اين روزها در مراجعه به يك سايت خبري بيشك با مطلب و خبري پيرامون «بروز گرد و غبار در مناطق تهران» مواجه ميشويم. اين در حالي است كه متوليان محيطزيست و مديريت شهري هنوز در حل و فصل مشكل ريزگردها و معضل آلايندههاي هوا در پايتخت و كلانشهرهاي ديگر درماندهاند، كه مهمان ناخوانده ديگري به معضلات لاينحل زيست محيطي پايتخت ملحق شده است تا مصداق حكايت مضحك «قوز بالاي قوز»ي باشد بر توان و تدبير مسئولان حفظ و حراست از محيطزيست!
مضحك از آن لحاظ كه با گذشت زماني كمتر از دو ماه از بروز اولين گرد و غباري كه تهران و شهرهاي اطراف را در بر گرفت، هنوز مسئولان سازمان محيط زيست نتوانستهاند منشأ بروز اين پديده هولناك و اين مهمان ناخوانده را تشخيص دهند چرا كه از اظهارنظر دو تن از مسئولان اين سازمان كه در تاريخ 10 تيرماه صورت گرفته بود، دو مطلب غيرمرتبط برداشت ميشود. به اين مفهوم كه سعيد متصدي، معاون محيطزيست انساني سازمان محيطزيست منشأ اين گرد و غبار را چند معدن شن و ماسه در غرب استان تهران دانسته و محمد رستگار، معاون پايش سازمان محيطزيست استان تهران منشأ بروز گرد و غبار را از بيابانهاي اطراف تهران دانسته است كه نظر دوم معقولتر و منطقيتر به نظر ميرسد اما با اين همه تاكنون اظهارنظر جامع و قابل قبولي در خصوص منشأ و منبع ايجاد گرد و غبارهاي ياد شده از سوي مسئولان سازمان محيطزيست ارائه نشده است.
تمام اين موارد در حالي است كه روز يكشنبه گذشته رئيس سازمان محيطزيست با قاطعيت اعلام كرد كه از هر هفت نفري كه در شهر تهران فوت ميشود، فوت يك نفر به خاطر تأثيرات سوءآلودگي هوا ميباشد.
حال سؤال اينجاست كه تا كي ميتوان مسئوليت در رأس پستي حساس و سازماني خدمتگزار را در ارائه اعداد و ارقام و آمار خلاصه كرد؟ تا كي ميتوان در پيشدستي در ارائه اخبار مسئوليت را از گردن خود ساقط كرد و انگشت اتهام را به سوي سازمانها و ادارات و مراجع ديگر گرفت؟
تا كي ميتوان بر مسند حساسي تكيه زد و به جاي حل مسئله، صورت مسئله را پاك كرد؟
به رغم تمام سؤالات بيجواب گذشته، سؤالات ديگري كه در خصوص ابعاد پنهان پديده گرد و غبار خطاب به خانم ابتكار به عنوان رئيس سازمان حفاظت محيطزيست كشور بايد مطرح نمود، اين است:
1- منشأ بروز گرد و غبارهاي اخير از كجاست؟
2- اين پديده مزاحم نوظهور تا چه زماني قرار است ادامه يابد؟
3- آيا سازمان تحت امر شما توان مقابله با اين معضل را دارد يا اينكه پس از وقتكشي و از دست رفتن موقعيتها قرار است ستاد ديگري براي مرتفع نمودن مشكل و معضل گرد و غبارهاي نوظهور تشكيل شود، مانند آن احوالي كه بر درياچه اروميه رفت و در نهايت ستادي تحت عنوان «ستاد احياي درياچه اروميه» تشكيل شد!