نزاعهاي خياباني را ميگويم. رفتارهاي زشتي كه هر روز در گوشه و كنار اين شهر ميبينيم. فرقي هم ندارد كدام نقطه شهر باشد و يا اصلاً بر سر چه مسئلهاي؟ فقط گاهي اوقات يك يا چند نفر را ميبينيم كه با هم دست به يقه شده و دعوا و كتككاري ميكنند. نزاعهايي كه متأسفانه گاه با قتل همراه است و وقتي به علت اين رفتارها نگاه ميكنيم ريشههايي بسيار بچگانه دارند.
آنطور كه آمارها نشان ميدهد متأسفانه تعداد نزاعهاي خياباني در سالهاي اخير افزايش يافته به گونهاي كه يكي از خبرگزاريها در گزارش اخير خود مينويسد هر ساعت بيش از 70 نزاع سنگين در كشور ثبت ميشود و اين يعني در هر دقيقه بيش از يك نزاع. آن هم نزاع سنگين. اين يعني اگر قرار باشد تمامي نزاعهايي كه اتفاق ميافتد اعم از نزاعهاي كوچك و نزاعهاي بزرگ را ثبت و محاسبه كنيم بيش از 70 نزاع در هر ساعت ميشود كه به هيچ وجه زيبنده نيست.
اين اخبار تأسفبار نشان ميدهد تجديد نظر در سبك زندگي و رفتارمان ضروريتر از هر چيز ديگري است و بايد فكري به حال اين وضعيت كرد.
اينكه دو يا چند نفر در خيابان بر سر مسائلي كماهميت و پيشپا افتاده با هم دست به گريبان ميشوند نشاندهنده اين است كه آستانه تحمل افراد پايين آمده و متأسفانه با كوچكترين حركتي برخي از افراد از كوره در ميروند و در خيابان دست به نزاع ميزنند.
نكته تأسفبار در اين نزاعها استفاده از سلاح سرد، ابزار و ادوات غيرمتعارفي است كه هنوز علت اينكه چرا بايد سلاح سرد و ابزار و ادوات غيرمتعارف در جيب برخي افراد پيدا شود، معلوم نيست.
آنطور كه تحقيقات نشان ميدهد، افزايش و كاهش درگيريها، ارتباط مستقيمي با عواملي چون جمعيت، بافت شهري، توسعه فيزيكي و... دارد، به گونهاي كه با ميزان افزايش اين مؤلفهها، آمار نزاع نيز افزايش داشته است، تا جايي كه استان تهران، نزديك يك ششم آمار مراجعهكنندگان نزاع به پزشكي قانوني در كل كشور را از آن خود كرده است. آنگونه كه آمار نشان ميدهد، در 10 ماهه اول سال 92، بيش از نيم ميليون نفر از ايرانيان اسير كنترل نشدن هيولاي خشم شده و كارشان تا آنجا بالا گرفته كه مجبور شدهاند به مراكز پزشكي قانوني سراسر كشور مراجعه كنند. يك تحقيق نشان ميدهد از آغاز سال ۹۲ تا پايان ديماه، ۵۲۱هزار نفر براي معاينات قانوني پس از كتككاري و زد و خورد، به مراكز پزشكي قانوني سطح كشور مراجعه كردهاند؛ حدود ۱۵۸ هزار زن (۳۰ درصد مراجعهكنندگان) و ۳۶۳ هزار مرد (۷۰ درصد) كه شكايتشان در مرحله رسيدگي است.
بر پايه اين آمار، استانهاي تهران، خراسان رضوي و اصفهان به ترتيب داراي بيشترين آمار مراجعات نزاع به پزشكي قانوني و استانهاي خراسان جنوبي، ايلام و سمنان داراي كمترين آمار مراجعاني از اين دست هستند.
اما اگر آمار اين 10 ماه را به يك سال تعميم دهيم، به حدود ۶۲۵ هزار نزاع ثبت شده در پزشكي قانوني خواهيم رسيد كه در قياس با ۶۱۷ هزار نزاع ثبت شده در اين سازمان براي سال ۹۱، حكايت از رشد آمار نزاع در آمار پزشكي قانوني خواهد داشت؛ رشدي كه ميتوان آن را به استقرا، به رشد آمار نزاع در كشور نسبت داد.
آستانه تحمل مردم كم شده استاما اغلب مسائل اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، مذهبي و... مختلفي باعث بروز اين پديده و رفتار نابهنجار اجتماعي ميشود كه باعث شده در سالهاي اخير، جامعهشناسان و رفتارشناسان بسياري از دانشگاههاي معتبر دنيا به آن پرداخته و تجزيه و تحليلش كنند.
