پاسخگوي بحران اين روزهاي پرسپوليس كيست؟ يقه چه كسي را بايد گرفت؟ وزارت ورزش، كادر فني يا هيئت مديره؟ اين سؤالي است كه اين روزها ملكه ذهن هواداران قرمزپوشان است. آنها ميخواهند بدانند هزينههاي ميلياردي و وعدههايي كه براي به سامان رسيدن پرسپوليس پيش از شروع فصل داده شده بود چرا رنگ باخته و خبري از آن تيم مقتدر و البته بدون حاشيه كه وعده داده شده بود، نيست. پرسپوليسيها اين بار زودتر از سالهاي پيش به بحران رسيدهاند، هفته دوم ليگ است و دوباره اختلافات در اردوگاه قرمزها بالا گرفته، هيئت مديره و دايي خط هم را نميخوانند و روابطه مديرعامل و رئيس هيئت مديره هم شكراب است.
اين يعني زنگ خطر براي پرسپوليس همين اول كاري، آن هم پس از سروصداهاي فراوان و قراردادهاي ميلياردي. حالا دوباره قرمزها به اول خط برگشتهاند، همان نقطه شروع كه ميخواستند تيمي بسازند كه فصل جديد حاشيه نداشته نباشد و همه چيز سر جاي خودش باشد و بعد از سالها سكوهاي قرمز آب خوش از گلويشان پايين برود.
انگار اما قرار نيست اين پرسپوليس روي خوش ببيند، وضعيت قرمز اين روزهاي تيم قرمز گوياي همه چيز است و ديگر چيز اضافهاي نميخواهد. دو بازي يك امتياز و دو اخراجي و ايستادن روي پله سيزدهم نشان از حال و روز تيمي دارد كه با سروصدا آماده ليگ چهاردهم شده بود و ميخواست همه تلخيهاي فصليهاي پيش را يكجا جبران كند. اين حكايت اين فصل و فصل پيش هم نيست اما وزارت ورزش اين بار ميخواست همه چيز را درست كند.
همان روزهاي اول بود كه گودرزي ريش و قيچي را به امير خادم داد تا براي سرخابيها هيئت مديره بچيند و اين دو تيم را از وضعيت نابساماني كه دارند به آرامش برساند و هر كسي سر جاي خودش باشد و نتيجه آن هم بشود تيم سالهاي نه چندان دور پرسپوليس و تيمي كه به قول علي پروين، بازي شروع نشده 3 بر صفر از حريف پيش بود. همه اين نقشهها حالا اما نقش بر آب شده و تيمي روبهروي هواداران پرسپوليس قرار گرفته كه نه خبري از فوتبال زيبا در آن است و نه خبري از آرامش، تيمي كه عصبي بازي ميكند و هر بازي يك اخراجي دارد.
شرايط خارج از زمين قرمزها هم كپي نمايشهاي آنها در ليگ است. هيئت مديرهاي كه ساز ناهمگون ميزند و مشخص نيست با كدام منطق چنين جمع متناقضي كنار هم قرار گرفتهاند؛ جمعي كه هر كدام ساز خودشان را ميزنند و هنوز چند ماه نگذشته اختلافهايشان علني شده و كار به جايي رسيده كه براي كله پا كردن يكديگر تومار ميچينند. نمونه آن هم اختلاف سياسي، رئيس هيئت مديره با مديرعامل يعني رحيمي است، اختلافي كه باعث شده بود تا رئيس هيئت مديره پرسپوليس بدون توجه به شرايط حساس تيم، نسخه رحيمي را با اين دو باخت بپيچد، تصميمي كه البته به نتيجه نرسيد، اما نشان ميدهد كه برخي از اعضاي هيئت مديره پرسپوليس، منافع شخصيشان بالاتر از منافع تيم است. اگر چنين نبود تصميم نميگرفتند مديرعاملي را كه تنها سه ماه از شروع به كارش ميگذرد بركنار كنند.
دود اين اختلافات هم آخر ميرود به چشم هوادار پرسپوليس. هواداري كه مانند رحيمي و سياسي و ديگر عضوهاي هيت مديره نيستند كه روزي بيايند و روزي ديگر بروند و خيالشان هم نباشد كه چه بر سر اين تيم آمده، هواداران پرسپوليس، اين تيم را خانهشان ميدانند و براي پيروزيهايش شادي ميكنند و با شكستهايش اشك ميريزند. اين هوادار حالا مديراني را بالاي سر پرسپوليس ميبيند كه گوششان بدهكار فريادهاي اعتراض سكوها نيست؛ مديراني كه ميخواهند پرسپوليس پلهاي براي آنها باشد براي شهرت يا رانت. وقتي چنين مديراني در كنار پرسپوليس باشند نميتوان نتيجهاي غير از آنچه كه الان ثبت شده را انتظار داشت.
وزارت ورزش هم كه اين هيئت مديره دستپختشان است خود را كنار كشيده و خادم معاون ورزش اين اختلافات را طبيعي ميداند تا خبري از مديريت بحران در پرسپوليس نباشد و اين بحران زودهنگام بلاي جان سكوهاي قرمز باشد و خواسته هواداران براي خواباندن اين حاشيهها به جايي نرسد و در بر همان پاشنه سابق بچرخد.