کد خبر: 660097
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۶
تحليلي بر وضعيت رسيدگي به شكايات دانشجويان از اساتيد
اگر گشتي در اينترنت براي واژه‌هاي مرتبط با شكايات دانشجويان از اساتيد بزنيد، كمتر ممكن است مطلبي در مورد محكوم شدن يك استاد به دليل رفتارش با دانشجويان را بيابيد.
محمد عبداللهي

خواه اين شكايات در حد نمره و قبولي درس و مشروطي ترم باشد يا حتي ماجراي چاقوكشي دانشگاه زنجان، خواه يك نفر شكايت كرده باشد يا جمعي از دانشجويان، خواه از استاد متشاكي هزار بار شكايت شده باشد خواه يك بار! فارغ از اينكه در مجموع شكايات و به لحاظ آماري تا چه حد دانشجويان مقصرند و تا چه حد اساتيد اما نيافتن كوچكترين اثري از اتمام دعاوي به نفع دانشجويان كمي سؤال‌برانگيز است. آيا ممكن است تمام دانشجويان در شكايات خود اشتباه كنند يا عمدي بر تخريب يك استاد داشته باشند؟ يا اينكه نكاتي در اين موضوع وجود دارد كه باعث مي‌شود آمار نيز خبر از ظلم نظام آموزشي بر دانشجويان بدهد.

بياييد روند شكايت يك دانشجو را بررسي كنيم.

يك دانشجو در چه صورت ممكن است شكايت كند؟ اگر نگاهي به سياهه شكايات داشته باشيم و آمار احتمال پيروزي يك دانشجو در شكايت را بررسي كنيم و به اين نكته نيز توجه كنيم كه بعد از شكايت رسمي يك دانشجو عملاً امكان تحصيل بي‌دردسر و مشكل از او سلب خواهد شد – چه به واسطه دروسي كه با همان استاد دارد و چه به واسطه دروسي كه با اساتيد ديگر همان دانشگاه كه محتملاً از دوستان يك سر دعوا هستند خواهد داشت! – و در بسياري از موارد بايد قيد كسب مدرك را نيز بزند. با اين حساب يك دانشجو فقط در صورتي از استادش شكايت مي‌كند كه اولاً عملاً به قدري خود را محق ببيند كه به پيروزي يقين داشته باشد و ثانياً قيد درس و دانشگاه را زده باشد و ثالثاً از آن دسته بسيار قليلي باشد كه حاضرند به خاطر احقاق حقشان در جامعه با قدرتمندتر از خود درگير شوند. حال بياييم نگاهي به آن سوي ماجرا داشته باشيم.

يك استاد با جايگاه علمي و عرفي و سني در جامعه ايراني بسيار محترم است و برخوردار از حمايت مجموعه دانشگاه و اساتيد ديگر و همچنين وزارت علوم و بدون كوچكترين ترسي از رأي احتمالي دادگاه با توجه به همان آمارهاي پيش گفته شده و همچنين وضعيت ضعيف قوانين در اين بين به دادگاه خواهد رفت. او همه ابزارهاي لازم براي تنبيه دانشجو پيش، حين و پس از دادگاه را در اختيار دارد، در حقيقت او نيازي به دادگاه ندارد زيرا با كمك اساتيد ديگر و كادر دانشگاهي خواهد توانست چنان بلايي بر سر دانشجوي بخت برگشته بياورد كه او و همه دوستان تا چند نسل قبل و بعدش هم ديگر خيال چنين كاري به سرشان نزند.

و حالا بياييم نگاهي به مجموعه داوري بيندازيم.

حدس مي‌زنيد چه كساني وظيفه خطير قضاوت در اين گونه دعاوي را بر عهده دارند؟ درست حدس زديد! اساتيد همان دانشگاه! و در مرحله بعد اساتيد همان استان! و در مرحله بعد اساتيد عضو در كميسيون مربوطه در وزارت علوم! حال فرض كنيد كه استاد متشاكي بداند اعضاي كميته چه كساني هستند. حال يا از طرق رسمي يا غير‌‌رسمي. خودتان را به جاي اساتيد عضو كميته بگذاريد، چقدر احتمال دارد به ضرر دوست و همكارتان رأي دهيد؟ همان كسي كه هر روز چشم در چشم يكديگر در دانشگاه هستيد، احياناً دوست، همكار با روابط خانوادگي و...

حال فرض كنيم اين موضوع در استان بررسي شود. چقدر احتمال دارد بخشي از اساتيد همين دانشگاه در آن كميسيون كذايي عضو باشند؟ چقدر احتمال دارد بخشي از مجموعه رسيدگي به شكايت با اساتيد دانشگاه مزبور مرتبط باشند؟ تا به توصيه‌اي و خواهشي در رودربايستي يا احساس تكليفي كاذب در رأي دادن خود جانب استاد و دانشگاه مزبور را داشته باشند.

