
تصور ميشد برزيل ميتواند دروازههاي فوتبال دنيا به خصوص قاره سبز را به روي فوتباليستهاي ايراني باز كند. اتفاقي كه پيش از آن در سالهاي 98 و حتي 2006 رخ داده بود و باعث پيشرفت فوتباليستها و حتي فوتبال ايران شده بود. اما يك وقفه هشت ساله، ركودي شديد در فوتبال ايران به وجود آورده بود به طوري كه فوتباليستهاي ايراني ديگر چشم فوتبال اروپا را به خود خيره نميكردند و نهايتاً برخي از كشورهاي حاشيه خليج فارس بودند كه آن هم به لطف زيركي مديربرنامهها، نام چند فوتباليست ايراني را در ليست خود جاي ميدادند!
ركود حضور فوتباليستهاي ايراني كه پيش از آن يك دهه موفق در فوتبال اروپا را تجربه كرده بودند، باعث شده بود اين تصور ايجاد شود كه جام جهاني 2014 ميتواند حسرت بازگشت فوتباليستهاي ايراني به دروازههاي اروپا را پايان دهد. حسرتي كه پايانش ميتوانست بار ديگر پيشرفت فوتبال و فوتباليستهاي ايراني را به دنبال داشته باشد اما برخلاف دو جام جهاني ديگر، در برزيل هيچ مشتري براي بازيكنان ايراني پيدا نشد و مليپوشان تيم ملي دست خالي بازگشتند و باز هم كشورهاي حاشيه خليج فارس تنها جايي بود كه باعث شد پرونده ترانسفر شدن بازيكنان ايراني براي هميشه بسته نشود.
سال 76 كه حسرت 20 ساله ايران براي حضور در جامجهاني به پايان رسيد، دروازههاي فوتبال دنيا نيز براي بازيكنان ايراني گشوده شد. اولين دستاورد جام جهاني 98 حضور خداداد عزيزي در كلن آلمان بود و سپس علي دايي و كريم باقري نيز پس از عزيزي به باشگاه آرمينيا بيله فلد آلمان پيوستند. عملكرد مثبت آنها باعث شد روي ديگر بازيكنان ايراني نيز زوم و راه براي لژيونر شدن آنها باز شود. مهدي مهدويكيا، رسول خطيبي و وحيد هاشميان سه بازيكن ايراني بودند كه به باشگاه هامبورگ پيوستند و البته تنها مهدويكيا كه برخلاف دو بازيكن ديگر در جامجهاني بازي كرده بود، توانست جاي خود را در اين تيم تثبيت كند. علي كريمي نيز در همين راستا راهي بايرن مونيخ و بعد از چند سال شالكه شد. اين در حالي بود كه علاوه بر اين بازيكنان كه ستارههاي ايراني در تيمهاي خود بودند، سيروس دينمحمدي، داريوش يزداني، علي موسوي، مهدي پاشازاده و سرژيك تيموريان نيز مدتي را در آلمان سپري كردند. همچنين بازيكناني مثل مهرداد ميناوند، امامي فر، علي لطيفي و عليرضا منصوريان نيز از ديگر بازيكناني بودند كه مدت كوتاهي را در فوتبال اروپا سپري كردند. هر چند بسياري از اين بازيكنان سالهاي زيادي در فوتبال اروپا حضور نداشته و برخي از آنها در ليگهاي دسته پايين آلمان بازي كردند، اما نفراتي چون دايي، مهدويكيا، هاشميان و كريمي سالها در فوتبال اروپا حضور داشتند و جزو ستارههاي تيمهاي خود بودند. به طور مثال هاشميان سومين گل زن برتر و كيا بهترين پاسور بوندس ليگا لقب گرفتند! بازيكناني كه حضور در جام جهاني و درخشش لژيونرهاي ايراني باعث شده بود كه راهي فوتبال اروپا شده و پيشرفت چشمگيري داشته باشند. در اين بين باقري اولين بازيكني بود كه راهي ليگ جزيره شد و با چارلتون انگليس قرارداد بست كه البته مصدوميت مانع از درخشش او در اين تيم شد.
