روشن است كه كارنامه فرجيدانا در همين مدت كوتاه تصدي او بر وزارت علوم، كارنامه مطلوبي نيست. از اين رو نگراني نمايندگان مردم در اين باره بجا به نظر ميرسد. به كارگيري افراد پرحاشيه در مناصب مختلف اين وزارتخانه و رياست دانشگاهها، يكي از نقاط تاريك كارنامه وزير است. حضور اين گونه افراد كه سابقه سياسي چندان روشني ندارند و گرايشات سياسيشان بر سلامت رفتار مديريتي آنها سايه انداخته است، قطعاً موجب به انحراف رفتن برنامههاي اصلي وزارت علوم خواهد شد. عزل و نصبهاي متعدد و عجيب و غريب در دانشگاهها اين پيام را ميرساند كه گويي نيت ديگري پشت اين تغييرات است. همچنين بازگرداندن عدهاي از دانشجويان مسئلهدار كه به دليل قانونشكني و... از حريم دانشگاه كنار گذاشته شده بودند، زنگ هشداري است براي به حاشيه بردن فضاي دانشگاهي كشور. اما به رغم تأييد همه اين دغدغهها و نگرانيها، به نظر ميرسد «استيضاح» گزينه مناسبي براي مقطع زماني كنوني نباشد. نگارنده معتقد است به دلايلي، استيضاح وزير علوم نه تنها نميتواند موجب رفع نگرانيهاي نمايندگان محترم شود بلكه حتي باعث ايجاد هزينههايي خواهد شد.
«رضا فرجيدانا» اگرچه رسماً و قانوناً بر كرسي رياست وزارت علوم نشسته است اما چينش آدمهاي اطراف او چون «توفيقي» نشان ميدهد وزارت علومِ دولت يازدهم توسط طيفي خاص در حال اداره شدن است. طيفي كه چه «فرجيدانا» وزير باشد و چه نباشد، نبض اين وزارتخانه را در دست دارند، بنابراين در صورت بركناري و استيضاح وزير هم، اين جريان به مشي خويش ادامه خواهد داد.
در همين مدتِ مطرح شدن بحث استيضاح، چه شخص وزير و چه مجموعه دولت و چه برخي رسانهها، به جاي اينكه پاسخگوي اقدامات منفي وزارت علوم باشند و درصدد جبران اين عملكرد نادرست برآيند، با دست گرفتن موضوع استيضاح، به تظلمخواهي برخاستهاند و دادِ مظلوميت سر ميدهند كه: «دولت يازدهم و وزرايش زير فشار مجلس هستند. عدهاي نميگذارند ما كار كنيم.» در واقع شفافسازي درباره آنچه در اين مدت بر سر اين وزارتخانه گذشته، جاي خود را به نمايشهاي رسانهاي داده است؛ نمايشهايي كه سعي ميكنند چهرهاي «سياسيكار» از نمايندگان مردم نشان دهند و اينگونه وانمود كنند كه نمايندگان، صرفاً به دنبال تسويهحسابهاي سياسي هستند. به يقين اين فضاي تبليغاتي و رسانهاي و اين تظلمخواهيها پس از استيضاح، چند برابر خواهد شد.
