت.
سرپرست دادسراي امور جنايي ويژه قتل درباره آخرين وضعيت قربانيان هم گفت: تمام اجساد به پزشكي قانوني منتقل شد تا بعد از انجام آزمايش «دياناي» تحويل خانوادههايشان شوند. وي ادامه داد: تا كنون تعدادي از خانوادهها براي انجام اين آزمايش به پزشكي قانوني مراجعه كردهاند و از آنجايي كه اين آزمايش 48 ساعت زمان ميبرد، از بستگان درجه يك خانوادهها ميخواهيم زودتر به پزشكي قانوني مراجعه كنند.
جسد گمشده نداريم
قاضي محمد شهرياري با اشاره به اينكه تمام اجساد كشف شدهاند و ما هيچ جسد گمشدهاي نداريم، گفت: تحقيقات ابتدايي درباره حادثه انجام شده و همزمان با بررسي جعبه سياه، تحقيقات تكميلي ادامه دارد.
مشاهدات خبرنگار ما در بيمارستان
در اين حادثه 9 نفر از مسافران به شدت مصدوم شدند كه امدادگران آنها را به بيمارستان منتقل كردند. از آنجايي كه 8 نفر از مصدومان دچار سوختگي شده بودند، براي ادامه درمان به قسمت سوختگي بيمارستان مطهري منتقل شدند. خبرنگار ما صبح ديروز در بيمارستان مطهري حاضر شد و توانست با زوج مسافر، به نامهاي امير مزرعتي و شهربانو شوكتنيا – مستندساز صدا و سيما – كه به طرز معجزهآسايي از پرواز مرگ نجات يافته بودند، گفتوگو كند.
حرفهاي زوج مستندساز
امير كه از ناحيه پا دچار سوختگي شده بود به خبرنگار ما گفت: ما يك گروه مستندساز هستيم كه براي صدا و سيما كار ميكنيم. شب قبل از حادثه من و همسرم همراه برادرم مصطفي و همراه همسرش زهره، از كاشان به تهران آمديم تا براي تهيه مستند به طبس سفر كنيم. صبح روز حادثه وقتي در فرودگاه مهرآباد به هواپيما نزديك شديم، با ديدن هواپيماي كوچك 140 كه از نوع ملخي است، شوكه شديم. اين هواپيما اصلاً هيچ شباهتي به هواپيماي مسافربري نداشت. از همان اول دلشوره به سراغم آمد، اما بايد ميرفتيم و در طبس كار مستند را آغاز ميكرديم، به همين خاطر سوار شديم. من و همسرم در صندلي رديف پنجم سمت چپ نشستيم و برادرم و همسرش در صندليهاي سمت راست نشستند. لحظاتي بعد خلبان ضمن خوشامدگويي اعلام كرد كه هواپيما به زودي پرواز ميكند. همگي كمربندها را بستيم و هواپيما از باند فرعي به سوي باند اصلي حركت كرد.
زماني كه وحشت به سراغم آمد
مرد هنرمند در ادامه گفت: همان لحظه حركت از باند فرعي احساس كردم هواپيما تعادل ندارد، چون تكانهاي شديدي خورد تا اينكه در ابتداي باند اصلي توقف كرد. وي ادامه داد: هواپيما در باند اصلي سرعت گرفت اما باز هم توقف كرد و ملخها به حالت عادي برگشتند. ثانيهاي بعد خلبان دوباره به ملخهايش سرعت داد و شروع به حركت كرد. هنوز 200 متر در باند حركت نكرده بود كه متوجه شدم دماغه هواپيما رو به آسمان شد و هواپيما بلند شد. به نظرم عجيب بود كه هواپيما هنوز سرعت زيادي نگرفته، تك آف زد و از روي زمين بلند شد. در حالي كه به آسمان بلند شده بود همه مسافران احساس كردند كه هواپيما تعادل ندارد و به سمت چپ و راست منحرف ميشد. لرزهها و تكانهاي شديد ادامه داشت و بين مسافران همهمهاي برپا شد. در اين لحظه من كه كنار پنجره بودم كاملاً ديدم كه ملخ سمت چپ هواپيما از كار افتاد و حركت نميكند و هواپيما با يك ملخ بلند شد و به راهش ادامه داد. ثانيهاي نگذشته بود كه هواپيما به لرزه افتاد. احساس كردم كه وحشت و ترس تمامي مسافران را فراگرفته است.