بعد از جام جهاني 98 كه نسل طلايي فوتبال ايران را به خود اختصاص داده بود، يك دهه بازيكنان ايراني در فوتبال اروپا حضوري تأثيرگذار و مثبت داشتند. البته جا ماندن ايران از قطار جام جهاني 2002، باعث شد بازيكنان جديدي راهي اروپا نشوند و بسياري اين مسئله را به ضرر ايران ميدانستند؛ چراكه وقفهاي چهار ساله در پيشرفت بازيكنان ايراني ايجاد شد و شانس آنها براي ديده شدن و راهي شدن به فوتبال اروپا از بين رفت. بعد از آن اما در جام جهاني 2006، بازيكنان ايراني يك بار ديگر توانستند تواناييهاي خود را به رخ دنيا بكشند و با وجود آنكه همچون 98 نتوانستند از گروه خود صعود كنند، اما توانستند چشم فوتبال دنيا را به خود خيره كنند. نتيجه اين خودنمايي لژيونر شدن بازيكناني چون مسعود شجاعي، حسين كعبي، آندرانيك تيموريان، جواد نكونام، رحمان رضايي و. . . در فوتبال اروپا بود. بازيكناني كه اگر چه چند سالي در فوتبال اروپا توپ زدند اما نتوانستند موفقيتهاي لژيونرهايي چون دايي، باقري يا مهدويكيا را كسب كنند.
با توجه به حضور فوتباليستهاي ايراني در اروپا بعد از دو جام جهاني 98 و 2006، اين تصور ايجاد شده بود كه دروازههاي قاره سبز بعد از جام جهاني برزيل نيز روي بازيكنان ايراني باز خواهد شد اما بعد از جام 2014، هيچ يك از بازيكنان ايراني راهي اروپا نشدند و حتي بازيكناني چون قوچان نژاد و دژاگه نيز كه قبل از اين مسابقات در فوتبال اروپا توپ ميزدند نيز به رسم ديگر فوتباليستهاي ايراني راهي كشورهاي خليج فارس شدند و پول را به اعتبار فوتبال اروپا ترجيح دادند. شايد هم به اين دليل كه شرايط سني آنها خصوصا دژاگه اينگونه ايجاب ميكرد كه او ديگر بيشتر به شرايط مالي فكر كند تا اعتبار در فوتبال و حضور در تيمهاي صاحبنام!
اما آنچه بعد از جام 2014 بيش از هر چيزي به چشم آمد، بسته شدن پرونده حضور بازيكنان ايراني در ليگهاي مطرح جهان بود. ( البته صرف نظر از نفراتي چون جهانبخش، سردار آزمون و حقيقي كه قبل از جامجهاني راهي اروپا شده بودند، آن هم نه در تيمهاي مطرح!) مسئلهاي كه به زعم خاكپور بازيكن اسبق تيمملي در گفتوگوي وي با فارس ميتواند به شرايط سني بازيكنان تيم ملي برگردد. چراكه اروپاييها به دنبال بازيكناني هستند كه بتوانند روي آنها سرمايهگذاري كنند، نه بازيكناني كه بعد از يكي دو سال، عمر فوتبالي آنها تمام شود و از آنجايي كه تيم ملي ايران جزء تيمهايي در جام 2014 بود كه ميانگين سنياش بالا بود، پس قابل پيشبيني بود كه نتواند نظر فوتبال دنيا را به خود جلب كند. اما پاشازاده، بازيكن سابق تيم ملي نيز در گفتوگو با فارس مهمترين مسئلهاي كه باعث شد حضور فوتباليستهاي ايراني در اروپا كم شود را عدم جاه طلبي بازيكنان ميخواند:« زمان ما بازيكنان جاهطلبانه بازي ميكردند و غيرممكن برايشان معنا نداشت. اما بازيكنان الان بيشتر جاه طلبانه حرف ميزنند تا بازي!» البته خيليها هم معتقدند بازيكنان ايراني در همين فوتبال ايران به سقف آرزوهايشان ميرسند با اين رقمهاي هنگفتي كه جابهجا ميشود و به همين دليل رنج سفر و دوري از خانواده را به جان نميخرند! البته از سوي ديگر خيلي هم عجيب نيست بازيكنان ما چشم فوتبال دنيا را به خود خيره نكنند وقتي سالهاست از تماشاي ليگ فوتبال خود هيچ لذتي نميبريم!