وضعيت وزارتخانه نيز دست كمي از موارد بالا ندارد. اصولاً چه كسي به يك دانشجو اهميت مي‌دهد؟ موجودي كه در نظام آموزشي ما اگر نبود اساتيد راحت‌تر زندگي مي‌كردند! حتي دانشجويان در مقاطع بالاتر و حتي دكتري نيز تفاوتي نمي‌كنند. اصولاً چيزي كه زياد است دانشجو در تمامي مقاطع تحصيلي. يكي كمتر زندگي بهتر! تنها خاصيت دانشجو در چنين سيستمي پركردن ساعات تدريس اساتيد – به شرط بي‌سر و صدا بودن دانشجو و بيشتر در مقاطع پايين – و تقبل زحمت تتبع و تأليف مقالات جهت ارتقاي اساتيد در مقاطع بالاتر است! نگارنده زحمات اساتيد دلسوز را ناديده نمي‌گيرد لكن اگر جانب انصاف را داشته باشيم اساتيد منصف، دلسوز و عالمي كه هم در زمينه خود متخصص باشند و هم براي انتقال مفاهيم به دانشجويان دلسوزي كنند و هم نسبت به تقاضاها يا احياناً اعتراضات دانشجو جانب انصاف را داشته باشند نسبت به عموم اساتيد بسيار قليلند. عموم اساتيد يا تخصص لازم در رشته خود را ندارند به طوري كه به راحتي با يك فارغ‌التحصيل خوب مقطع كارشناسي ارشد و دكتري قابل تعويضند يا از سر دلسوزي و علاقه به حرفه شريف معلمي روي نياورده‌اند – كه قشري با دغدغه معاش و گروهي بهتر با دغدغه كار علمي بدون احساس تكليف نسبت به دانشجو – و بنابراين در مقاطع مختلف چه در تدريس و چه در تحقيق وظيفه‌اي براي كمك به دانشجو نمي‌بينند يا در مقام استادي انصاف لازم را ندارند حال چه با بهانه بي‌حوصلگي يا بدتر از آن به بهانه حقير دانستن دانشجو، اگر مسئولان شكي در برآورد نگارنده دارند آزمايش آن از طريق برگزاري نظرسنجي – البته نه توسط همان كارمندان و اساتيد پيش گفته – از دانشجويان كار چندان سختي نيست.

با نگاهي به نظرسنجي‌هاي پايان ترم بي‌فايده دانشگاه‌ها، تصنعي و بي‌فايده بودن آنها تا به آنجا واضح است كه اگر فشار دانشگاه‌ها با ابزارهايي مانند تأخير در ثبت‌نام ترم بعدي يا ... نبود كمتر دانشجويي وقتش را براي پر كردن اين نظرسنجي‌ها صرف مي‌كرد.

اعتراضات دانشجويي در چنين فضايي چه به دليل مسائلي مانند نمره باشد يا مسائل اخلاقي يا حتي ضرب و جرح در نگاه اول از دريچه ديد نظام آموزشي اعتراض يك عضو زائد به يكي از ارزشمندترين و مهمترين عناصر اين چرخه است. حال محق بودن يا نبودن دانشجو يا حتي جمع كثيري از دانشجويان – در صورت بررسي حقيقي – در مقابل كدورت، تنبيه يا اخراج يك استاد چه اهميتي دارد؟

آيا تمام دانشجويان استادي كه سال‌هاست تنها ارائه‌دهنده يك درس خاص در دانشگاه است و بيش از نيمي از كلاس در هر ترم با نمرات بسيار پايين مي‌افتند تنبل و پرمدعا هستند؟ آيا ديدن برگه امتحاني لطفي است كه استاد در حق دانشجو مي‌كند و نه حق دانشجو؟ آيا استاد حق دارد به دانشجو توهين كند يا او را تحقير كند؟ اگر پاسخ شما بلي است، به احتمال زياد شما نيز از اساتيد باسابقه! دانشگاه‌ها هستيد!

در چنين نظامي با چنين پيش‌فرض‌هايي و با نگاه به مجموعه قضاوت‌كننده – مگر در شرايطي كه شكايت به مجامع قضايي رسمي كشور ارجاع شود كه در اين صورت تمام قدرت نظام آموزشي براي دفاع از يك عضو آن صرف خواهد شد – در مورد شكايات دانشجويان ما را به اين حقيقت تلخ مي‌رساند كه دانشجويان عملاً با شكايات خود مشت بر سندان مي‌كوبند.

به نظر مي‌رسد نگاهي دوباره و تصحيح اساسي ساختارهاي مربوطه نه فقط به احقاق حقوق دانشجويان منجر مي‌شود كه با تسويه اساتيد كم‌سواد، بي‌تفاوت و بي‌مسئوليت و بي‌انصاف باعث بهبود جو اساتيد كشور مي‌شود كه اين خود از بزرگ‌ترين دغدغه‌هاي همان قشر اندك اساتيد دلسوز و عالم و منصف است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار