ابوي ميگويد: گل بود به چمن نيز آراسته شد.
ميگويم: نكند صحبتهاي نهاونديان را خواندهايد. صحبتهايش مانند آن امتحان شفاهي جغرافي مدرسه بود كه يك شاگرد فقط افغانستان را ميشناخت (البته با نيت قبلي و به قصد آنجا را ميشناخت) و از هر چه سؤال ميكردند به افغانستان ميرسيد!از ايران، از امريكا، از بوركينافاسو و...
ابوي ميگويد: نه منظورم نهاونديان نبود. حالا چه گفته؟ نكند گفته تمام راهها به رم ختم ميشود؟ كاتوليكتر از پاپ نشود يك وقت!
ميگويم: دقيقاً. انگار مذاكرات فرصت بوده براي اينكه ايتاليا به ايران برگردد. فرصتهاي تازه اين دولت براي اين بوده كه ايتاليا دوباره شريك ممتاز تجاريمان شود. نهاونديان از گردشگري به ايتاليا ميرسد. از هوش بازرگانان ما به ايتاليا ميرسد. از صدور رواديد به ايتاليا ميرسد. از تقسيم كار دولت و بخش خصوصي به ايتاليا ميرسد. انگار الگوي ما حالا شده است ايتالياي اسلامي!
ميگويد: باز جاي شكرش باقي است كه خود داف پندار نشده است! اگر تمام راهها به ده آبا و اجدادي مقامات ختم ميشد چه؟ آنوقت شرح جديد وظيفه وزارت راه هم به صنايع و كشاورزي اضافه ميشد.
ميگويم: اين واژه را الان اختراع كردهايد؟ خود داف پندار؟ دخترانه نيست؟ اقتصادي است؟ مجاز است؟ فرهنگستان كه نداده؟ عين كشلقمه (كه معلوم نيست اختراع كه بوده) كه نيست؟
ميگويد: منظورم همان خودشيفتگي است. حالا ما يك ريزه خودمان را به روز ميكنيم بايد تقاص پس بدهيم؟ اينهمه آدم در مملكت راه ميروند و فقط حرف ميزنند و هيچكس پيگير حرفهايشان نميشود، اما من نميتوانم از روي وايبرم تقلب كنم. حالا كه ابزار اتوماسيون اداري هم شده!
ميگويم: ببخشيد. شما كه از هفت دولت آزاديد. حالا منظورتان از گل و چمن اول ستون، اگر نهاونديان نبود، چه كسي است؟فقط نوبخت و ربيعي نباشند كه كوپنشان پر است. هر كس ستون را بخواند فكر ميكند، اسپانسر ستون شدهاند كه يك خط در ميان اينجا رژه ميروند و ما برايشان كف و سوت ميزنيم. مگر شغل و مقام ديگري هم باقي مانده؟ تمام پستها كه تقسيم شد!
ميگويد: همه اينها يك طرف، تركان هم همان طرف! ايشان منطقه آزاد چابهار را قطب سوم خودروسازي كشور كردند، رفت. از همانجا رالي كوير هم ميگذارند تا حالش را ببرند. نه اينكه الان گل كاشتهاند، گفته تصميم رئيسجمهوري در مورد تشكيل قطب سوم خودروسازي كشور بسيار جدي شده و نظرشان اين است كه خودروسازان در فضايي كاملاً رقابتي فعاليت كنند تا بازار رقابت سبب اصلاح كيفيت و كاهش قيمتها شود. ماشين چابهار كه بيايد ايران خودرو و سايپا اصلاحنژاد ميشوند!
ميگويم: الان كه عجب رقابتي است. دو خودروساز بزرگ فعلي بشوند سه تا؟ يك خودروسازي ديگر نيز راهاندازي شود؟صادر هم بكند؟ لابد بدهي هم بالا بياورد؟ قيمتش هم بزند به سقف؟ براي صادرات بر عكس آن دو تاي ديگركيفيت بيشتري هم داشته باشد؟ لابد بخش خصوصي بايد اين كار را بكند آنهم با مشاركت اجانب. بعد دولت تسهيلات بدهد و پس نگيرد. زيانهاي انباشتهاش را هم در صد سال آينده رفع و رجوع كند و دست آخر هم قيمت را بكشد بالا تا باز مردم جبران ندانم كاريها و بيتدبيريها را بدهند...
ميگويد: خب من كه گفتم گل بود به چمن نيز آراسته شد. دغدغههاي رئيسجمهوري ريشهاي است. از هر چيزي بايد سه تا داشته باشيم بالاخص خودروسازي. سه عدد كار راه اندازي است. از قديم گفتهاند تا سه نشه بازي نشه...
ميگويم: حالا آن دو تا كه شوراي رقابت را زاياندهاند. بالاخره حاصل جلسات پر تنششان به سمع رئيسجمهور رسيد يا باز بناست خبرهايش را رئيسجمهوري از رسانهها دريافت كند. گمانهزني بد نيست ولي چرخاندن لقمه دور سر و نخوردن آن اسراف است!
ميگويد: جلسه پرتنشي بوده چراكه عده كثيري مخالف موضعگيري رئيس شوراي رقابت بوده و عدهاي نيز توجيه ميكردند كه سياست نبايد در اقتصاد دخالت ميكرده و بايد از بخش خصوصي حمايت كنيم و عدهاي نيز عنوان ميكردهاند كه خودروسازي در ايران انحصاري شده است؛ بنابراين مقرر شده تا جلسات كارشناسي با كارگروه اقتصادي ادامه يابد تا نتيجه در راستاي كاهش قيمت خودرو باشد يعني احتمال كاهش 2 تا 3 درصدي قيمت خودرو طي 2 تا 3هفته آينده. البته ما كه شتر نيستيم در خواب پنبه دانه ببينيم.
ميگويم: پس ماجرا ادامه دارد.
ميگويد: ادامه نداشته باشد هم ما ميگوييم ادامه دارد. خوبيت ندارد كه ادامه نداشته باشد. به همه گفتيم دارد، شما هم بگو كه ادامه دارد...