آيا تا به حال ديدهايد كه مادري به زور به بچهاش غذا بدهد و بچه با گريه و ناله غذا را بخورد؟ در بين بچههاي امروزي كه علاقه زيادي به خوردن تنقلات جورواجور دارند، بعيد است با همين غذاهاي ساده روزانه مشكل نداشته باشد، چه برسد به اينكه پاي يك غذاي جديد در ميان باشد و اينجاست كه حتي نسبت به چشيدن مزههاي جديد واكنش نشان ميدهد. واقعاً دليل اينكه برخي بچههاي ما ميلي به غذا ندارند و لاغر هستند چيست؟
خوردن زوركي
اولين بار بود كه ميديديم مادري براي خوراندن غذا در دهان بچهاش از روش خواباندن روي زمين و به زور خوراندن غذا استفاده ميكند. اتفاق تعجب برانگيزي بود كه در خانه يكي از اقوام ديديم و براي اينكه فرزندشان غذا بخورد دست و پايش را محكم گرفته بودند و در اين شرايط قاشقهاي پر از غذا را در دهان بچه ميگذاشتند، واقعاً دلم براي آرش سوخت. در اين كشمكش اگر آرش زور بيشتري از خودش نشان ميداد و مقاومت ميكرد آن وقت بود كه ساير اعضاي خانواده به كمك مادر ميآمدند.
بچه بيچاره مدام گريه ميكرد و غذا را در دهانش نگه ميداشت و قورت نميداد، اما مادر متبحرتر از اين حرفها بود و با گرفتن بيني آرش و فشار دادن لپها مجبورش ميكرد تا غذا را قورت دهد. اين تازه روش خوب و ملموس غذا خوردن آرش بود، واي به آن روزي كه پدر آرش عصباني ميشد و در يك اقدام ضربتي كلاً بچه نميتوانست حركتي انجام دهد و ديگر توان جم خوردن نداشت، چون از همه طرف خلع سلاح ميشد و بايد تا آخرين قاشق غذا را ميبلعيد.
تا به حال به چنين روش كاربردي برنخورده بودم و هاج و واج صحنه پيش آمده را نگاه ميكردم. باورم نميشد بچهاي سه، چهار ساله هنوز نتواند قاشق در دست بگيرد و علاقهاي به خوردن و استقلال در اين مورد نداشته باشد. نكته ديگر اين بود كه آرش با آن جثه نحيف و كوچك چطور بايد اين همه غذا را بخورد و به خاطرهمين بود كه اكثراً بعد از غذا دل درد ميگرفت يا هرچه را خورده بود بالا ميآورد. واقعاً نتيجه تجويز زوركي غذا خوردن بهتر از اين نميشود و اين والدين انتظار دارند فرزندشان با اين روش غذا خوردن گوشت به تن بياورد و چاق هم شود.
خوردنيهاي بيفايده
آنقدر خوراكيهاي رنگارنگ و خوشمزه وجود دارد كه بزرگترها نسبت به امتحان آن وسوسه ميشوند چه برسد به كوچكترها! از انواع شكلات، آدامس، چيپس و پفك گرفته تا كيك، بيسكوئيت و بستنيهاي مختلف. نميتوان به طور كلي روي اين خوشمزههاي وسوسه انگيز قلم قرمز كشيد اما حداقل كاري كه ميتوانيم براي كودكمان انجام دهيم اين است كه روش صحيح استفاده از آنها را به او ياد دهيم. طرز رفتار و نحوه خوردن والدين تأثير مستقيمي بر بچهها دارد و آنها با الگو گرفتن از بزرگترها سعي ميكنند حتي در خوردن نيز از آنها تقليد كنند.
فست فود، غذاهاي آماده و اين مدل خوراكيها ارزش غذايي بالايي ندارند و فقط در طول زمان باعث ميشوند كودك ما به انواع و اقسام بيماريهاي جديد مبتلا شود، از چربي و قندخون گرفته تا كوتاه قدي، سوء تغذيه و پوكي استخوان. در واقع فست فودها فايدهاي كه براي بدن كودكمان ندارند هيچ، ضرري كه از مصرف آنها ميبينند به مراتب سنگينتر است. بايد تا آنجايي كه ميتوانيم بچهها را با روشهاي صحيح و منطقي از خوردن آنها منع كنيم.