فكر كردم مردهام
امير در ادامه گفت: هواپيما به سمت راست منحرف شد و در حالت واژگوني قرار گرفت. فرياد مسافران بلند شد و احساس كردم همه روي هم ريختند. لحظات سختي را تجربه كردم. وقتي هواپيما به سمت راست رفت با مانعي برخورد كرد و بالش جدا شد و ناگهان سقوط كرد. بعد از سقوط فكر كردم مردهام و روحم در هواپيما است اما وقتي صداي زنم را شنيدم كه درخواست كمك ميكرد، فهميدم زندهام. با زحمت زياد وسايل كنارم را كه جلوي مرا گرفته بود، كنار زدم و به سرعت همسرم را كمك كردم و از قسمت بال هواپيما به بيرون منتقل كردم. بعد صداي برادرم را شنيدم كه درخواست كمك ميكرد. دوباره به داخل هواپيما رفتم و ابتدا محمدپارساي كوچولو- پسر برادرم- را برداشتم و در بيرون به همسرم تحويل دادم. وقتي براي دومين بار به داخل هواپيما رفتم، داخل هواپيما آتش گرفته بود. مسافران با داد و بيداد و بعضي هم با ناله درخواست كمك داشتند اما در آن لحظه هيچ كس نبود كه به كمك آنها بيايد. وقتي به برادرم مصطفي نزديك شدم، پيراهنش آتش گرفته بود و از شدت سوختگي ناله ميكرد. بلافاصله خودم را روي او انداختم تا آتش را خاموش كنم. آتش را خاموش كردم و او را به بيرون منتقل كردم.
آن انفجار مهيب
مرد نجاتيافته در ادامه به خبرنگار ما گفت:براي سومين بار به داخل هواپيما رفتم. ديدم همسر برادرم ميان آهنپارهها گرفتار شده است. به زحمت توانستم او را به بيرون منتقل كنم. وقتي براي كمك به مسافران ديگر برگشتم صداي گريه و ناله و كمك در گوشم بود. ناگهان هواپيما منفجر شد و صداي مهيبي همراه با دو آتش فضا را فرا گرفت. سختترين لحظه زندگيام رقم خورد و با اينكه صداي مسافران در گوشم ميپيچيد نتوانستم به كمك مسافران بروم. بعد از اين ديگر همه صداها به جز صداي آتش خاموش شد و از مسافران ديگر صدايي بلند نشد و همه مقابل چشمان ما سوختند.
امدادگران دير رسيدند
مرد جوان درباره حضور امدادگران ميگويد: در حالي كه از درد سوختگي و كوفتگي بدن به خود ميپيچيدم، صداي نالههاي برادر و زن برادرم را كه به شدت سوخته بودند، ميشنيدم. تا اينكه بعد از 20 دقيقه از سقوط مرگبار، امدادگران و عوامل اورژانس از راه رسيدند. مرا به همراه تعداد ديگري از مصدومان كه يك نفر هم بعد از بيرون آمدن از هواپيما فوت شده بود، به بيمارستان پيامبران منتقل كردند.
معجزه خدا بود
مرد نجاتيافته با گلايه از دير آمدن امدادگران گفت: من نجات خودم و همسرم را معجزه خداوند ميدانم اما از اينكه نتوانستم براي نجات جان ديگر مسافران كاري كنم، شرمنده شدم و خاطره بدي برايم رقم خورد.اي كاش هواپيما منفجر نميشد و ميتوانستم جان تعداد ديگري از مسافران را نجات دهم.
تابوت مرگ
امير در پايان گفت: به نظر من اين هواپيما اصلاً شبيه هواپيماي مسافربري نبود و بيشتر شبيه تابوت مرگ بود.
حرفهاي همسر امير
شهربانو شوكتنيا، همسر امير كه او هم دچار سوختگي و كوفتگي بدن شده بود به خبرنگار ما گفت: خدا را شكر ميكنم كه من و همسرم و تعدادي ديگر از مسافران از اين پرواز مرگبار نجات يافتيم اما اي كاش مسافران ديگر هم نجات پيدا ميكردند و اين سرنوشت تلخ براي آنها رخ نميداد. او گفت: از همان ابتداي پرواز كه هواپيما تكان خورد همه نگران بودند و وقتي هواپيما به سمت پايين منحرف شد، من از ترس متوجه هيچ چيز نشدم تا اينكه همسرم مرا به بيرون از هواپيما برد.
هنوز وحشتزدهام
وي در حالي كه اشك در چشمانش حلقهزده بود، گفت: هنوز از اين پرواز احساس ترس و وحشت دارم و دعا ميكنم مصدومان ديگر اين حادثه هم هر چه زودتر بهبود يابند و به آغوش خانوادههايشان برگردند. وي در پايان براي خانوادههاي داغدار اين حادثه آرزوي صبر كرد.