عبدالعلي حسينيانراد روانشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعي پايين آمدن آستانه تحمل مردم به دليل وجود فشارهاي رواني و استرسها را دليل اصلي اين نوع رفتارها ميداند و ميگويد: بخشي از آن ناشي از شرايط شخصي و بخشي هم ناشي از شرايط اجتماعي است كه بايد ريشهيابي شود.
وي ميگويد: يكي از تأسفبارترين موضوعاتي كه بايد در نزاعهاي خياباني به آن اشاره كرد اين است كه درصد بالايي از نزاعهاي خياباني به خاطر مسائل پيشپا افتاده و كماهميت اتفاق افتاده و فقط و فقط به سبب پايينبودن آستانه تحمل افراد درگيريها به وجود آمده است.
وي در ادامه ميگويد: به عنوان مثال در يك تحقيق مشخص شده است 85 درصد نزاعهاي خياباني و دعواها به خاطر مسائل كماهميت اتفاق افتاده و اگر افراد كمي بر اعصاب خود مسلط باشند و به مسائل پيشپا افتاده كمتر اهميت دهند اين اتفاقات هيچگاه نخواهد افتاد.
چند نمونه عينيصحبتهاي دكتر حسينيانراد نشان دهنده اين است كه با كمي صبر و تفكر ميتوان از وقوع حادثهاي دلخراش جلوگيري كرد اما متأسفانه گاهي اوقات شاهد هستيم افراد با كوچكترين مسئلهاي خيلي زود عصباني شده و دست به اقداماتي ميزنند كه نتايج ناگواري دارد. اتفاقاتي كه به گفته اين روانشناس به خاطر مسائل كماهميتي رخ ميدهد.
براي روشنتر شدن موضوع كافي است سري به دادگاهها و محاكم قضايي زد يا نگاهي به صفحه حوادث روزنامهها انداخت آن وقت متوجه خواهيد شد كه درصد بالايي از اين نزاعها به خاطر مسائل كماهميت رخ داده است؛ مسائلي كه در عين خندهدار بودن دردآور است.
آنطور كه در صفحه حوادث يكي از روزنامهها آمده است جواني به خاطر اينكه كودك خردسال همسايه به اشتباه زنگ خانه آنها را زده است با پدر آن كودك درگير شده و او را با ضربه چاقو روانه بيمارستان كرده است و يا اينكه دو راننده بر سر جاي پارك در خيابان با يكديگر درگير شده و اين نزاع به قتل يكي از رانندهها منجر شده است. در خبر ديگري از صفحه حوادث يكي ديگر از روزنامهها نوشته شده است: سبقت گرفتن يك خودرو در يكي از بزرگراهها منجر به قتل راننده توسط رانندهاي شد كه از اين سبقت گرفتن عصباني شده است. گاهي اوقات مسائل پيشپا افتاده و جزئي منجر به قتل و درگيري ميشود كه باور آن براي افراد مشكل و خندهدار است.
قتل جوان 18 ساله در شهرستان گچساران به دليل اختلاف بر سر روشن كردن شمع در يك مراسم، نزاع بر سر خوردن نوشابه و خربزه در شهرستان دزفول و شوش، نزاع به علت مالكيت فلاسك چاي و يك جفت كفش اماني در شهرستانهاي كرج و پاكدشت، نزاع بر سر محل پارك خودرو يا قتل به خاطر عدم رعايت نوبت در سوار شدن به اتوبوس نيز از خبرهاي مضحك و در عين حال دردآوري است كه در سالهاي گذشته در صفحه حوادث روزنامهها درج شده است.
تمرين تسلط بر اعصاباين خبرها نشان ميدهد تسلط بر اعصاب و كنترل خشم بايد به يك تمرين جدي براي افراد تبديل شود تا به خاطر كوچكترين مسئلهاي ناخودآگاه عصباني نشده و دست به كاري نزنند كه آن كار براي آنها نتايج بسيار دردناكي را به دنبال دارد.
شايد شما هم تا كنون در حين رانندگي عصبانيت برخي از افراد و رانندگان را ديده باشيد كه گاه حتي منجر به وقوع درگيري و نزاع در بين افراد ميشود اما فكر ميكنيد علت اينگونه رفتارها چيست؟
دكتر حسينيان راد در ادامه ميگويد: بيشترين حجم درگيريها و نزاعهاي خياباني در بين رانندگان خودروهاي مختلف است به گونهاي كه فرد با كوچكترين حركت اشتباه يك راننده ديگر خيلي سريع از كوره در ميرود و اين موضوع باعث ميشود تا افراد در خيابان با يكديگر دعوا كنند.