از دنده چپ بلند شدن
اينكه ميگويند رفتار والدين در خورد و خوراك بچهها اثر دارد كاملاً درست است. معمولا وقتي والدين ميبينند بچههايشان اشتها ندارند و ميلي به خوردن نشان نميدهند نگران ميشوند. اين نگراني خوب است، به شرطي كه منجر به بازگشت اشتها و تغيير در برنامه تغذيهاي كودك شود، وگرنه كار را بدتر هم ميكند. پافشاري و اصرار والدين بر خوردن باعث ميشود كه كودك ميلي به خوردن نشان ندهد و رفتاري متفاوت بروز دهد.
درخواستهاي پيدرپي و وقت و بيوقت پدر و مادر كودك را به جايي ميرساند كه لجبازي پيشه ميكند و با هر حرف و اقدام آنها واكنش نشان ميدهد. درواقع اصرارها نتيجه عكس ميدهد و بهانهجوييها و مقاومت فرزند را به همراه خواهد داشت. هرچه آنها تلاش ميكنند به هدفشان برسند فرزند هم براي خود به دنبال راهحلهاي ديگر، عكسالعمل و بهانه تراشيهاي جديد ميرود و اين كار هيچ فايدهاي ندارد.
البته مادر و پدرها فكر ميكنند چون خودشان ميتوانند حجم زيادي غذا بخورند و در طول روز هم خوراكيهاي فراواني را امتحان ميكنند توقع دارند بچهها هم پا به پاي آنها بخورند. اين تفكري غلط است كه خودشان و ميزان غذايي كه ميخورند را با كودكان مقايسه ميكنند و با توسل به اصرار و زور ميخواهند به آنها غذا بخورانند.
وقت و زمان مشخص
خانوادهها براي وعدههاي غذايي برنامه مشخصي دارند و كمتر پيش ميآيد در اين مورد دچار آشفتگي شوند. صبحانه، ناهار، عصرانه و شام برنامهاي است كه همه افراد خانواده را شامل ميشود. بچهها هم بايد يك برنامه غذايي معين داشته باشند و طبق آن به همراه ساير نفرات غذايشان را بخورند. وقتي اين روال از حالت خود خارج شود همه نفرات مشكل پيدا ميكنند. دير بيدار شدن كودك همان و حذف وعده صبحانه همان است، پس از آن ناهار هم دير صرف ميشود، به دنبال آن عصرانه جاي شام را ميگيرد و زمان خواب شام خورده ميشود. اين سردرگمي باعث ميشود كودك براي خوردن ميل و رغبت چنداني نداشته باشد و ترجيح دهد به جاي خوردن غذا بازي كند يا در رختخواب باشد. جابهجايي ساعت خوردن هم كم اشتهايي به همراه دارد، همين مسائل كوچك دست به دست هم ميدهند و علت لاغري و كم اشتهايي كودكمان ميشود.
همه نگاهها به يك سمت
خوب يادم است زمان ما هم پدر و مادرها براي خوراندن غذا به فرزندشان از چه ترفندهايي استفاده ميكردند و به نوعي آنها را گول ميزدند تا كمي غذا بخورند. از هواپيما، ماشين و قطار درون دهان رفتنها تا جايزه گرفتن، شهربازي و پارك رفتن چيزهايي بود كه به وفور ديده ميشد. البته اين راهكارها براي خانوادههايي بود كه تعداد فرزند كمي داشتند و والدين خودشان را به آب و آتش ميزدند تا بچههايشان غذا بخورند، وگرنه در خانوادههاي پرجمعيتتر معمول اين بود كه سر بيشتر غذا خوردن دعوا ميشد. اين دست كودكان براي اينكه جلب توجه كنند درخواست مادر و پدرشان براي خوردن را رد ميكنند. در ذهن آنها بهترين راه براي اينكه نگاهها به سمت شان جلب شود همين سرباز زدن از خوردن است و اكثراً هم موفق ميشوند.
وقت بگذاريد
براي اينكه كودكمان را به خوردن تشويق كنيم بهترين راه اين است كه كمي با دل آنها راه بياييم. از مواد خوراكي استفاده كنيم كه رنگ و لعاب خوبي داشته باشد. بچهها عاشق رنگها هستند و والدين ميتوانند با كمي خلاقيت با استفاده از ميوه، سبزيجات و مواد خوراكي خوش رنگ، غذايي باب طبع بچهها درست كنند. براي اينكه كودكمان دچار مشكلات جسمي نشود فقط لازم است كمي وقت بگذاريم و غذاهايي كه مناسب است و برايش ضرري ندارد درست كنيم. والدين بايد كمتر از مواد چرب و داراي قند در غذاهاي كودكان استفاده كنند و به جاي تنقلات، مواد مغذي و مفيد را جايگزين كنند تا در آينده كودك نيز دچار مشكل نشود.