خانواده هنرمند
آقاي شكاري، برادر زهره شكاري كه از كاشان به تهران آمده بود تا در جريان وضعيت بهبودي خواهر، شوهرخواهر و خواهرزاده كوچولواش قرار گيرد، به خبرنگار ما گفت: خواهرم به همراه همسرش مصطفي مزرعتي و امير مزرعتي و شهربانو شوكتنيا و دو نفر ديگر، يك گروه مستندسازي شش نفره هستند. داماد ما كارگردان و برادرش امير، نويسنده و تهيهكننده بود. دو نفر از گروه آنها قرار بود از طريق قطار به طبس بروند و اين چهار نفر به همراه محمدپارساي يك و نيم ساله – پسر خواهرم – روز حادثه با هواپيما عازم طبس بودند كه اين حادثه مرگبار رخ داد. وي گفت: اين گروه قبل از اين مستند ديار ماندگار را ساخته بودند و قرار بود براي ساخت مستند شهرستان طبس عازم اين شهر شوند. متأسفانه در اين حادثه خواهرم و شوهرش به شدت دچار سوختگي شدهاند به طوري كه به من اجازه ملاقات ندادند اما محمدپارسا حالش خوب است و براي مادر و پدرش بيتابي ميكند. وي در پايان گفت: از مردم درخواست دارم دعا كنند و از خدا بخواهند تا حال خواهر و شوهر خواهرم رو به بهبودي رود و محمدپارسا بتواند مادر و پدرش را در آغوش بگيرد.
تقدير از پزشكان بيمارستان
پدر و مادر مصطفي و امير هم گفتند: ما از تيم پزشكي و پرستاران بيمارستان مطهري تشكر ميكنيم چون سعي و تلاش زيادي براي بهبودي فرزندان ما انجام دادند. پدر امير گفت: خوشبختانه امير و همسرش و محمدپارسا حالشان خوب است اما مصطفي در حالت نيمهبيهوشي قرار دارد و همسرش هنوز بيهوش است كه اميدواريم اين دو نفر هم هرچه زودتر حالشان خوب شود.
حرفهاي پدر عابدزاده
پدر محمد عابدزاده هم كه از طبس به تهران آمده بود، گفت: خوشبختانه پسرم و همسرش حالشان خوب است و در حال حاضر تحت مراقبت پزشكي هستند. محمد علاوه بر كوفتگي بدن هشتدرصد سوختگي دارد كه جاي نگراني نيست و فكر ميكنم به زودي از بيمارستان مرخص شوند. وي ادامه داد: پسرم دانشجوي دكتراي مديريت صنايع در تبريز است و در شهرستان طبس هم دفتر بيمه ايران دارد. روز حادثه آنها از تبريز به تهران آمدند تا با هواپيما به طبس برگردند كه اين اتفاق افتاد.
هزينه همه مصدومان بر عهده شركت سپاهان اير
صبح ديروز همچنين يك تيم پزشكي هم از شركت سپاهان اصفهان براي بازديد و پيگيري روند درمان مصدومان به بيمارستان مطهري آمدند. سر گروه اين تيم به خبرنگار ما گفت: بعد از اين اتفاق ناگوار بلافاصله شركت سپاهان تيمي را براي پيگيري وضعيت مصدومان مشخص كرد و من در رأس اين تيم به تهران آمدم. وي با ارزيابي مثبت از روند درمان مصدومان گفت: شركت تمام هزينه مصدومان را بر عهده گرفته است و از اين بابت خانوادههاي مصدومان اين حادثه هيچ نگراني ندارند و ما به آنها اطمينان دادهايم كه تا آخر با آنها هستيم.
حضور وزير بهداشت در بيمارستان
در ادامه اين بازديدها وزير بهداشت هم با مصدومان ملاقات كرد و پيگير وضعيت مصدومان شد.
آخرين وضعيت مصدومان
دكتر پرويز نمازي، مدير پرستاري بيمارستان مطهري درباره آخرين وضعيت مصدومان حادثه به خبرنگار ما گفت: بعد از حادثه هشت زخمي به بيمارستان منتقل شدند و تحت درمان قرار گرفتند. وي با بيان اينكه بيماران شامل يك كودك يك و نيم ساله و دو زن و پنج مرد هستند، گفت: در حال حاضر سه نفر از بيماران كه دو مرد و يك زن هستند، وضعيت وخيمتري نسبت به ديگر مصدومان دارند و به همين خاطر در بخش آي سي يو تحت مراقبتهاي ويژه هستند و پنج مصدوم ديگر وضعيت جسمانيشان بهتر است و در بخش سوختگي تحت مراقبت پزشكان هستند. وي در پايان گفت: ما تمام سعي و تلاش خودمان را براي بهبودي هرچه زودتر مصدومان انجام ميدهيم.