به گفته اين پژوهشگر حوزه اجتماعي گاهي اوقات ديده شده افراد در حين رانندگي در خيابان وقتي با تخلف راننده ديگري روبهرو ميشوند ناخودآگاه دست روي بوق گذاشته و به صورت ممتد و آزاردهنده بوق ميزنند كه اين مسئله باعث عصبانيت راننده و افراد ديگر ميشود و در نهايت اگر افراد نتوانند بر اعصاب خود مسلط باشند و خشم خود را كنترل كنند اتفاقات ناگواري رخ ميدهد.
دكتر حسينيانراد در ادامه به راههاي كنترل خشم اشاره ميكند و ميافزايد: بسياري از افراد بعد از اينكه نزاع به پايان ميرسد و خشمشان فروكش ميكند به فكر فروميروند. اين نكته به ذهنشان ميرسد كه چقدر خوب بود اگر قبل از عصبانيت چند ثانيه فقط چند ثانيه به كاري كه قرار است انجام دهند فكر ميكردند.
وي با تأكيد بر اينكه معمولاً جوانان بيشتر درگير اصطكاكها و نزاعهاي خياباني ميشوند، گفت: در جوانها تا حدودي اين درگيريها «به سبب سن و سال و هيجاني بودن جوان» طبيعي است اما بخش ديگري از آن ريشه در عوامل ديگري دارد.
اين استاد دانشگاه در ادامه ميگويد: گاهي اوقات شاهد هستيم كه افراد با سن پايين، نوجوانان و كودكان نيز به راحتي از كوره در ميروند و خيلي زود عصباني ميشوند كه اين موضوع ميتواند نشانههاي مختلف مانند مشكلات روحي و رواني افراد و شرايط نامساعد فضاي خانواده داشته باشد.
وي با اعلام اينكه افرادي كه از سطح تحصيلاتي بالاتري برخوردارند، بدون ترديد از ظرفيت تعامل اجتماعي بالاتري نيز بهرهمند هستند، گفت: اين افراد اغلب براي مواجهه با شرايط غيرمنتظره پيشآمده آمادگي بيشتري داشته و با سعهصدر بيشتري رفتار ميكنند.
دكتر حسينيانراد در ادامه به اتفاقات ناگوار ناشي از عصبانيت اشاره ميكند و ميگويد: گاهي اوقات شاهد هستيم افرادي كه در دادگاه به عنوان قاتل يا ضارب محاكمه ميشوند افرادي هستند كه ظاهري ساده و معمولي مثل بسياري از افراد جامعه دارند و تنها علتي كه در دادگاه و در حضور قاضي مجبور به توضيحدادن اتهامي است كه متوجه آنها شده عدم توانايي در كنترل خشم است.
وي ميافزايد: اين افراد متأسفانه در لحظه وقوع نزاع نتوانستهاند خشم خود را كنترل كنند و با اين تصور كه به شخصيت آنها توهين شده است خيلي زود عصباني شده و دست به كاري ميزنند كه نتايج ناگواري براي آنان دارد.
به گفته اين استاد دانشگاه وقوع اينگونه رفتارها نهتنها براي فرد بلكه براي خانواده افراد و جامعه نيز داراي آثار و پيامدهاي ناگواري است و در حالت كلي براي جامعه هزينههاي زيادي دارد.
وي به نقش رسانهها و اهميت بالاي آنان در پيشگيري از وقوع اينگونه اتفاقات تلخ اشاره ميكند و ميافزايد: بدون شك رسانهها خصوصاً رسانه ملي نقش بسيار مهمي در جلوگيري از اينگونه رفتارها دارد هرچند اخيراً گاهي اوقات از رسانه ملي شاهد پخش تيزرهايي با موضوع كنترل خشم هستيم اما اين آگاهيرساني بايد بيشتر باشد.
اين پژوهشگر حوزه اجتماعي در بخش ديگري از صحبتهاي خود به سيره و سبك زندگي معصومين(ع) اشاره ميكند و ميگويد: توجه به سبك زندگي الگوهاي آسماني و حضرات معصومين(ع)، ميتواند باعث به حداقل رسيدن اينگونه رفتارها شود.