به دليل عدماطلاع بدنه مردم از واقعيتِ آنچه در مجموعه وزارت علوم در حال اتفاق است، افكار عمومي جامعه، دچار سؤالاتي از اين استيضاح خواهد داشت. همه اين مسائل، دلايلي هستند كه ميتواند نمايندگانِ خواستار استيضاح را به سمت اين تصميم ببرد تا فرصت دوبارهاي به وزير علوم بدهند؛ فرصتي كه وزير در آن به اهداف و برنامههاي اصلي وزارتخانهاش بپردازد؛ اهدافي كه در سخنان اخير رهبر انقلاب در جمع اساتيد دانشگاه، باز هم تكرار شد: «آنچه من را دچار دغدغه ميكند، اين است كه اين حركتمان (حركت علمي كشور) هنوز به نقطه ثبات نرسيده است. ما مثل كسانى هستيم كه در يك سراشيبى تند، داريم به طرف بالا حركت ميكنيم. بله، حركت كردهايم، پيش هم رفتهايم، كارهاى زيادى هم انجام گرفته است، اما وسط راهيم؛ به دلايل مختلف در نيمه راهيم، در اين سربالايى تند كه داريم حركت ميكنيم، اگر توقف كرديم، اين توقف با عقبگرد همراه خواهد بود، توقف ديگر نيست. اگر حركت ما از دور افتاد، بازگرداندن اين نهضت، اين حركت، اين شتاب علمى مشكلتر خواهد بود، اين دغدغه ماست. مبادا وضعيتى پيش بياوريم كه اين حركت متوقف بشود. در يك دورانى ديديم كه در داخل وزارت كسانى بودند كه در مقابل حركت علمى و پيشرفت علمى مانعتراشى ميكردند. اينها نبايد تكرار بشود، دانشگاه در اختيار كسانى قرار نگيرد كه پيشرفت علمى را به هيچ مىانگارند، به آن اهميت نميدهند، دانشگاه در اختيار كسانى قرار بگيرد كه عاشق پيشرفت علمى كشورند، اهميت اين مسئله را براى سرنوشت اين ملت و براى سرنوشت اين كشور درك ميكنند.» (1) رهبري همچنين بر دور ماندن دانشگاهها از حاشيههاي سياسي تأكيد كردند: «من خواهش ميكنم از مديران دانشگاهها و مسئولان گوناگون مديريتى كه دانشگاه را مركز جولان سياسى و تلاشها و فعاليتهاى جناحهاى سياسى قرار ندهيد. سمّ مهلك حركت علمى اين است كه دانشگاهها تبديل شوند به باشگاههاى سياسى؛ كارى كه در يك دورهاى انجام گرفت. اين بهمعناى نفى حركت سياسى در بين دانشجويان دانشگاهها نيست. بنده هميشه مدافع و منادى كار سياسى دانشجوها و دانشگاهيان بودهام و هستم- الان هم معتقدم- منتها نگاه سياسى، مشرب سياسى، فهم سياسي و فعاليت سياسى داشتن، يك حرف است و دانشگاه را و كلاس درس را و محيط علمى را جولانگاه كار سياسى قرار دادن، يك حرف ديگرى است، اينها با همديگر تفاوت دارد. آرامش دانشگاه كمككننده اين است كه دانشگاه بتواند در زمينه مسائل علم كار خودش را انجام بدهد، وظيفه خودش را انجام بدهد و اگر خداى نكرده عكس اين بشود، اولين ضربهاى كه خواهيم خورد، اين است كه حركت علمى در دانشگاه و به تبع آن در كشور متوقف خواهد شد يا كند خواهد شد و عرض كرديم توقف، بهمعناى عقبگرد است.» (2)
در مقطع كنوني، روشنگري در خصوص وضعيت فعلي وزارت علوم توسط نمايندگان، تشكلهاي دانشجويي، رسانههاي انقلابي و... تأثير بيشتري در بازگرداندن قطار اين وزارتخانه به ريل اصلياش دارد. به هر ميزان كه جريانسازي در اين باره موفقتر باشد، راه بر كساني كه قصد دارند اهداف انقلابي را به حاشيه ببرند، تنگتر و سختتر خواهد شد. در غير اين صورت حتي با روي كار آمدن وزير جديد نيز شاهد اتفاق خيلي خاصي نخواهيم بود. به نظر ميرسد همّ اصلي دلسوزان انقلاب بايد در درجه اول آگاهسازي مردم و دانشگاهيان باشد. اگرچه اين امر نافي حق قانوني نمايندگان ملت در استيضاح نيست؛ اقدامي كه در صورت اصرار مسئولان وزارت علوم بر مشي كنونيشان، انجام خواهد گرفت.
پينوشتها:1 و 2- بيانات در جمع اساتيد دانشگاهها 11/04/93